fa
Feedback
Poolpira

Poolpira

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
203
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
✍در ژوئن ۲۰۲۶، شاخص قیمت کالاهای فرآوری‌شده برای تقاضای واسطه‌ای به منفی ۱.۲ درصد و کالاهای فرآوری‌نشده به منفی ۴.۱ درصدی رسی
✍در ژوئن ۲۰۲۶، شاخص قیمت کالاهای فرآوری‌شده برای تقاضای واسطه‌ای به منفی ۱.۲ درصد و کالاهای فرآوری‌نشده به منفی ۴.۱ درصدی رسیده است. 🔹کالاهای فرآوری‌شده (Processed goods) کالاهایی هستند که پس از استخراج یا تولید اولیه، طی مراحلی مانند پالایش، تبدیل یا ساخت، به مواد یا محصولات قابل استفاده در تولید یا مصرف تبدیل شده‌اند مانند بنزین، فولاد، پلاستیک و مواد شیمیایی. 🔹کالاهای فرآوری‌نشده (Unprocessed goods) کالاهای خام و اولیه‌ای هستند که هنوز تغییرات صنعتی قابل‌توجهی روی آن‌ها انجام نشده است مانند نفت خام، غلات، پنبه و سنگ‌آهن. 2/4 @poolpira

📊گزارش تحلیلی از انتشار شاخص PPI آمریکا: ✍گزارش PPI آمریکا در ماه ژوئن ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که فشارهای تورمی در بخش تولید و زنجی
+2
📊گزارش تحلیلی از انتشار شاخص PPI آمریکا: ✍گزارش PPI آمریکا در ماه ژوئن ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که فشارهای تورمی در بخش تولید و زنجیره تأمین در این ماه کاهش یافته است. شاخص قیمت تولیدکننده برای تقاضای نهایی (Final Demand) در ماه ژوئن به منفی ۰.۳ درصد رسید در حالی که در ماه می ۰.۶ درصد و در ماه آوریل ۱.۱ درصد افزایش یافته بود. این بزرگ‌ترین کاهش ماهانه از ژوئیه ۲۰۲۲ در برخی بخش‌ها و نشانه‌ای از کاهش فشار هزینه‌ها برای تولیدکنندگان محسوب می‌شود. عامل اصلی این افت همانند گزارش CPI، کاهش شدید قیمت انرژی به خصوص قیمت بنزین بود. حال اگر بازه یک‌ساله را نگاه کنیم، قیمت‌های تولیدکننده همچنان ۵.۵ درصد بالاتر از ژوئن سال گذشته هستند که نشان می‌دهد سطح قیمت‌ها هنوز بالا باقی مانده است. 1/4 @poolpira

اگر شاخص CPI ژوئن را از دید سیاست پولی بنگریم میتوان اینطور برداشت کرد که این گزارش می‌تواند خبر مثبتی برای فدرال رزرو باشد. کاهش تورم هسته، افت قیمت انرژی و کاهش سرعت رشد مسکن نشان می‌دهد که اقتصاد آمریکا در مسیر نزدیک شدن به هدف تورمی ۲ درصدی حرکت می‌کند. البته تورم سالانه ۳.۵ درصدی هنوز بالاتر از هدف فدرال رزرو است و بانک مرکزی احتمالاً همچنان به داده‌های آینده به‌خصوص بازار کار و دستمزدها، توجه خواهد کرد. اگر روند کاهش تورم ادامه پیدا کند احتمال کاهش نرخ بهره در آینده افزایش خواهد یافت، زیرا فدرال رزرو فضای بیشتری برای حمایت از رشد اقتصادی پیدا می‌کند. در مجموع،از یک طرف، تورم در مسیر کاهش قرار گرفته و فشارهای قیمتی نسبت به سال‌های گذشته بسیار کمتر شده است اما از طرف دیگر اقتصاد آمریکا هنوز کاملاً از دوره تورمی خارج نشده است. 3/3 @poolpira

