ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

سي‌نما

سي‌نما

الذهاب إلى القناة على Telegram

t.me/RedChtBot?start=6248272180

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
317
المشتركون
+124 ساعات
-17 أيام
+630 أيام
أرشيف المشاركات
به انتهای داستان که کمی نزدیک میشیم رنگ قرمز کامل از بین رفته ، که بنظر من نشون از پایان اون رابطه ی پر هیاهو میده دیگه حتی روزنه ای بازگشت اون رابطه وجود نداره و فقط رو به سردی میره

photo content
+7

photo content
+9

اواسط فیلم با پررنگ شدن داستان کم کم رنگ ها کرخت میشن اما هنوز رنگ قرمز وجود داره که رکن اصلی داستان هست، اما حضور پررنگ آبی کمرنگ، مشکی و طوسی نشان از سرد شدن فضا میده که در ذهن مخاطب حالت غمگینی بوجود میاره

photo content
+7

photo content
+9

در ابتدای فیلم رنگ ها بصورت واضح وجود دارن و رنگ قرمز آلبالویی به شکل اغراق شده ای وجود داره، شده خیلی کوتاه و جزئی اما هست به علاوه رنگ هایی چون آبی و مشکی که در این فیلم رفته رفته پررنگ تر میشه

photo content
+5

photo content
+9

در خشم و هیاهو حضور رنگ ها بسیار پررنگه

امروز میخوام درباره ی خشم و هیاهو حرف بزنم

و در آخر، هر قاب حدیث ناتمام است

این تحلیل نشان می‌دهد که هیچ یک از این انتخاب‌ها تصادفی نیستند؛ بلکه تمام جزئیات قاب، رنگ و میزانسن بخشی از زبان سینمایی فرهادی هستند که روایت و احساس را بدون دیالوگ تعریف می‌کنند

همچنین «فقدان»، «ابژه غائب» و سکوت درباره خشونت و تبعاتش — چه برای قربانی (رعنا) و چه برای شخص مقابل (عماد و جامعه) — یکی از لایه‌های روانی مهم فیلم است.

فیلم نشان می‌دهد که فشارهای جامعه، فرهنگ مردسالار و انتظارات اجتماعی چطور می‌توانند انتخابی را از آدمی بگیرند یا او را به سمت انتقام بکشند.

بحران هویت فردی و اجتماعی یکی از محورهای روان‌شناختی فیلم است — تجاوز به رعنا فقط زخم جسمی نیست، بلکه حمله به حس امنیت، تعلق، اعتماد و جایگاه اجتماعی زن و شوهر است.

فیلم بدون محکوم کردن قطعی یا ارائه راهکار «سیاه/سفید»، شخصیت‌ها را در خاکستری نگه می‌دارد: یعنی ما خودمان باید تصمیم بگیریم اخلاقیات و عدالت در موقعیت پیچیده چیست.

تحلیل ساختاری + روان‌شناختی (نقد انگلیسی / جهانی)
در نقدی به زبان انگلیسی گفته شده «فروشنده» فیلمی است درباره روان، فقدان خود‑ارزش، خشم، احساس تحقیر و آسیب هویتی؛ یعنی آسیب روانی “شوهر” (عماد) بعد از حادثه به خودِ او است — نه صرفاً خشونت بر علیه جسم؛ بلکه لطمه به روان و هویت. بیننده در طول فیلم همراه عماد می‌شود، می‌فهمد که «زخم» ناشی از تجاوز فقط جسمی نیست، بلکه به وجدان، غرور، امنیت و اعتماد برمی‌گردد.

نگاهی روانکاوانه / روان‌تحلیلی (مقاله «ابژه غائب» و فقدان)
در این دیدگاه، فیلم «فروشنده» با استفاده از مفهوم «ابژه غائب» — یعنی چیزی که مفقود شده و غایب است — کار می‌کند. این فقدان، شکاف روانی در شخصیت‌ها، از هم گسیختگی هویت زن و شوهر بعد از بحران، و زخم روانی ناشی از تجاوز و فقدان امنیت روانی را نمایان می‌کند. به عبارت دیگر، تجاوز و پیامدهایش نه فقط حادثه‌ای بیرونی، بلکه بحران روحی و روانی عمیق است که زندگی شخصیت‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

نقد «بحران هویت مردانه»
طبق این تحلیل، «عماد» تحت فشار قدرتِ انتقام و عطش احیای حیثیت مردانه‌اش قرار می‌گیرد؛ یعنی آسیب روانی و هویتِ درگیر بحران مردانه — پس تجاوز به رعنا نه فقط یک خشونت فردی، که زنگ خطر بحران هویت و مردانگی است. تحلیلگر می‌گوید واکنش عماد، نتیجه «نظام میانکنشی فرهنگی» است — یعنی جامعه و ارزش ها نقش تعیین‌کننده در تصمیم او دارند.