کومورِبی🌿✨
رفتن به کانال در Telegram
•کومورِبی در زبان ژاپنی به معنای نور خورشید است وقتی از لابلای برگ درختان می گذرد🌿✨ •گوشه ای از حال و هوای من https://telegram.me/ProChatsBot?start=sc-ojaLkrlS7n
نمایش بیشترإيران122 242دسته بندی مشخص نشده است
1 160
مشترکین
+9924 ساعت
+2507 روز
+44230 روز
آرشیو پست ها
1 161
- چیه این حافظه، تا نم بارون و بوی خاک خیس خورده بلند میشه، مغزت فریاد میزنه: قوربونت بوم، رشت نیایی؟
1 161
«مواظب خودت باش. مواظب دستها و چشمها و رگهایت، کودکی که فراموشش کردهای و سرزمینی که در قفسهی سینهات به خواب رفته و کابوس میبیند باش. خدایان، روز و شب، به تو نگاه میکنند.»
1 161
سر زدم به تک تک پروفایل هاتون، بیو ها، عکس ها و حتی کانال هایی که پین کردین. خیلی ها هنوز last séen along time ago بودند. چند نفری هم اکانت هاشون رو از دست دادند...
تو دوره ای که دسترسی به جهان آزاد حق طبیعی و بدیهی هر انسانی هست، من برای تک تکمون غصه خوردم و بغض کردم.
. روزهای آخر فروردینِ 1405
1 161
نقل است که کسی ازو پرسید «چگونهای؟»
گفت: «چگونه بود احوال کسی که در دریا بوَد و کشتی بشکند و هر کسی بر تختهای بماند؟»
گفتند: «صعب.»
گفت: «حال من چنان است.»
تذکره اولیا
1 161
جنگ است اسماعیل، جنگ است.
آفتاب بر گورستان و گلستان یکسان میتابد؛
و باران خادم و خائن نمیشناسد.
• رضا براهنی
1 161
به قول #کیانوش_سنجری زندگی یک #وطن بمن بدهکاره که توش فقط به زندگی فکر کنم نه به #وطن.
1 161
دخترِ بامزه کوچَک دنیای موازیم الان با لباس های نو و عیدی های تا نخوردش کلی ذوق داره؛ بخند دختر، تا میتونی بخند :)
1 161
روزِ نمیدونم چندم از جنگ، همچنان به بدبختی به نت وصل میشیم و با هزار بار عوض کردن پروکسی و کانفیگ راهی برای رسیدن به جهان آزاد پیدا میکنیم؛ برای بودن در کنار عزیزانی که ازمون مرزها فاصله دارند و روحی دیگر در این جسم خسته هستند.
اینجا زمان متوقف شده دختر، و این تضادِ شدید بین خوشحالی و ناراحتی روحمو خراش داده. باشد که امیدْ، جان داروی دلهای خسته شود.
1 161
"فریدون" یا "افریدون"، "افریذون"، "آفریدون"، پسر آبتین و فرانک و پدر سلم و تور از شهرناز، و پدر ایرج از ارنواز. از نژاد جمشید و بزرگ ترین پهلوان و پادشاه بعد از او. نخستین کسی که لقب «کِی» یعنی پاک گرفت.لقب او در شاهنامه «فرخ» است.سلاح او گُرزی است سیاه رنگِ گاوسار معروف به « گُرز گاوسر» که با آن بر فرق ضحاک کوفت و بر زمینش زد، اما به فرمان سروش او را به دماوند برد و در غاری افکند. ضحاک شش ماه در بند بود که فریدون روز نوروز او را بکشت. بدین سان پارسیان این روز را « امروز نو کروز» یعنی « امروز نو » نامیدند و جشن گرفتند.
