fa
Feedback
𝙈𝙤𝙧𝙥𝙝𝙚𝙪𝙨

𝙈𝙤𝙧𝙥𝙝𝙚𝙪𝙨

رفتن به کانال در Telegram

𝘼 𝙢𝙚𝙢𝙗𝙚𝙧 𝙤𝙛 𝙩𝙝𝙚 𝙈𝙚𝙣 𝙤𝙛 𝙇𝙚𝙩𝙩𝙚𝙧𝙨, 𝘽𝙤𝙗𝙗𝙮 𝙥𝙧𝙤𝙗𝙖𝙗𝙡𝙮 𝙠𝙣𝙚𝙬 𝙢𝙚 جایی برای حرف زدن و خالی کردن افکارم و نوشته هام با شما نینی ها☝️ @Nanasukiebot http://t.me/HidenChat_Bot?start=6055786314

نمایش بیشتر
إيران139 614دسته بندی مشخص نشده است
329
مشترکین
+224 ساعت
-177 روز
+9030 روز
آرشیو پست ها
چرا خیانتکار شدم

چیشد

sticker.webp0.16 KB

خیانتکار

بی ادب

میزنمتاا از این حرفا نزن

چراا

میخوا برم محو شم دیگه نیام

نه خواهش بچه

چه خوشگل

Repost from N/a

ایوای ندیدم_ ببخشید کورم یکم🗣😔

sticker.webp0.13 KB

عکسم گذاشتما

بوس بهت دختریی دستت درد نکنهه

با کراولی رفتیم شکار شیطان اوشاقلاری🗣😉

Repost from N/a
ᠻꪮ𝕣 ꪑꪗ ᦔꫀꪖ𝕣 ᥴꪖ𝕥 باران آرامی روی خیابان‌های خالی می‌بارید. صدای قدم‌های تو در راهروی تاریک عمارت پیچید؛ جایی که هیچ شکارچی عادی جرئت نزدیک شدن به آن را نداشت... خانه‌ی کراولی. کراولی با همان لبخند همیشگی‌اش از کنار پنجره برگشت و گفت: «باید اعتراف کنم، سرنتیفا... تو عجیب‌ترین شکارچی‌ای هستی که تا حالا دیدم. و این تعریف بزرگیه.» تو تیغه‌ی فرشته را در دستت چرخاندی و به پرونده‌ی آخرین شکار نگاه کردی. یک شیطان قدرتمند که سال‌ها از دست شکارچی‌ها فرار کرده بود. وقتی وارد کلیسا‌ی متروکه شدی، هوا سنگین شد. صدای خنده‌ی شیطان در تاریکی پیچید: «فکر کردی با یه تیغه می‌تونی منو شکست بدی؟» اما تو فقط لبخند زدی. چون چیزی که او نمی‌دانست این بود که تو فقط یک شکارچی معمولی نبودی. وقتی شیطان حمله کرد، تیغه‌ی فرشته‌ات نور کشید. چند لحظه بعد، همه‌چیز ساکت شد. کراولی که از دور نگاه می‌کرد، آرام دست زد: «خب... فکر کنم باید به خانواده‌ی شکارچی‌ها خبر بدیم که یک نفر جدید وارد بازی شده.» تو کلت را برداشتی و گفتی: «این تازه شروعشه.» و از آن شب، اسم Seraphina بین شکارچی‌ها تبدیل شد به افسانه‌ای که حتی شیاطین هم از شنیدنش می‌ترسیدند.