fa
Feedback
کانال| بشیر احمد عالمیار

کانال| بشیر احمد عالمیار

رفتن به کانال در Telegram

نشر یادداشت‌های دینی و فکری، ترجمه متون عربی، اشعار و نکته‌های ادبی؛ از نوشته و ترجمه‌های ناقابل خودم و نیز گزیده‌ای از آثار ارزشمند اهل علم و ادب.

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
238
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-47 روز
-330 روز
آرشیو پست ها
سورهٔ کهف: در حدیث آمده است که هر کس روز جمعه سورهٔ کهف را بخواند میان دو جمعه اش نورانی می‌گردد. اگر نمی‌توانید بخوانید، به آن گوش دهید. اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَعَلَى آلِ مُحَمَّد، كَمَا صَلَّيْتَ عَلَى إِبْرَاهِيْمَ وَعَلَى آلِ إِبْرَاهِيمَ إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيد. 🤍

خداوند شهادت آمر صاحب را بپذیرد و او را مغفور و مرحوم گرداند.

میخواهند فراموشت کنیم! **** - آنهایکه خار چشم شان بودی، می خواهند خاطره هایت در ذهن نسل های تازه رنگ ببازد، تا ندانند تو چرا روزگاری نماد ایستادگی مردمی بودی که برای آزادی برخاسته بودند وبرای عدالت وکرامت انسانی مبارزه نمودند. آنها میخواهند از تو فقط یک تصویر در خاطره ها بماند، تصویری "زشت و ناپسند " که "آنها" ترسیم نموده اند، وبرای تاریخی که "آنها" می نویسند. "آنها" گاهی با بزرگنمایی اشتباه هایت، کوتاهی هایت و ناگزیری هایت، ترا ترور شخصیت میکنند. و گاهی با "روایت" های وارونه و دروغین از جهاد و مبارزه ات، از شخصیت ات و حتی زندگی شخصی ات، پروسه ی " شیطان سازی" ترا ادامه میدهند. آری! تاریخ ترا میشود نقد کرد، وباید هم نقد کرد. اما نمیشود ترا و تاریخت را حذف نمود وفراموش کرد. - اما آنهایکه دعوا دارند که نور چشم شان بودی، آنها هم به گونه ی میخواهند ترا فراموش کنیم. آنها هم از تو تنها آنچه را که به "بیزنس" و "مصلحت" های تنگ خود شان همخوانی کند، برجسته میسازند. آنها از مبارزات اسلامی ات، از قناعت های اسلامی ات واز آرمان های اسلامی ات کم میگویند، واگر بتوانند آنرا کاملا حذف خواهند کرد. آنها از دلبستگی شدیدت به عبادات وارزش های والای اسلام کم میگویند ویا نمیگویند. شاید میخواهند این بعد شخصیت وتاریخت را فراموش کنیم وهمان تصویر دلخواه آنها را از تو به نسل های آینده به میراث بگذاریم. آنچه آمر صیب شهید را در دلها و خاطره ها زنده نگه میدارد، نه تصویرش است و نه سنگ مزارش.. آنچه او را ماندگار میسازد، جایگاه او در حافظه های ماست، تاثیر او بر یاد داشت های ما، وپرسش های بی پاسخی که مبارزه وشهادت او بر انگیخته است. میخواهند مسعود را فراموش کنیم! زهی خیال باطل!! روحت شاد باد مرد آزاده .. استاد مطیع الله تائب.

Repost from راز نی
هین توکل کن ملرزان پا و دست رزقِ تو بر تو ز تو عاشق‌ترست 📚 به خدا اعتماد کن و از ترسِ آینده دست‌وپایت را گم نکن. نگران رزق و روزی خود نباش؛ زیرا روزیِ تو چنان به تو وابسته است که گویی از خودت بیشتر مشتاق رسیدن به توست. #مثنوی_مولانا @RaazNey

