fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

مخرب

مخرب

رفتن به کانال در Telegram

نقش اصلی پشت صحنه بود، من فقط تماشاچی ام. http://t.me/HidenChat_Bot?start=6617477537

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
356
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-77 روز
-2230 روز
آرشیو پست ها
-2147483648_-213050.webp1.75 KB

البته یک پک نه یک دانه استیکر فقط

از ده نفر هشت نفر موافق شدن

این خوبه گالریم رو می‌خوام به اشتراک بذارم

گفتی بهت یاد آوری کنم که پشت دستت رو داغ کنی دیگه چالش نمیذاری

اگر موافقید بوس بدید

میل دارید براتون چالش بذارم و طبق احوال چنلتون براتون استیکر درست کنم؟

من خودم رو به کسی پیشنهاد نمیکنم شماهم سمتم نیایید

بالا و پایین می پرم.

بتا و

مرض بدی است

چه پست بگذارم و چه نذارم، معذبم.

لطف شماست اما مقابل نوشته های شما اندازه ارزنی هم نیستیم

لازم به ذکره که باید بگم معلومه شما

منم در قبال متن های قبلی که فکر میکنم نویسنده اون ها من نیستم و عقل الان رو ندارم

Repost from زثولیت
من به تازگی متوجه شدم که در قبال متن‌هام دچار یک مرضی هستم که نمیدونم اسمش چیه.

من هر بار با کمال معذب بودن پست میگذارم نه با اعتماد به نفس که نویسنده این متن ها من هستم

صبر کنید غلط املایی رو بگیرم بعد بخونید

حتما باید صورتم را بشورم به اینه نگاهی بیندازم و تف کنم.و درونم رابا آرامش نازودودندی سلاخی کنم حتما باید قبلش نوشیدنی بخورم همراه یک ارامبخش شاید پژواک منعکس مغزم ارام گرفت یا نمیدانم راه بروم اما به جای قدم هایم ارتعاشات مغزم شدت میگیرند. اگر نفس عمیقی بکشم میترسم هوا به کله ام بخورد دریچه های احساسات باز شوند و خود را به هره پرتگاه و هم به تردید مرتد و مصلوب به صلیب در مقدسات بد نامی پیدا کنم. اما طولانی مدت است که به این مرض توهم زا و مدهش دچارم و راهش را یک سره نمیکنم. نمیدانم اگر بنشینم و بازیچه افکارم بشوم نیستی مرا می بلعد در هم می شکند و به انتهای سقوط نمی رساند این طرف و ان طرف می کشاند در آسیاب آدم خواران هی چرخ می‌دهد و بر سر یک انگشت عو عو کنان دم تکان می دهم و می رقصم. اما سجایا به این معاش ناقل سبب شده است کشسانی ام را در برابر وقایع روزگار به اوج خودش برساند. نمیدانم این پوست کلفتی است که یا مطیع بودن، هرچه هست انگار پوسته ام را می درد و زیرش خارک می گذارد انگار روی میخ راه می روم و بار عظیم و الجثه ای به دوش دارم بگذریم جز حماقتم هیچ بار دیگری به دوش نمی کشم، این حرف ها، این من صاحب مرده و بلاکش، دیگر جز بار سنگینی حماقت چیز دیگری نیستند.

photo content