fa
Feedback
🎒 اتاق ضروریات

🎒 اتاق ضروریات

رفتن به کانال در Telegram

"یه موقع‌هایی برای پریدن رو به جلو باید یه چیزهایی رو پشت سر جا بذاری" طبقه هفتم برج شمالی هاگوارتز پشت تابلوی بارناباس و غول‌های غارنشین برای ورود سه بار باید بگید: من به جایی برای نوشتن از ماجراهای فراموش‌شدهٔ انسان‌ها نیاز دارم @bikalamijat_room 🎶🍃

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
349
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
بالاخره داستان مرد ابدی هم رسید :) چقدر ناگفته‌ها و نادیده‌ها از بزرگ‌مرد آرزوهای عظیم و دوربرد که هنوز که هنوز پای هرخط کد و هر سطر پروژه که گیر میکنم یادش موتور محرک موشکمه

Repost from آهات 🇵🇸
يدُ العباسِ قُطعتْ في‌ كربلاءَ لتبقى رايةُ‌التوحيدِ يـدُ القاسـمِ قُـطـعتْ في‌ بغـدادَ لتـبـقى كـربـلاءُ

القمر وَكَذَّبُوا وَاتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ وَكُلُّ أَمْرٍ مُّسْتَقِرٌّ ﻭ ﺍﻧﻜﺎﺭ ﻛﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻫﻮﺍﻫﺎﻱ ﻧﻔﺴﺎﻧﻲ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﻴﺮﻭﻱ ﻧﻤﻮﺩﻧﺪ ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻱ [ ﭼﻪ ﺧﻴﺮ ﻭ ﭼﻪ ﺷﺮ ، ﭼﻪ ﺣﻖ ﻭ ﭼﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﺩﺭ ﻗﺮﺍﺭﮔﺎﻩ ﻭﻳﮋﻩ ﺧﻮﺩ ] ﻗﺮﺍﺭ ﻣﻰ ﮔﻴﺮﺩ [ ﻭ ﺍﻳﻨﺎﻥ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻱ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺩﺍﻧﺴﺖ ﻛﻪ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺑﺮ ﺣﻖ ﺍﺳﺖ ﻳﺎ ﻣﻌﺒﻮﺩﺍﻧﺸﺎﻥ ؟ ](٣)

القمر وَإِن يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَيَقُولُوا سِحْرٌ مُّسْتَمِرٌّ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﻱ ﺭﺍ ﺑﺒﻴﻨﻨﺪ ، ﺭﻭﻱ ﺑﮕﺮﺩﺍﻧﻨﺪ ﻭ ﮔﻮﻳﻨﺪ : [ ﺍﻳﻦ ] ﺟﺎﺩﻭﻳﻲ ﻫﻤﻴﺸﮕﻲ ﺍﺳﺖ !(٢)

القمر اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻧﺰﺩﻳﻚ ﺷﺪ ، ﻭ ﻣﺎﻩ ﺍﺯ ﻫﻢ ﺷﻜﺎﻓﺖ .(١)

پسر شهید موسوی توی یکی از خاطره‌هاش از پدرش نقل می‌کرد میگفت: یه روز بهم گفت به گمونم هیچ کس به اندازه‌ی من نمی‌فهمه چقدر حضرت عباس بزرگ بود من می‌فهمم امیر یک لشکر باشی نتونی بجنگی بهت بگن برو آب بیار یعنی چی...

از تولد پارسال که توی جنگ بود تا امسال که توی آتش‌بسیه که دست‌کمی از جنگ نداره، جهان روزهای باورنکردنی به خودش دید؛ و من هم.
+1
از تولد پارسال که توی جنگ بود تا امسال که توی آتش‌بسیه که دست‌کمی از جنگ نداره، جهان روزهای باورنکردنی به خودش دید؛ و من هم. من هم دیدم بزرگ شدی قد کشیدی شبیه قهرمان‌هات شدی و حالا من از دور تماشات می‌کنم که خط می‌کشی روی سیاهی‌های جهان و با یه قلم و یک سطل رنگ یه روزی دنیا رو برمی‌گردونی به رنگی که باید داشته باشه. "تولد ۲۴ سالگی‌ت مبارک بچه"

I mean you know what happened those years right?

