در راه.
رفتن به کانال در Telegram
قبلاز تمام چیزها، زنده. فقط زنده. زن ٫زندگی ٫آزادی برای همیشه
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
366
مشترکین
+124 ساعت
+207 روز
+8430 روز
آرشیو پست ها
366
+1
یکسفر تنهایی به آمل داشتم. برای دیدن عزیزی. گمانم اولین و بهترین چیزیست که از سفر در خاطرم مانده.
366
زیستن در سایهی چنین حکومتی خصوصا به عنوان یکزن اینطوریه که کماکان از زندگیت متنفری اما بهیاد عزیزانت که مجبورن روبنده بندازن و حق تحصیل آزاد ندارن فکر میکنی که تو هم باید بهجای اونها درس بخونی و آزاد باشی چرا که اونها این شانس رو نداشتن اما تو از بد یا خوش زمانه در لبهی خوششانسی و بدشانسی روزگار ایستادهای.
366
نمیتونم از این فکر در بیام که واقعا در بیست و یکسالگیم حدود یکسال منتظر بودم تا بتونم خودم و جیبم رو قانع کنم که هفتصد هزارتومان برای کتاب ماگدا سابو بدم. آخرش هم اینقدر گفتم تا یکنفر برام هدیهش اورد.
366
مرحلهی کتابخوان شدن آدمهارو خیلی دوست دارم، برای من هیچوقت اینطور نبود. اصلا هرگز در نوجوانی کتاب نوجوان نخوندم و این از بزرگترینناراحتیهایم است.
چه پیام زمینیای! چه خاطرهی جمعیای! زندگی در عروقم حرکت میکند.
366
یادمه دقیقاً روز پنجشنبه دوم اسفندماه ۱۳۹۸ بود. هوا سبز و خیس و بارونی بود و بوی تازگی و زندگی میداد. اون روز با مامانم رفتیم کتابفروشی چون شیشم اسفند تولدم بود. یادمه کتاب «اقیانوسی در ذهن» رو مامانم برام خرید که از نشر پرتقال هم بود؛ انتشاراتی که از بچگی باهاش کتابخون شدم. :) و چقدر اون زمان شیفتهی ایده و داستانپردازیش بودم اون موقع (و هنوز هم).
پسفرداش، یعنی شنبه پاندمی کرونا اعلام شد و دیگه تا یه مدت طولانی نه کتابفروشی رفتم نه هیچ جای دیگه.
همینا. ممنونم که باعث شدی یاد خاطرهی اون روز بیفتم.
366
وقتی کتابِ فداکاری مظنون x رو می خوندم، یادمه که در دوروز تمومش کردم. همراهش آهنگ stay از post malone رو گوش میدادم صرفاً چون بهنظرم آهنگی بود که تصویر سفر با قطار رو بهم میداد و سفر با قطار و فضایی که داره به ژاپن (موقعیت کتاب) میخوره. بد توضیح دادم اما در ذهنم منسجم تر هست و it makes sense😭.
و یادمه که یک روز آفتابی اما خنک بود. نسیم خوبی میاومد و نور آفتاب پشت ابرها نبود، روی کاغذ کتاب میتابید. و یادمه که قهوه خوردم از اواسط کتاب.
