سبز خواهم شد.🌱
رفتن به کانال در Telegram
t.me/HidenChat_Bot?start=5643257518 کمی سبز تر، کمی آرام تر
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
134
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-587 روز
-5830 روز
آرشیو پست ها
Repost from سبز.
این آدمایی که حواسشون به تلاشهای هرچند کوچیکت برای پیشرفت هستو باید چلوند اصلا. فکرکن وقتی انتظار نداری یکی میاد میگه حواسم هست که داری تلاش میکنی.
Repost from قشاع.
این نوع خوابیدن که با ناراحتی خیلی زیاد میخوابی و بعدش با غم و ناراحتی فراوان بدون اینکه بخوای بیدار میشی، تقریبا مثل مرگ میمونه.
نمیدونم چرا این زندگی هیچی رو واسه ما نمیخواد. انگاری کم عذاب کشیدیم. کم سختی کشیدیم و داریم میکشیم. کم از همه لحاظ فشار رومونه. خدایا شکرت.
زندگی نامرد است و تورا به نقطه ای میرساند که روزی باورش برایت سخت بود
مثلاً در طلب شانهای باشی برای گریستن اما در نهایت بالش مأمن قلب بیتابت شود
آغوشی بخواهی برای خالی شدن احساسات اما لحاف و پتو تورا بغل بگیرند
زندگی نامرد است
خیلی نامرد
کاش هیچوقت پامو نمیزاشتم توی این رشته. کاش ادامه نمیدادم. کاش اینجوری نمیشد. کاش یجوری نمیشد که همه ازم ناامید بشن.
کل زندگیمون خلاصه شده تو کاش ها...
نمیدونم کی قراره تموم بشه.
Repost from ·Alaska, Alaska·
یک مدته که دیگه به این چیزهایی که میگن «اگه ناراحتی رو تجربه نکنی، قدر شادی رو نمیدونی» یا «بدون ناراحتی، شادی معنایی نداره» اعتقادی ندارم. من شادی بیش از اندازه میخوام، چون فکر میکنم انقدر ناراحت بودهام که دیگه کاملا قدر شادی رو میدونم. از غم و استرس خستهام.
ناراحتی وقتی برای مدت زیادی توی وجودت بمونه، کمکم حس میکنه اونجا خونهشه و دیگه بیرون کردنش خیلی سخت میشه. اولش مثل یک مهمون تازهوارد، یک گوشه میشینه؛ ساکت و کمحرف، انگار که هر لحظه ممکنه بلند بشه و بره. اما بعد، کمکم وسایلش رو باز میکنه. از یک اتاق میره به اتاق بعدی، گوشههای خالی رو پر میکنه، روی مبل جا خوش میکنه، و یک روز میبینی دیگه حتی یادت نمیاد این خونه قبل از اومدنش چه شکلی بوده. غم همینطور بیسروصدا پخش میشه، تا جایی که تمام خونه رو میگیره؛ تمام بدنت رو.
ولی من الان دیگه آمادهام! اتفاقات خوب میخوام، اشک شوق، رسیدن، زندگی! هر چیزی که این مهمون رو از خونهش دور کنه، تا من بتونم دوباره خونهی خودم رو پیدا کنم.
انقدر فکر و خیالای مختلف تو سرمه و واسه ی تمام چیزایی که جلوی راهمه از خدا خواستم و خواهش کردم که دیگه واقعا کاری از دستم بر نمیاد.