✍مهم‌ترین عامل کاهش تورم در ژوئن، بخش انرژی بود. شاخص انرژی پس از چند ماه رشد شدید، در این ماه ۵.۷ درصد کاهش یافت و بیشترین ن
مهم‌ترین عامل کاهش تورم در ژوئن، بخش انرژی بود. شاخص انرژی پس از چند ماه رشد شدید، در این ماه ۵.۷ درصد کاهش یافت و بیشترین نقش را در کاهش CPI داشت. به‌خصوص قیمت بنزین که در ماه ژوئن ۹.۷ درصد کاهش پیدا کرد، عامل اصلی این افت بود. با این حال، در مقیاس سالانه، انرژی همچنان نسبت به سال قبل ۱۵.۷ درصد افزایش داشته است.در مقابل، بخش غذا همچنان رشد ملایمی داشت و قیمت مواد غذایی در ژوئن ۰.۲ درصد افزایش یافت. در بخش خدمات، هزینه مسکن همچنان یکی از مهم‌ترین عوامل تورم باقی مانده استاما سرعت رشد آن کاهش یافته است. شاخص مسکن فقط ۰.۱ درصد در ژوئن افزایش یافت که کمترین رشد ماهانه آن از ژانویه ۲۰۲۱ محسوب می‌شود. اجاره‌بها نیز رشد بسیار محدودی داشت. در مقابل، برخی گروه‌ها مانند تفریح، مبلمان و کالاهای مرتبط با مراقبت شخصی افزایش قیمت داشتند. همچنین برخی بخش‌ها مانند بیمه خودرو، ارتباطات، پوشاک، خدمات پزشکی و خودروهای دست‌دوم کاهش قیمت را تجربه کردند. 2/3 @poolpira

📊گزارش تحلیلی از انتشار شاخص CPI آمریکا: ✍شاخص CPI آمریکا برای ژوئن ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که فشارهای تورمی در اقتصاد آمریکا به‌طو
+1
📊گزارش تحلیلی از انتشار شاخص CPI آمریکا: ✍شاخص CPI آمریکا برای ژوئن ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که فشارهای تورمی در اقتصاد آمریکا به‌طور قابل‌توجهی کاهش یافته است. شاخص CPI در ماه ژوئن به منفی ۰.۴ درصد رسید در حالی که در ماه مه ۰.۵ درصد بود. این بزرگ‌ترین کاهش ماهانه CPI از آوریل ۲۰۲۰ تاکنون محسوب می‌شود. با این حال، اگر بازه یک‌ساله را بررسی کنیم، قیمت‌ها همچنان ۳.۵ درصد بالاتر از سال گذشته هستند. شاخص Core CPI که برای بانک مرکزی آمریکا اهمیت زیادی دارد، در ماه ژوئن صفر بوده است.این در حالی است که در ماه مه ۰.۲ درصد رشد کرده بود. در بازه سالانه نیز تورم هسته از ۲.۹ درصد در ماه مه به ۲.۶ درصد در ژوئن کاهش یافته است. این کاهش برای فدرال رزرو اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد فشارهای تورمی پایدارتر مانند خدمات، مسکن و دستمزدها نیز به تدریج در حال آرام شدن هستند. 1/3 @poolpira

🤖هزینه هر وظیفه در مدل‌های مختلف هوش مصنوعی 📊نمودار فوق نشان‌دهنده شکاف قیمتی بزرگ بین ارزان‌ترین و گران‌ترین مدل‌ها است. د
🤖هزینه هر وظیفه در مدل‌های مختلف هوش مصنوعی 📊نمودار فوق نشان‌دهنده شکاف قیمتی بزرگ بین ارزان‌ترین و گران‌ترین مدل‌ها است. در یک سو، مدل‌ چینی DeepSeek V4 با $0.04 به ازای هر وظیفه قرار دارد که هزینه‌ای نزدیک به صفر دارد، و در سوی دیگر، مدل‌ آمریکایی مانند Claude fable 5 با $2.75 به ازای هر وظیفه قرار گرفته‌ است. نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که مدل‌های چینی با ارائه قابلیت‌های مشابه یا نزدیک به آن با هزینه‌ای به‌مراتب کمتر تهدیدی جدی برای مدل‌های آمریکایی محسوب می‌شوند و می‌توانند سهم بازار قابل‌توجهی در کاربردهای حساس به قیمت مانند خدمات پردازش انبوه، ترجمه، تولید محتوا را به دست آورند. همچنین اکنون بحثی در رابطه با این شکاف قیمتی در جریان است که چین در حوزه AI سیاست های یارانه ای را دنبال میکند و این پرسش مطرح میشود که آیا این قیمت های پایین نتیجه هزینه های واقعی تولید است یا سیاست های حمایتی دولتی چین؟ به هرحال موضوع این است که رقابت دیگر بر سر کیفیت مدل نیست بلکه کارایی هزینه ای مهم است. @poolpira

