fa
Feedback
(Rest)🖤 آرزوی کوچک

(Rest)🖤 آرزوی کوچک

رفتن به کانال در Telegram

we can run..en⁷ Talk to me---> @enha_2002_bot

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
392
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
وهیهون ✨

هیجیک

?
Anonymous voting

Next?
Anonymous voting

فـوروارد ڪنید ؛ ✉️ ‌‌  ‌         فولدر بزنم 𝟩𝟢+ جذب داشته باشید.
‌‌  ✉️ ‌   ‌   "  ‌جوین بودنتون چک میشه " ✉️

> Tap to read: my Roommate _الانا باید درد کل وجودتو بگیره درسته؟! جه یون دستشو از روی گردنش برداشت و مشت محکمی روی گونه ی هی
> Tap to read: my Roommate
_الانا باید درد کل وجودتو بگیره درسته؟! جه یون دستشو از روی گردنش برداشت و مشت محکمی روی گونه ی هیسونگ فرود اورد بعد از برداشتن مشتش با هاله ای قرمز رنگ که بنظر دردناک میومد مواجه شد
#heejake Comment

> Tap to read: Just us سونگهون پوزخند صداداری زد و با گرفتن پهلوهای عروسک روبروش جاشونو عوض کرد و روی میز روش خیمه شد _من بای
> Tap to read: Just us
سونگهون پوزخند صداداری زد و با گرفتن پهلوهای عروسک روبروش جاشونو عوض کرد و روی میز روش خیمه شد _من باید اینو بپرسم اقای پارک!خب تا کجا پیش بریم پارک سونو؟
#sunsun Comment

فـوروارد ڪنید ؛ 🤍 ‌‌  ‌         فولدر بزنم 𝟣𝟢𝟢+ جذب داشته باشید.
‌‌  🤩 ‌ ‌   "  ‌جوین بودنتون چک میشه " 🖤

4_5837168040562662103.m4a3.23 MB

> Tap to read: Eleven Eleven با تموم شدن تماس پیامی نوشت و روی ساعت11:11 تنظیم کرد،شاید یک اعتراف کوچیک یا شایدم خداحافظی Com
> Tap to read: Eleven Eleven
با تموم شدن تماس پیامی نوشت و روی ساعت11:11 تنظیم کرد،شاید یک اعتراف کوچیک یا شایدم خداحافظی
Comment #heejake

Chamber of Reflection.mp39.04 MB

sticker.webp0.14 KB

conan_gray_movies 128.mp38.43 MB

sticker.webp0.03 KB

sticker.webp0.10 KB

[دستش را جلوی دهان پسر گرفت<اول آرزو کن و بعد فوت کن>، پسر چشمانش را بست و تا بیست ثانیه پسر بزرگتر به پلک ها و مژه های بلند پسر کوچکتر جلویش چشم دوخته بود، لبخند ناخوداگاهش را جمع کرد و با باز کردن چشمانش شمع را فوت کرد و دود خاکستری رنگ باریکی در هوا معلق شد،پسر بزرگتر به شمع ها نگاه کرد<چه آرزویی کردی؟>پسر کوچتر به بینی کوچکش چینی داد و زمزمه کرد<اگه بگم که دیگه آرزو نیست> و بعد با اخم بامزه ای به چشمان پسر روبرویش نگاه کرد<ولی هیونگ بنظرم آرزو رو روی کاغذ نوشتن بهتره، بنظرم تو رو بیشتر به براورده شدنش نزدیک میکنه، اینطور نیست؟> پسر بزرگتر دستش را دراز کرد و موهای ابریشمی پسر که به خوبی حالت داده شده بودند رو بهم ریخت<نه، آرزو هرجا که نوشته شده باشه، اگر نیتش پاک باشه براورده میشه >پسر کوچکتر نگاهشو به شمع های سوخته و آب شده داد<ولی من اینطور فکر نمیکنم، و هر سال اونارو روی کاغذ مینویسم و براورده میشن >سپس به با لبخند به سمت پسر بزرگتر برگشت<ولی چون تو گفتی امسال نمینویسم ، میخوام ببینم بازم براورده میشه یا نه>] با فکر به همین خاطره ی کوچک چشمانش رابست و بدن بی جان غرق در خون پسر را بغل گرفت، با دستش صورت پسر بزرگ تر را به صورتش چسباند و با پایین چکیدن قطره ی اشکی از چشم چپش کنار گوش عزیز ترین هیونگش زمزمه کرد ~< هیسونگ هیونگ...ببخشید ، باید اصرار میکردم، نباید قبول میکردم ... متاسفم که آرزومو روی کاغذ ننوشتم.>~ خط اول آخرین نامه ی جه یون برای هیسونگ تاریخ2001/4/25