مسلمانان اروپا/ آمریکا و چالش هویت دینی. جوامع اروپایی، با وصف پیشرفت‌های گسترده و رفاه فراوانی که دارند، برای شخص مسلمانی که دغدغه‌ی دین‌داری دارد، پس از مدتی می‌توانند خسته‌کننده و کسل‌کننده شوند؛ زیرا این جوامع ــ مانند هر جامعه‌ی دیگری ــ بر اساس تفکر و فلسفه‌ی خاص خود شکل گرفته‌اند و ارزش‌ها، اخلاق، رفتار و بسیاری از شئون زندگی در آن‌ها متناسب با همین جهان‌بینی و فرهنگ ساخته شده است. از همین جهت، فرد مسلمان همیشه نمی‌تواند خود را به‌طور کامل با این جوامع وفق دهد؛ زیرا اگر بخواهد در همه‌ی زمینه‌ها خود را با آن‌ها همسان سازد، ممکن است به‌تدریج بخش‌هایی از هویت و ارزش‌های اسلامی خود را از دست بدهد. چه‌بسا رفتاری که برای یک شهروند اروپایی کاملاً عادی و پذیرفته‌شده باشد، از نظر یک فرد مسلمان رفتاری نادرست، غیراخلاقی یا ناپسند تلقی شود؛ به‌گونه‌ای که حتی نخواهد فرزندش شاهد چنین رفتاری باشد، چه رسد به اینکه خود او آن را انجام دهد. همچنین برخی مسائلی که ممکن است از نظر دیگران پیش‌پاافتاده به نظر برسد، برای یک مسلمان اهمیت اساسی دارد؛ برای نمونه، حلال و حرام بودن غذا یکی از دغدغه‌های جدی زندگی روزمره‌ی اوست. به همین دلیل است که بسیاری از خانواده‌های مسلمان، به‌ویژه خانواده‌هایی که از کشورهای اسلامی به اروپا و دیگر جوامع غربی مهاجرت کرده‌اند، درباره‌ی تربیت فرزندان خردسال خود که در این کشورها متولد و بزرگ می‌شوند، نگرانی جدی دارند. سبک زندگی، نظام آموزشی، اخلاق عمومی، جامعه، رسانه‌ها، ساختارهای دولتی و بسیاری از نهادهای اجتماعی، همگی بر اساس تاریخ، فرهنگ و تفکر غالب همان جوامع شکل گرفته‌اند. در چنین شرایطی، تلاش خانواده‌ی مسلمان برای حفظ فرزند در چارچوب گفتمان، فرهنگ و تفکر اسلامی، در بسیاری از موارد با دشواری‌های فراوانی روبه‌رو می‌شود و گاهی نیز ــ إلا من رحم ربه ــ به شکست می‌انجامد. القصه اینکه زندگی کردن با موازین اسلامی در کشورهای اروپایی و آمریکایی، مانند بازی کردن فوتبال در میدان کرکت است؛ شاید ممکن باشد، اما از آنجا که این میدان برای کرکت ساخته شده است، فوتبال بازی کردن در آن شما را با دشواری‌ها و سختی‌های فراوانی مواجه می‌کند زیرا طرح این میدان قسمی بوده که رعایت قانون کرکت در آن آسان است، ولی اگر بخواهيد در همین میدان قانون فوتبال را رعایت کنید با دشواری مواجه می شوید. البته وضعیت جوامع مسلمان، به‌ویژه کشور ما، از لحاظ اقتصادی، سیاسی و اجتماعی با مشکلات فراوانی روبه‌رو است و بسیاری از مردم نیز از روی ناچاری و جبر، راه مهاجرت به این کشورها را در پیش می‌گیرند. آدم‌های گرسنه، پیش از هر چیز به نان فکر می‌کنند؛ نه به فکر و اندیشه، دین و اخلاق. کاش مسلمانان، به‌ویژه هموطنان ما، می‌توانستند با تلاش، کوشش و تکیه بر فکر، فرهنگ و فلسفه‌ی خود، جوامع مرفه و پیشرفته‌ای برای خود و نسل‌های آینده فراهم کنند؛ جوامعی که در آن انسان مسلمان مجبور نباشد برای تأمین نان، همواره نگران از دست رفتن فکر، هویت، دین و اخلاق خویش باشد. کاش روزی فرا برسد که غم نان، ما را گرفتار غم‌های دیگر نکند. بشیر احمد عالمیار تاریخ: ۱۴۰۵/۶/۱۳

در میان مردم عادی شده است از جوانی که در اوایل جوانی قرار دارد بپرسند: چه وقت ازدواج می‌کنی؟ ولی سؤالی که اکثریت آن را مطرح نمی‌کنند این است که: آیا او توانایی ساختن و مدیریت یک زندگی مشترک را دارد؟ ازدواج فقط به رسیدن به یک سن خاص، وظیفه و توانایی در برگزاری محفل بستگی ندارد. فرق بسیار میان اینکه انسان قادر به ازدواج است و آمادگی ازدواج را دارد، وجود دارد. بلوغ عاطفی، تحمل مسئولیت، قدرت گفتگو، مدیریت اختلافات و کنترل هیجانات همگی اموری هستند که اهمیت کمتری از قدرت مادی ندارند. به نظرم بخش مهمی از مشکلات ازدواج‌های امروزی این است که ما جوانان را بیشتر برای مراسم عروسی آماده می‌کنیم تا برای زندگی‌ای که قرار است از این پس آغاز کنند. به نظر شما، یک دختر و پسر واقعاً به چه چیزهایی نیاز دارند تا برای ازدواج آماده باشند؟ و آیا امروزه بیش از حد بر جنبه‌های مادی ازدواج تمرکز نمی‌کنیم؟ د. عبدالکریم بکار.