✍مقاله فوق به این موضوع میپردازد که همه بحران‌های مالی را نباید به یک شکل تحلیل کرد. نویسندگان مقاله عنوان میکنند اگرچه بیشتر بحران‌های مالی نشانه‌های مشابهی مانند کاهش قیمت دارایی‌ها، محدود شدن اعتبار و کاهش کارایی تخصیص سرمایه دارند، اما سازوکار ایجاد آن‌ها می‌تواند کاملاً متفاوت باشد. آن‌ها دو نوع اصلی بحران را معرفی می‌کنند: 🔹بحران فروش اجباری دارایی‌ها (Fire-sale crisis) 🔹بحران توقف تقاضا (Demand-freeze crisis) در نوع اول، شرکت‌ها مجبور می‌شوند دارایی‌های خود را برای پرداخت بدهی بفروشند اما در نوع دوم، شرکت‌ها توانایی خرید دارایی‌های سودآور را ندارند، زیرا با محدودیت مالی مواجه شده‌اند. در بحران فروش اجباری، کاهش قیمت دارایی‌ها معمولاً وضعیت را بدتر می‌کند. زیرا شرکت‌های کارآمد که مجبور به فروش دارایی هستند، با کاهش بیشتر قیمت‌ها آسیب بیشتری می‌بینند و توان تولید در اقتصاد کاهش پیدا می‌کند. در این شرایط، سیاست‌هایی مانند کاهش نرخ بهره یا خرید دارایی توسط بانک مرکزی می‌تواند مفید باشد زیرا باعث افزایش قیمت دارایی‌ها، کاهش فشار مالی و جلوگیری از فروش بیشتر دارایی‌ها می‌شود. اما نویسندگان مقاله معتقدند که بسیاری از بحران‌های واقعی ممکن است از نوع دوم یعنی بحران توقف تقاضا باشد. در این حالت مشکل اصلی این نیست که شرکت‌های قوی و کارآمد مجبور شده‌اند دارایی‌های خود را بفروشند، بلکه مشکل برعکس است یعنی شرکت‌هایی که عملکرد خوبی دارند و می‌توانند از سرمایه جدید استفاده کنند، پول یا اعتبار کافی برای خرید تجهیزات، کارخانه، فناوری یا سایر دارایی‌های مورد نیاز خود ندارند. در این شرایط، پایین آمدن قیمت دارایی‌ها لزوماً اتفاق بدی نیست، چون باعث می‌شود همین شرکت‌های مولد بتوانند دارایی‌ها را ارزان‌تر خریداری کنند و رشد کنند. اما اگر بانک مرکزی برای جلوگیری از کاهش قیمت‌ها وارد عمل شود و با خرید دارایی‌ها باعث افزایش قیمت آن‌ها شود، ممکن است نتیجه‌ای غیرمنتظره ایجاد کند به عبارتی دارایی‌ها دوباره گران می‌شوند و شرکت‌هایی که واقعاً به آن‌ها نیاز دارند، دیگر توان خریدشان را ندارند. بنابراین در این نوع بحران، حمایت از قیمت دارایی‌ها ممکن است به جای کمک به اقتصاد، مانع انتقال سرمایه به سمت شرکت‌های کارآمدتر شود. برای بررسی اینکه کدام نوع بحران در دنیای واقعی رایج‌تر است،این مقاله داده‌های شرکت‌های آمریکایی را بررسی کرده و نتایج نشان می‌دهد که در دوران رکود، شرکت‌های بهره‌ور معمولاً تمایل به سرمایه‌گذاری و خرید دارایی دارند، اما به دلیل محدودیت‌های مالی نمی‌توانند به اندازه مطلوب خود عمل کنند. این یافته نشان می‌دهد که بسیاری از بحران‌های اقتصادی آمریکا بیش از آنکه به بحران فروش اجباری شباهت داشته باشد بیشتر به بحران توقف تقاضا شباهت دارند به عبارت دیگر، مشکل اصلی در بسیاری از رکودها ناتوانی شرکت‌ها برای استفاده از فرصت های سرمایه گذاری است. در نتیجه سیاست‌گذاران نباید برای حل تمام بحران‌های مالی یک نسخه ثابت را در نظر بگیرند. قبل از اجرای سیاست‌هایی مانند کاهش نرخ بهره یا خرید دارایی، باید مشخص شود که مشکل اصلی اقتصاد چیست و چه کسانی در بازار در موقعیت خریدار یا فروشنده قرار دارند. اگر بحران ناشی از فروش اجباری باشد، حمایت از قیمت دارایی‌ها می‌تواند مفید باشد، اما اگر بحران ناشی از توقف تقاضا باشد، همین سیاست‌ها ممکن است باعث تخصیص نادرست منابع و کاهش تولید شوند. بنابراین، شناخت نوع بحران و سازوکار انتقال آن، عامل کلیدی برای طراحی سیاست‌های اقتصادی مؤثر است. @poolpira

