motif
رفتن به کانال در Telegram
جایی میان دو پهلوی زندگی؛ در حوالی استخوانهای دنده و کمی نزدیک به مغز صحبت؟🌚🤍 t.me/HidenChat_Bot?start=7097034315
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
268
مشترکین
-224 ساعت
+187 روز
+3730 روز
آرشیو پست ها
268
بختم مثل بخت شجاعه.
هم گلی که زده سر هیچی آفساید شد، هم بخاطر خوشحالی کردن کارت زرد گرفت.
شجاع بختتو پسر.
نمونه بارز بخت ایرانی:
268
دلهای ما که به هم نزدیک باشند
دیگر چه فرقی میکند
که کجای این جهان باشیم
دور باش اما نزدیک
من از نزدیک بودنهای
دور میترسم...
ـ احمد شاملو
268
ارغوان میبینی؟
به تماشاگه ویرانی ما آمدهاند...
ماندهایم تا ببینیم نبودن را
آخر قصه شنودن را
پشت این پنجرهی بسته هنوز
عطر آواز بنان مانده است
شهریار اینجا
شعر نقاشش را خوانده است
آن شب افشاری
با کسایی و قوامی و ادیب
تا قرایی و فرود
وان درآمد از اوج
شجریان، لطفی
چه شبی بود، دریغ
زندگی روی از این غمکده گردانیده است
ارغوان
در و دیوار غریب افتاده چه تماشا دارد؟
ـ هوشنگ ابتهاج
268
هرچند که زمان تار و پود تنهای ما را فرسوده است، هرچند که مملو از پایانیم و از آغاز ترسان؛ اما جهان هرچند که غریب است و گریان، هرچند که سرشار از رنج است و سرشار از غم، اما اگر اندک مراعاتی را پیشه روانمان میگردانیم و دلها را چون شیشه و ترک، عاشق و معشوق نمیگرداندیم، شاید جهان جای بهتری میشد...
شاید جهان جای بهتری میشد، اگر دوری را در فاصله معنا نمیکردیم و دلهایمان را به مجازات نمیکشاندیم.
فاصلهای میان ما و معشوق به درازای چندین سال عشق نهفته است و اما این چنین تعبیر خواب عشق را فرا گرفتهایم؟ فاصله است دگر، چه یک وجب، چه صد وجب و چه هزاران وجب، نه درد دلهای دور از همدیگر را دوا میکند و نه مرهم زخم است؛ آنچه دور است و نزدیک، دل است و عشقی که درش نهفته...
نوشته شده در تاریخ: ۱۷ مهر ۱۴۰۲
#مهجان
268
Repost from آبیِ سنگین
این روزها بیشتر از اینکه خستهی کار و زندگی باشم، خستهی فکر کردنم.
از اینکه برای هر چیزی چندتا سناریو توی ذهنم میسازم، از اینکه قبل از اتفاق افتادنِ اتفاقها، هزار بار تجربهشون میکنم.
گاهی دلم میخواد فقط زندگی کنم، نه اینکه مدام تحلیلش کنم.
268
رسانههای اجتماعی به انبوهی از احمقها اجازه دادهاند اند که مانند افراد دانشمند صحبت کنند...
✍️ - حسین مهدوی
