fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

چیزی به ذهنم نمیرسه

چیزی به ذهنم نمیرسه

رفتن به کانال در Telegram

۲۲۸۰؛ اگر درخت بودم.. حرف بزنیم: http://t.me/BluChtBot?start=YEGAN

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
264
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
0:57 Have you just enough love to hold my hand?

من به تو چه بگویم؟ تنها می‌توانم با تاسف نگاهت کنم.

درست میشه.

برای من شاخه‌ای آفتاب‌گردان بیاور. من به نورِ تک‌تکِ گلبرگ‌ها محتاجم. به طراوتِ برگ‌ها محتاجم. برای من شاخه‌ای آفتاب‌گردان بیاور. من به تو محتاجم.

این‌ها نفس کشیدن نیست؛ من از مرگ خالی و پر می‌شوم. _گروس عبدالملکیان

برای امروز و برای من.

1:50 هرجا بودم با تو بودم. هرجا رفتم تو رو دیدم. تو سبک شدن، تو رویا همه جا به تو رسیدم. برای تو

به تو فکر می‌کنم. دوست داشتم آخرین متنی که نوشته‌ام هم برای تو باشد اما گویا نوشتن امری اجتناب‌نا‌پذیر است؛ حداقل برای من. خاطراتِ ریز و درشتی که با هم داریم در ذهنم می‌آیند و می‌روند. تصاویری محو از کودکی‌ام جلوی چشمانم نقش می‌بندند و در آنی غیب می‌شوند؛ تصاویری که نمی‌دانستم حتی وجود دارند. گویا مرگِ تو باعث شد یادم بیاید چگونه با تو بزرگ شده‌ام، چگونه وقتی خم شده‌ای نشسته‌ام روی کمرت و چگونه برایت نارنگی پوست‌ کرده‌ام. می‌خوری؟ نه عمو، ممنونم. چقدر ممنونی؟ چه کسی حرف از تشکر زد؟ پسرت می‌گفت آخرین‌ چیزی که گفتی فقط آن بود که از همه تشکر کند. از همه‌. خسته نشدی از این‌همه تشکر؟ من خسته شدم‌. من از نبودنت خسته شدم. من از خیره شدن به چشم‌هایت در عکسِ اعلامیه خسته شدم. از اینکه همه می‌گویند شبیهت هستم خسته شدم. از نوشتنِ جملاتِ تکراری خسته شدم. از فکر کردن به شب‌هایی که پاهایت را تا صبح با روغن مالیدم خسته شدم. باز تشکر می‌کنی؟ من از تشکرهای ناخواسته خسته‌ام.

رفاقت‌های بسیار خوبی وجود دارند که به‌دلیلِ سوءِتفاهم از بین می‌روند یا فی‌الکل به وجود نمی‌آیند.

چه می‌خواست؟ می‌خواست خون به دلِ ما کند؟ می‌خواست بیاید و دو سه جمله بگوید و حالش که خوش شد برود؟ چه می‌خواست؟ برنجش ته‌گرفته بود و از من برنجِ تازه می‌خواست؟ اتو پیراهنش را سوزانده بود و لباس می‌خواست؟ چه می‌خواست؟ آدم‌های اطرافش رفته‌بودند و مرا می‌خواست؟ مرا می‌خواست؟ بگو برود. برود گورش را گم کند. من دیگر فریبِ این خواستن‌ها را نمی‌خورم.

All I wanted was you.

باورت بشود یا نشود، باد ما را خواهد برد.

اگر باز امیدوار شوم و این‌بار شکستی اسفناک‌تر بخورم، آن‌وقت چه؟

من و تو حق داریم که به اندازه‌ی ما هم شده، با هم باشیم.

نمیدانم. حالم خوش نیست.