🖊عنوان مقاله: یخ و آتش: داستان دو بحران 📌لینک دانلود مقاله: https://t.me/Poolpira_Archive/28 @poolpira
🖊عنوان مقاله: یخ و آتش: داستان دو بحران 📌لینک دانلود مقاله: https://t.me/Poolpira_Archive/28 @poolpira

✍این روند نشان می‌دهد که آینده کار به جایگزینی کامل انسان و هوش مصنوعی فکر نمیکند بلکه بیشتر به سمت همکاری انسان و هوش مصنوعی حرکت می‌کند. ساختار مشاغل آینده در حوزه هوش مصنوعی تنها به برنامه‌نویسان محدود نمی‌شود، بلکه به یک اکوسیستم گسترده از تخصص‌های فنی، مدیریتی و اخلاقی نیاز دارد. طبق چارچوب گارتنر، برخی نقش‌ها مانند مدیر ارشد AI، دانشمند داده، مترجم داده AI و متخصص اخلاق هوش مصنوعی به نقش‌های ضروری سازمان‌ها تبدیل می‌شوند، در حالی که نقش‌هایی مانند مهندس یادگیری ماشین، مهندس داده و مهندس تحلیل در حال رشد هستند. در کنار آن‌ها، تخصص‌های جدیدی مانند معمار AI، مهندس پرامپت، اعتبارسنج مدل و مدیر محصول AI شکل گرفته‌اند که هر کدام بخشی از چرخه توسعه و استفاده از هوش مصنوعی را پوشش می‌دهند. 2/2 @poolpira

🤖هوش مصنوعی به دنبال حذف بازار کار نیست بلکه قرار است شکل مشاغل آینده را تغییر دهد. ✍بر اساس پیش‌بینی‌های مجمع جهانی اقتصاد،
🤖هوش مصنوعی به دنبال حذف بازار کار نیست بلکه قرار است شکل مشاغل آینده را تغییر دهد.بر اساس پیش‌بینی‌های مجمع جهانی اقتصاد، تا سال ۲۰۳۰ حدود ۱۷۰ میلیون نقش شغلی جدید در جهان ایجاد خواهد شد، در حالی که حدود ۹۲ میلیون شغل نیز دستخوش جابه‌جایی یا تغییر خواهند شد. تجربه انقلاب‌های بزرگ فناوری نشان می‌دهد که نوآوری معمولاً فقط باعث حذف مشاغل نمی‌شود، بلکه ساختار کار را تغییر می‌دهد و فرصت‌های جدیدی ایجاد می‌کند همان‌طور که اینترنت برخی نقش‌های قدیمی را از بین برد اما هم‌زمان صنایع و مشاغل کاملاً جدیدی به وجود آورد. در عصر هوش مصنوعی نیز سازمان‌ها به‌سرعت در حال ایجاد نقش‌های جدیدی مانند مدیر ارشد هوش مصنوعی، توسعه‌دهنده عامل‌های هوش مصنوعی، مترجم داده هوش مصنوعی، متخصص ریسک و حاکمیت AI و مهندس هوش مصنوعی هستند. 1/2 @poolpira