در میان مردم عادی شده است از جوانی که در اوایل جوانی قرار دارد بپرسند: چه وقت ازدواج می‌کنی؟ ولی سؤالی که اکثریت آن را مطرح نمی‌کنند این است که: آیا او توانایی ساختن و مدیریت یک زندگی مشترک را دارد؟ ازدواج فقط به رسیدن به یک سن خاص، وظیفه و توانایی در برگزاری محفل بستگی ندارد. فرق بسیار میان اینکه انسان قادر به ازدواج است و آمادگی ازدواج را دارد، وجود دارد. بلوغ عاطفی، تحمل مسئولیت، قدرت گفتگو، مدیریت اختلافات و کنترل هیجانات همگی اموری هستند که اهمیت کمتری از قدرت مادی ندارند. به نظرم بخش مهمی از مشکلات ازدواج‌های امروزی این است که ما جوانان را بیشتر برای مراسم عروسی آماده می‌کنیم تا برای زندگی‌ای که قرار است از این پس آغاز کنند. به نظر شما، یک دختر و پسر واقعاً به چه چیزهایی نیاز دارند تا برای ازدواج آماده باشند؟ و آیا امروزه بیش از حد بر جنبه‌های مادی ازدواج تمرکز می‌کنیم؟ د. عبدالکریم بکار.

من نقد محمد عارف بیگانه و بانو مدینه کریمی را با دقت مطالعه نمودم و آن را دارای نکات ارزنده‌ای یافتم. نویسندگان این نقد، مقاله را از دو جهت مورد بررسی قرار داده‌اند: نخست، از منظر بن‌مایه و محتوای آن، که به نویسنده مربوط می‌شود؛ و دوم، از منظر ضرورت و چرایی ترجمه، که متوجه من است. گفت‌وگو درباره یک نوشته یا ترجمه و نقد منصفانه آن، به این معناست که کار نویسنده یا مترجم بیهوده نبوده و مخاطبان خود را یافته است؛ و مسیری را که نویسنده یا مترجم برای اثرش در نظر داشته، تا حدی پیموده است. از همین رو، ضمن استقبال از نقد نوشته‌شده توسط عارف بیگانه و بانو کریمی، همه دوستانی را که مقاله «فمینیسم» را خوانده‌اند، دعوت می‌کنم این نقد را نیز با دقت بخوانند.

Repost from N/a
این نقد را من و بانو مدینه کریمی، بر مقاله‌ی فمینیسم نوشته‌ی دکتر طارق سویدان، نوشته‌ایم. مقاله‌ی مذکور چند روز پیش توسط استاد بشیراحمد عالمیار ترجمه، و از سوی کانون علمی و فرهنگی بخارا نشر شده است.

در این پادکست، با حضور دکتر طارق عبدالله السرحان، موضوع مهم و بنیادینِ نظریهٔ معرفت (معرفت‌شناسی) مورد بحث و بررسی قرار می‌گیرد. اهمیت این موضوع از آن‌جاست که یکی از عوامل مهم انحراف بسیاری از جریان‌های فکری در طول تاریخ، خطا در مبانی و روش‌های معرفت‌شناختی آنان بوده است؛ یعنی درک نادرست از منابع شناخت، معیارهای یقین و حدود توانایی انسان در دستیابی به حقیقت. از همین رو، در این پادکست تلاش می‌شود تصویری روشن از نظریهٔ معرفت ارائه شود و موضوعاتی همچون مصادر و منابع یقین، جایگاه و صلاحیت عقل در فرایند شناخت، حدود توانایی عقل در دستیابی به معرفت، و نسبت عقل با دیگر منابع شناخت مورد بحث قرار گیرد. همچنین، به‌صورت گذرا به مسئلهٔ شک و تردید و جایگاه آن در فرایند شناخت پرداخته می‌شود تا روشن شود که انسان چگونه می‌تواند میان شک، گمان و یقین تمایز قائل شود و بر چه اساسی می‌توان به یک معرفت معتبر و قابل اعتماد دست یافت. این بحث از آن جهت اهمیت ویژه دارد که شناخت درستِ منابع معرفت، معیارهای یقین و حدود عقل، نقش اساسی در شکل‌گیری یک نظام فکری سالم و جلوگیری از بسیاری از خطاهای فکری و انحرافات معرفتی دارد. https://youtu.be/dPDSqXMGJSE?is=qO45e_BlYX3d8GE-