تا چشم کار میکنه اوضاع جالب نیست و پیوسته از خودم میپرسم آدم‌های سال ۱۹۱۹ چه درکی از اتفاقاتی که در حال وقوع بود داشتن؟ ۱۹۴۸ چطور؟ و ۱۹۶۷ و حتی ۱۹۷۹ و حتی بعدها و قبل‌ها روزهایی که تاریخ با قرادادها و جنگ‌های بزرگ ورق خورد آدم‌ها حسرتِ کرده‌ها و نکرده‌ها رو چطور سال‌ها با خودشون حمل میکردن؟

Repost from N/a
#صداها بهار بود و تو بودی و عشق بود و امید بهار رفت و تو رفتی و هرچه که بود گذشت

از اول محرم حاج محمود توی سرم می‌خونه فرات و آب دجله موج میزد لب تشنه حسینم از حرم رفت... برید نذر آب محرم‌تون رو خرج غزه کنید

Repost from N/a
چقدر من از خدا خواهش کردم حداقل به خاطر ستایش لئوپولد بعد از این‌همه سال، بلژیکی‌ها رو ببازونه‌. نشد.

البته درستش این بود انتقام بدبختی‌های سرزمین میانه هم از نیوزلند می‌گرفتیم(if you know you know) مستعمره نشین بدبخت

دیگه حداقل بذار انتقام این سکوت و خمودگی مصری که تا فیها خالدون وابسته آمریکاست رو تو بازی بعدی بگیریم که

ولی خدایا حق‌مون بود انتقام این روزها و گذشته‌ی کنگو رو از بلژیک می‌گرفتیم -برید ماجرای شکلات‌های شکل دست رو بخونید-

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد؟ چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد
+1
دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد؟ چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

-شب هفتم-
-شب هفتم-

اگر با تاریخ مقاومت لبنان آشنا باشید خوندنش لطف دیگری داره و اگر اشنا نباشید طوری روایت میکنه که میتونید باهاش هم‌پا بشید‌ بیشتر از کتاب، شبیه روایت‌های یک مستند با راوی‌های چهره‌پوشانده‌ و بی‌نامه که از متن روایت می‌فهمید چه‌کسیه و چه نسبتی با "او" داره اوایل شاید خوشتون نیاد از این سبک اما به مرور لذت می‌برید. توصیف‌هایی که صحنه‌ی درگیری رو براتون به خوبی ترسیم می‌کنه، سیر زمانی مناسب، اشاره به اتفاقات یا ماجراهای کمتر شنیده شده یا کمتر توجه شده، ترسیم چهره‌ای کامل اما هنوز ناکافی از "او" دوستش داشتم از دستش ندید

علی ایحال، خواندن "او" را از دست ندهید.
علی ایحال، خواندن "او" را از دست ندهید.

امروز ۳۱م خرداد ماه سالگرد چمرانه و سالگرد حاج رمضانه چیزهای زیادی برای فکر کردن به این تاریخ دارم؛ و برای فکر کردن به أمل، حزب الله، امام موسی صدر، شیخ یاسین، عماد مغنیه، بیانیه بالفور، سه قطره خون، سیدعباس، هنیئه،سفر نیکسون، شیخ نعیم، اتفاقات پیجرها، فرانسه، سرگذشت سوریه، جنگ جهانی اول، سیدحسن، یافا، مهندسی مکاترونیک، بنت جبیل، سقوط پاوه، ادبیات عرب، ارتفاعات حاج عمران، عزالدین قسام، لیتانی، ارتفاعات علی الطاهر، دیر یاسین داستان‌های درون زندان، وعده‌های تورات، مرکاوا، FPV ها، بندر بیروت، تونل‌ها، آتش‌بس، مرگ، خون، زندگی،‌ شهادت به اینکه ما کشته می‌شویم؛ جهان تماشا می‌کند؛ آسمان گریه...