اکونومیست معتقد است که هنری فورد قدرتمندترین سرمایه‌دار و غول اقتصادی است که آمریکا تاکنون به خود دیده است. برآوردها نشان می‌
اکونومیست معتقد است که هنری فورد قدرتمندترین سرمایه‌دار و غول اقتصادی است که آمریکا تاکنون به خود دیده است. برآوردها نشان می‌دهد که فورد در اوج فعالیت خود دارایی‌هایی به ارزش بیش از ۱ درصد تولید ناخالص داخلی آمریکا داشت. املاک گسترده او در نزدیکی مقر شرکتش در دیربورن، میشیگان بسیار زیبا است. در دوران مدیریت فورد، شرکت خودروسازی او واقعاً عظیم بود و در سال ۱۹۲۵ حدود ۰.۱۵ درصد از جمعیت آمریکا را استخدام می‌کرد. فورد همچنین تقریباً کنترل کاملی بر شرکت خود داشت. پس از خرید سهامداران اقلیت در سال ۱۹۱۹، خانواده او مالکیت کامل کسب‌وکار را در اختیار گرفتند.علاوه بر این، هیچ غول اقتصادی دیگری تا این اندازه جامعه را تغییر نداده است. مدل T فورد انقلابی بود زیرا در مقیاس انبوه تولید می‌شد و بازار هدف آن مصرف‌کنندگان عمومی بودند. در سال ۱۹۱۷، بیش از ۴۰ درصد خودروهای موجود در جاده‌های آمریکا مدل T بودند. کارگران فورد دستمزدی دریافت می‌کردند که به اندازه کافی بالا بود(دستمزد مشهور ۵ دلار در روز) تا بتوانند خودروهایی را که کارخانه‌های او تولید می‌کردند خریداری کنند. #تاریخ_اقتصادی @poolpira

✍در مورد سیستم جدید تسویه طلا هنگ کنگ باید اینطور بیان کرد که: این سیستم با مشارکت ۱۱ مؤسسه مالی از جمله جی‌پی مورگان، HSBC و UBS راه‌اندازی می‌شود و قرار است یک معیار جدید قیمت‌گذاری طلا با نام HAU نیز ارائه کند که هدف آن ایجاد یک نرخ مرجع جدید برای معاملات طلا در آسیا است. راه‌اندازی این سیستم بخشی از تلاش هنگ‌کنگ برای تقویت جایگاه خود به‌عنوان یک مرکز مهم تجارت و تسویه طلا در جهان است. معیارهای قیمت‌گذاری و تسویه طلا تاکنون برای دهه‌ها تحت سلطه بازار لندن بوده‌اند، اما توسعه زیرساخت‌های مالی در آسیا نشان می‌دهد که این منطقه در حال افزایش نقش خود در بازار جهانی طلاست. هنگ‌کنگ و سنگاپور هر دو در تلاش هستند تا به قطب‌های اصلی معاملات و تسویه طلا در آسیا تبدیل شوند. این تحولات می‌تواند باعث افزایش نقش آسیا در تعیین قیمت طلا، بهبود نقدشوندگی بازار و تقویت جایگاه این منطقه در زنجیره جهانی تجارت طلا شود. همچنین در شرایط افزایش نااطمینانی‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی، توسعه چنین زیرساخت‌هایی اهمیت استراتژیک بیشتری برای مؤسسات مالی، بانک‌های مرکزی و سرمایه‌گذاران پیدا کرده است. 2/2 @poolpira

📊هنگ‌کنگ با توسعه زیرساخت تسویه طلا🪎 در مسیر تبدیل شدن به قطب جدید بازار آسیا ✍واردات طلای هنگ‌کنگ در ماه‌های اخیر افزایش ق
📊هنگ‌کنگ با توسعه زیرساخت تسویه طلا🪎 در مسیر تبدیل شدن به قطب جدید بازار آسیا ✍واردات طلای هنگ‌کنگ در ماه‌های اخیر افزایش قابل‌توجهی داشته است روندی که هم‌زمان با آماده‌سازی این شهر برای راه‌اندازی سیستم جدید تسویه طلا رخ داده است. هنگ‌کنگ در آوریل ۲۰۲۶ حدود ۱۰۳ هزار کیلوگرم و در ماه مه حدود ۹۳ هزار کیلوگرم طلا وارد کرده است ارقامی که به‌طور چشمگیری بالاتر از میانگین دو ساله حدود ۶۱ تا ۷۰ هزار کیلوگرم قرار دارند. این افزایش در شرایطی اتفاق افتاده که این ماه‌ها معمولاً دوره‌های کم‌تحرک‌تر بازار طلا محسوب می‌شوند. 1/2 @poolpira

