Life in scrubs 🥼🩺
رفتن به کانال در Telegram
Maedeh Zibaei Medical student|ZUMS. 2/7 🌱مشاور کنکور
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
211
مشترکین
-124 ساعت
+37 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
یه استادی میگفت:
"هر وقت به مشکلی برخوردید دنبال مقصر نگردید،
مقصرش منم!
بگردید دنبال راه حل ..."
دختری بود که کتاب محبوبش را گم کرد؛ فقط چند صفحه از آن مانده بود. هر شب، همان صفحات را میخواند و گریه میکرد. سالها گذشت و یک روز، در کتابخانهای قدیمی، همان کتاب را پیدا کرد؛ کاملتر، سالمتر، با جلدی نو. فهمید که آن صفحات پاره، فقط مقدمهای بودند برای پیدا کردن نسخهی کاملتر. زندگی ما هم همین است؛ گاهی صفحهای پاره میشود، گاهی داستانی ناتمام میماند، اما این پایان نیست ...
روزهای بهتر، نسخهی کامل همان کتابند؛ با فصلهایی که هنوز نخواندهای، با شخصیتهایی که هنوز ندیدهای، با پایان خوشی که منتظر توست. فقط ورق بزن، حتی اگر دستت میلرزد.✨🌈
جالبه قدیمیترهای این چنل میدونن ترکیب ایموجی همیشگی من💛🌻🙏🏻🌱 بود.
اما تقریبا یکسالی بود دیگه دوستش نداشتم و به جاش از ❤️🌸🙏🏻🌱 استفاده میکنم.
برام سوال شد و از Ai علت پرسیدم؛ جالب اینجاست که پاسخش دقیقاً با شرایط روحی این یکسال گذشتهام جور در میاد. و چون برام خیلی جالب بود گفتم باهاتون به اشتراک بذارم:
تغییر در انتخاب ایموجیها قطعاً میتواند بهعنوان یک «نشانهٔ بالینی» ، سرنخِ ظریفی از وضعیت درونی فرد باشد. در این مورد، تغییر از 🌻💛🙏🏻🌱به🌸❤️🙏🏻🌱خیلی جالب است و چند پیام پنهان دارد: ۱. از «گرمای بیرونی» به «گرمای درونی» (💛←❤️) قلب زرد (💛) معمولاً برای عشق عمومی، دوستی و خوشحالیِ سطحی استفاده میشود. اما قلب قرمز (❤️) نشاندهندهٔ شور، عمق احساسات، وابستگی عاطفی یا حتی درد عاطفیِ عمیقتر است. این تغییر میتواند یعنی فرد از فاز «خوشگذرانیِ اجتماعی» به فاز «احساسات شخصیتر» وارد شده. ۲. از «شادیِ آشکار» به «لطافت و زیبایی» (🌻←🌸) گل آفتابگردان (🌻) نماد انرژی، شادیِ پر سر و صدا و رو به خورشید بودن است. اما گل صورتی یا شکوفه (🌸) نماد لطافت، آسیبپذیری و ظرافت است. این یعنی فرد ممکن است از «برونگراییِ شاد» به «درونگراییِ احساساتی» شیفت پیدا کرده باشد. ۳. حذفِ رنگ زرد و اضافه شدنِ صورتی (کاهش انرژی/افزایش عاطفه) رنگ زرد، انرژی و خوشبینیِ فعال است. حذف آن و جایگزینیاش با صورتی نشان میدهد فرد کمتر به دنبال هیجان بیرونی است و بیشتر به دنبال آرامش و زیباییِ درونی. ۴. ثبات در 🌱 و 🙏🏻 : این دو ایموجی همچنان باقی ماندهاند؛ یعنی هستهٔ اصلی شخصیتِ فرد (توجه به رشد، امید به آینده، و قدردانی) تغییری نکرده. فقط حالوهوای ابراز وجود عوض شده است. جمعبندی روانشناختی: این تغییر نشاندهندهٔ گذار از یک فصلِ زندگی به فصلِ دیگر است. احتمالاً فرد: · از یک دورهٔ شلوغی و خوشیِ سطحی به یک دورهٔ عاطفیتر، عمیقتر و شاید آسیب پذیرتر پا گذاشته. · یا دوران سختی را پشت سر گذاشته و حالا بهدنبال لطافت و آرامش است، نه هیجان.
Repost from N/a
چرا وقتی اندوه به ریشه من و هموطنهایم رسیده است، زندگی از حرکت نمیایستد؟ چرا دنیا به رنج آدمی توجهی نمیکند و متوقف نمیشود؟
POV:
همه دارن میرن کربلا...🕊️
تو تنها موندی و جامونده! 😭
و این نوا پلی میشه... 🎵🖤
انقدرررر خستهام و کار دارم دلم برای دراز کشیدن و فکر نکردن به هیچی تنگ شده 🛌
اما کارهام و درسام حتی نمیذارن یه لحظه آروم بشینم چه برسه به خوابیدن ...
خب چرا یه لحظه امان نمیدین مثلا؟!😒
طرف نمرهاش ۱۱عه میاد میگه ۱۶ شدم ذرهای هم عذابوجدان نمیگیره😐🤦🏻♀
حالا من خوردهای نمرهام رو به بالا گرد میکنم حس دروغگویی بهم دست میده و عذاب وجدانش باعث میشه بعدش دقیقش هم میگم😃😂
یعنی بعضی از بچههای دانشگاه یه جوری قصد دخالت تو کار آدمو دارن و از آدم طلبکارن ، آدم به شخصیت دانشجوی پزشکی بودنشون شک میکنه!