📊بحران در زنجیره تأمین مس در حالی که تقاضا برای مس به دلیل رشد خودروهای برقی، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و گسترش زیرساخت‌های
📊بحران در زنجیره تأمین مس در حالی که تقاضا برای مس به دلیل رشد خودروهای برقی، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و گسترش زیرساخت‌های برق افزایش پیدا کرده است، نمودار فوق نشان می‌دهد هزینه فرآوری کنسانتره مس در سال‌های اخیر به‌شدت کاهش یافته و به پایین‌ترین سطح تاریخی خود رسیده است.این هزینه که نشان‌دهنده مبلغی است که کارخانه‌های ذوب مس از شرکت‌های معدنی برای تبدیل کنسانتره به فلز قابل استفاده دریافت می‌کنند، پس از رسیدن به حدود ۱۰۷ دلار به ازای هر تن در سال ۲۰۱۵، وارد روند نزولی شد. این نرخ در سال ۲۰۲۴ به حدود ۸۰ دلار کاهش یافت و سپس در سال ۲۰۲۵ به ۲۱.۲۵ دلار رسید. بر اساس برآوردهای سال ۲۰۲۶، این رقم حتی به صفر نزدیک شده است به عبارتی با این شرایط ذوب‌کنندگان برای دسترسی به کنسانتره کافی ممکن است مجبور باشند به جای دریافت هزینه، اکنون هزینه ای پرداخت کنند. این اتفاق نشان می‌دهد بازار جهانی مس با کمبود قابل‌توجه مواد اولیه برای فرآوری مواجه شده است.ادامه این شرایط می‌تواند فشار زیادی بر کارخانه‌های ذوب وارد کند و حتی برخی واحدها را با خطر کاهش تولید یا تعطیلی مواجه سازد. @poolpira

گزارش گلدمن ساکس نشان می‌دهد که توسعه هوش مصنوعی وارد مرحله‌ای شده که دیگر تنها به ساخت نرم‌افزارهای جدید محدود نیست، بلکه به سرمایه‌گذاری‌های عظیم در زیرساخت‌های فیزیکی نیاز دارد. بر اساس این گزارش، تنها برای ساخت دیتاسنترهای جدید در فاصله سال‌های ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۱، در سناریوی پایه بیش از ۲.۱ تریلیون دلار سرمایه‌گذاری لازم است. همچنین با در نظر گرفتن هزینه خرید تجهیزات پردازشی و توسعه زیرساخت‌های برق، مجموع سرمایه‌گذاری مورد نیاز به حدود ۷.۶ تریلیون دلار می‌رسد. این سرمایه‌گذاری‌ها با رشد تقاضا برای هوش مصنوعی مولد و مدل‌های زبانی بزرگ در حال افزایش است و می‌تواند صنایع مختلفی از جمله نیمه‌هادی‌ها، انرژی، ساخت‌وساز و املاک را وارد یک دوره جدید از رشد کند. این گزارش همچنین نشان می‌دهد که موفقیت اقتصادی سرمایه‌گذاری‌های هوش مصنوعی تنها به حجم سرمایه‌گذاری وابسته نیست، بلکه عملکرد سخت‌افزارها نیز اهمیت زیادی دارد. از مجموع ۷.۶ تریلیون دلار سرمایه‌گذاری پیش‌بینی‌شده، حدود دو سوم به بخش پردازش اختصاص دارد و پس از آن ساخت دیتاسنترها و زیرساخت برق قرار می‌گیرند. یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده هزینه نهایی، عمر مفید تراشه‌های هوش مصنوعی است. برآوردهای گلدمن ساکس نشان می‌دهد اگر عمر این تراشه‌ها از سه سال به هفت سال افزایش یابد، هزینه استهلاک طی این دوره حدود ۱.۷۶ تریلیون دلار کاهش پیدا می‌کند. به همین دلیل، دوام و قابلیت استفاده طولانی‌تر از تجهیزات می‌تواند نقش مهمی در سودآوری پروژه‌های هوش مصنوعی داشته باشد.در کنار این سرمایه‌گذاری‌ها، شکل و ابعاد دیتاسنترها نیز به سرعت در حال تغییر است. گلدمن ساکس با استناد به ارائه‌های انویدیا نشان می‌دهد که صنعت از دیتاسنترهای سنتی با توان مصرفی ۵ تا ۱۵ کیلووات در هر رک، به سمت کارخانه‌های هوش مصنوعی حرکت می‌کند مراکزی که در نسل جدید، بیش از ۵۷۶ پردازنده گرافیکی در هر رک، توان مصرفی بیش از ۵۰۰ کیلووات و سیستم‌های خنک‌سازی کاملاً مایع خواهند داشت. این تحول نشان می‌دهد که توسعه هوش مصنوعی دیگر فقط به پیشرفت تراشه‌ها و نرم‌افزارها وابسته نیست بلکه به ظرفیت تولید برق، توسعه شبکه‌های انتقال انرژی، سیستم‌های خنک‌سازی و ساخت دیتاسنترهای بزرگ نیز وابسته است. به همین دلیل، کشورهایی که انرژی پایدار، زیرساخت‌های قوی و توان سرمایه‌گذاری بیشتری دارند، در رقابت جهانی برای توسعه هوش مصنوعی از مزیت قابل‌توجهی برخوردار خواهند بود. @poolpira

🤖هوش مصنوعی در مسیر تبدیل شدن به بزرگ‌ترین پروژه زیرساختی جهان @poolpira
+2
🤖هوش مصنوعی در مسیر تبدیل شدن به بزرگ‌ترین پروژه زیرساختی جهان @poolpira

📊شاخص چلنجر که به صورت ماهانه منتشر میشود نشان میدهد در ژوئن ۲۰۲۶ تعداد ۱۵٬۵۰۳ تعدیل نیرو در صنعت فناوری آمریکا رخ داده است.
📊شاخص چلنجر که به صورت ماهانه منتشر میشود نشان میدهد در ژوئن ۲۰۲۶ تعداد ۱۵٬۵۰۳ تعدیل نیرو در صنعت فناوری آمریکا رخ داده است. استدلال بر این است که گسترش هوش مصنوعی و بهره وری مبتنی بر AI در مشاغل باعث این تعدیل نیرو شده است. ✍توضیحی کوتاه در مورد شاخص چلنجر: □ این شاخص تعداد تعدیل نیروها و اخراج‌های اعلام‌شده توسط کارفرمایان آمریکایی را بر اساس اخبار، اطلاعیه‌های شرکت‌ها و منابع صنعتی ردیابی و گزارش می‌کند. برخلاف آمار رسمی بیکاری، این گزارش بیشتر بر اعلامیه‌های اولیه تعدیل نیرو تمرکز دارد. شاخص چلنجر میتواند به عنوان پیش‌نگر برای سلامت بازار کار آمریکا و تأثیر عواملی مانند هوش مصنوعی، ادغام شرکت‌ها یا رکود اقتصادی به شمار رود. @poolpira

📊یک‌سوم آمریکایی‌ها برای پرداخت ۱۰۰۰ دلار، مجبورند پول قرض کنند. ✍نمودار فوق توزیع درصد بزرگسالان آمریکایی را بر اساس شیوه م
📊یک‌سوم آمریکایی‌ها برای پرداخت ۱۰۰۰ دلار، مجبورند پول قرض کنند. ✍نمودار فوق توزیع درصد بزرگسالان آمریکایی را بر اساس شیوه مقابله با یک هزینه ناگهانی ۱۰۰۰ دلاری نشان می‌دهد. بر اساس گزارش سالانه پس‌انداز اضطراری ۲۰۲۶ بانک‌ریت، ۳۳ درصد از آمریکایی‌ها ناچار به استقراض یا بدهکار شدن برای پوشش این هزینه می‌شوند. در مقابل، تنها ۳۰ درصد از پس‌انداز خود استفاده می‌کنند و ۲۰ درصد با کاهش هزینه‌ها یا سایر روش‌ها این مبلغ را تأمین می‌کنند،کمترین سهم با ۱۷ درصد به کسانی تعلق دارد که از درآمد معمولی ماهانه خود این هزینه را می‌پردازند.این آمار نشاندهنده ضعف ساختاری تاب‌آوری مالی خانوارهای آمریکایی است که با وجود نرخ بیکاری پایین و بازار کار نسبتاً مطلوب، بخش بزرگی از مردم فاقد هرگونه پس انداز حتی برای یک شوک مالی کوچک هستند. در نتیجه سیاست‌گذاران فدرال رزرو باید در تنظیم نرخ بهره آتی ریسک آسیب‌پذیری شدید خانوارها را با دقتی فراتر از آنچه شاخص‌های کلان سنتی همچون نرخ بیکاری و نرخ تورم نشان می‌دهند، در نظر بگیرند. @poolpira