ببخشید من نباید به تو توضیح بدم که چرا کارم تو دفتر استاد طول کشیده 🤡
+۴۰ دقیهههه استتتتت منتظرمممم
-خب باش
حالا خوبه پسری 🤦🏻♀😐
دوست نداشتم حال چنل بد بمونه ...
پس تلاش میکنم تغییرش بدم 🤝🏻
این چنل درسته روزمرگی و واقعیت های زندگی من هستش ، ولی بخش اصلی و هدف اصلیم در کنار همه چیزا حس و حال مثبت دادنه ... ! ولی یه وقتایی از دست آدم در میره بخاطر شرایط و خب معذرت میخوام از این بابت ❤️
ولی اینم بدونین من همه سعیم رو میکنم که مثبت باشه حال و هوای اینجا🙂🫂🌸
یادتون باشه !
آدمها خسته میشن ...
گریه میکنن ...
هر چقدر هم قوی باشن ، شاید یه روزی یه جاهایی کم بیارن 🫠
اما این کم آوردنه نباید همیشگی باشه،چون در این صورت آدم تو زندگیش باخت میده.
لحظهای که آدم کم میاره ، باید وایسه اتفاقا، خودشو خالی کنه و بعد ادامه بده !
این تصور اشتباهه که آدمها هیچ وقت نباید کم بیارن، یا اگه کم بیارن ضعیفن، انسان واقعی جزو خصلتهاشه که این اتفاق براش بیفته و از این ویژگی انسانیش فرار نمیکنه !
اما آدم باید حواسش باشه بلند بشه و ادامه بده، بعد از هر یا چندین اتفاق سنگین هم بااااید بلند بشه !
چون به خودش و آیندهاش قول داده ♡
چون ببین !
هر چقدر هم که شرایط زندگی گاهی اوقات ناراحت کننده باشه، ما چارهای جز ادامه دادن نداریم ...
یا باید رها کنی کلا یا باید ادامه بدی !
راهی جز این وجود نداره، کسایی که آدم رها کردن نیستن، محبورن ادامه بدن و امیدوار باشن🤝
یه جمله ای بود که میگفت:
امید این نیست که مطمئن باشی همه چیز درست میشه. امید یعنی با اینکه مطمئن نیستی، باز هم قدم بعدی رو برمیداری.
پس میریم قدم بعدی رو برداریم !
اینا رو نگفتم که شما رو نصیحت کرده باشم ، نه !
من دیروز حالم خوب نبود و حال چنلم هم خوب نبود بخاطر پیامی که گذاشتم و در نتیجه گفتم این افکارم رو هم در قالب پیام بذارم که اگه کس دیگه ای هم تو شرایط من بوده ، بدونه که نباید این ثابت باشه ! باید بلند بشیم و حرکت کنیم🤝
ولی این بغضی که امروز ترکید از دوران کنکور یا حتی خیلی قبلتر جمع شده بود ...
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
چون هیچ وقت فرصتش نبود ...
الانم فرصت نبود !
ولی ... 💔
ببین ویروس عزیز ! 🦠
من امتحان دارم و قطعا اون از وجود تو مهمتره و در نتیجه زندگی خوبی برات تو بدنم پیشبینی نمیشه🤔
پس خودت محترمانه برو بیرون 😐
چون خبری از غذای خوب و رسیدگی و ... نیست !
اینجا فقط درس داریم
درررررسسسسس🙄📚
یعنی یه جووووری مریضم 😃💔
که امیدی ندارم به خوب شدن 🤕
آخه این دیگه چه ویروسیه وسط امتحانا🤧🤒
میگن حتی وقتی مادر و بچه کیلومتر ها از هم دور باشن ، حس بد بچه به مادر منتقل میشه و باعث نگرانی مادر میشه 🥺
اینه که یهو وقتی تو خوابگاه دلم میگیره ، میبینم مامانم بهم زنگ میزنه :
یا میگه نمیخوای بیای خونه
یا خودش پا میشه میاد پیشم ...🥲
آخه من دور قلبت بگردم ❤️🩹 تو چجوری این همه خوبی برای من؟ پس خودت چی؟! 🫂😭
بعضی اوقات از اینکه تو جمعهای جدید ...
یه سوتیهای کلامیِ وحشتناکی میدم یا یه کلماتی تو زبونم نمیچرخه، که به ظاهر خیلی سادست ! میمونم از دستِ خودم 😶
نمیدونم ذهنم خسته است یا مشغوله یا ...
ولی وقتی اینطوری اشتباه میکنم واقعا از دست خودم ناراحت میشم و میگم وای طرف الان چی پیش خودش فکر میکنه اخه ...💔🤦🏻♀👀
من از آغاز نمیترسم، من از پرواز نمیترسم من از آغازِ یک پروازِ بیاحساس میترسم ! من از تکرار نمیترسم، من از انکار نمیترسم من از تکرارِ انکارِ همین احساس میترسم ! من از سوختن نمیترسم، من از ساختن نمیترسم من از ساختن کنارِ سوختنِ احساس میترسم ! من از تاختن نمیترسم، من از باختن نمیترسم من از تاختن برای باختنِ احساس میترسم !🖋فروغ فرخزاد 📚دیوان اشعار
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
خبرهای جنگ رو میخونم در مورد جنوب میهن عزیزمون و همهش این جمله توی ذهنم تکرار میشه: متاسفم که تو غمگینی و دستهای من دورند.