✍بعد از پیوستن یونان به اتحادیه اروپا در سال ۲۰۰۱،نرخ‌های بهره کاهش یافت، سرمایه‌گذاران اروپایی با اشتیاق اوراق قرضه دولت یونان را خریدند و دولت آتن نیز با دسترسی به منابع مالی ارزان، هزینه‌های خود را افزایش داد در نتیجه حقوق بخش عمومی،هزینه‌های رفاهی و ساخت پروژه‌های بزرگ عمرانی افزایش یافت.اقتصاد در ظاهر پررونق بود و کمتر کسی به این سؤال فکر می‌کرد که این رونق بزرگ چگونه تأمین مالی می‌شود.اما در پشت پرده، بدهی دولت آرام‌آرام انباشته می‌شد. کسری بودجه هر سال بزرگ‌تر می‌شد و بخشی از آمارهای مالی دولت نیز تصویر واقعی اقتصاد را نشان نمی‌داد. تا اینکه بحران مالی جهانی سال ۲۰۰۸ از راه رسید. رکود اقتصادی درآمدهای مالیاتی را کاهش داد و سرمایه‌گذاران ناگهان متوجه شدند که وضعیت مالی یونان بسیار شکننده‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کردند. پاییز سال ۲۰۰۹، دولت جدید یونان اعلام کرد که کسری بودجه واقعی کشور تقریباً دو برابر آن چیزی است که پیش‌تر گزارش شده بود.با این خبر بازارها اعتماد خود را از دست دادند،سرمایه‌گذاران شروع به فروش اوراق قرضه یونان کردند و نرخ بهره اوراق دولتی به سرعت افزایش یافت. هرچه نرخ بهره بالاتر می‌رفت، تأمین مالی بدهی‌های قبلی نیز دشوارتر می‌شد. یونان در چرخه‌ای گرفتار شده بود که بسیاری از اقتصاددانان آن را مارپیچ بدهی می‌نامند. بحران به سرعت از یک مسئله مالی به یک بحران اجتماعی تبدیل شد. دولت برای دریافت بسته‌های نجات مالی از اروپا و صندوق بین‌المللی پول مجبور شد سیاست‌های ریاضتی سختی مانند کاهش حقوق کارکنان دولت، افزایش مالیات‌ها، کاهش هزینه‌های عمومی و اصلاحات ساختاری دردناک را اجرا کند.اقتصاد وارد رکودی عمیق شد، تولید ناخالص داخلی حدود یک‌چهارم کوچک‌تر شد و نرخ بیکاری جوانان در مقاطعی به بیش از ۵۰ درصد رسید. در آن روزها، بسیاری تصور می‌کردند که یونان از منطقه یورو خارج خواهد شد. حتی واژه گرگزیت یا خروج یونان از یورو به یکی از پرکاربردترین اصطلاحات بازارهای مالی تبدیل شده بود. اما در نهایت، اروپا تصمیم گرفت اجازه ندهد نخستین دومینوی فروپاشی پول واحد به زمین بیفتد و در نتیجه بانک مرکزی اروپا، دولت‌های اروپایی و صندوق بین‌المللی پول با مجموعه‌ای از برنامه‌های نجات مالی از سقوط کامل یونان جلوگیری کردند. #تاریخ_اقتصادی @poolpira

🇬🇷 وقتی یک کشور تا مرز ورشکستگی پیش می‌رود. #تاریخ_اقتصادی @poolpira
🇬🇷 وقتی یک کشور تا مرز ورشکستگی پیش می‌رود. #تاریخ_اقتصادی @poolpira