مسافری که باشی، یکی از دغدغه‌هایت ــ که ظاهراً پیش‌پاافتاده معلوم می‌شود ــ این است که در وقت طعام چه باید صرف کرد. امروز چاشت، داشتم به همین فکر می‌کردم و بالاخره انتخابی کردم و رفتم سمت رستورانتک نزدیک اتاقم و به میزی نشستم و ترنمی را از استاد پرانت برای رفع خستگی و دل‌دقی‌های روز جمعه پخش کردم که این شعر زیبا را می‌خواند: «پیشت ای شوخ ستمگر، لب گشودن مشکل است.» و آهسته‌آهسته به چهار اطرافم نگاه می‌کردم که چند پسربچهٔ قدونیم‌قد را در میز پهلو دیدم که با شور و هیجان داشتند با هم می‌گفتند و می‌خندیدند و من از دیدن این شور بچه‌گیِ آن‌ها چقدر لذت می‌بردم و یادی از روزهایی افتادم که هم‌سن‌وسال‌شان بودم و مثل آن‌ها خیالی هیچی در سرم نبود و همه‌جای زندگی برایم زیبا بود، حتی سختی‌هایش. آن روزگاران ما نیز جمعه‌ها با جمعی از دوستان (سهراب، محراب، صادق، حیات، شعیب...) با هم فوتبال بازی کردن می‌رفتیم، با هم گیم بازی می‌کردیم و گاهی که خُرده‌پولی گیرمان می‌افتد، به شیریخ‌پزی‌های کندز نیز سر می‌زدیم. زندگی چنان با سرعت نور گذشت و آن روزهای خوب را مثل باد با خودش برد که یک‌باره خود را در عالم جوانی و با یک هزار مشکل پیدا کردیم. جوانی که هزار و یک برنامه برایش ریخته بودیم، با هزار درد و رنج و نومیدی روبه‌رو شد و کام هر چه هم‌نسل ماست تلخیِ تلخ و زهرآگین گشت و دیگر آن شور و هیجان بچه‌گی برایمان برنگشت و روزگار آن رفیقان صمیمی ما را به هر سو پرتاب کرد و من، یکی، هفت سال است که دور از همه و دور از شهر و دیار، به دلایلی مثل تحصیل و کار، در شهرهای دیگر به‌تنهایی زندگی می‌کنم. این را گفتم تا قدر لحظات و باهمی‌هایتان را بدانید. زندگی عبارت از لحظه‌هایی است که همین حالا دارید آن را سپری می‌کنید و زندگی کردن را به فردا، که چه عرض کنم، به ساعت بعد موکول نکنید که سرعتش بسیار است و یک‌باره می‌بینید که فرصت‌های بسیاری را برای زندگی کردن از دست داده‌اید. مزارشریف، افغانستان تاریخ: ۱۴۰۵/۶/۷

این کار ناچیز تقدیم به خواهر گرامی‌ام، بی‌بی گلسم، که نخستین استادم است و قرآن‌خواندن را به من آموخت.

فمینیسم یکی از جریان‌های مهم فکری و اجتماعی دوران معاصر است که با هدف دفاع از حقوق زنان و مقابله با تبعیض و نابرابری جنسیتی شکل گرفت. این جریان در طول زمان دگرگونی‌های بسیاری یافته و مکاتب و گرایش‌های گوناگونی پیدا کرده است؛ از مطالبهٔ حقوق اجتماعی و سیاسی زنان در نخستین مراحل تا دیدگاه‌های گسترده‌تر دربارهٔ خانواده، جنسیت، آزادی و نقش زن در جامعه. کتاب «فمینیسم» نوشتهٔ دکتر طارق سویدان با ترجمهٔ رسای بشیر احمد عالمیار، تلاشی برای شناخت این جریان فکری از جنبه‌های مختلف است. این کتاب مفهوم، تاریخچه، مراحل تحول و مکاتب فمینیسم را بررسی کرده و سپس به بررسی آن از دیدگاه اسلام و حقوق زن در شریعت می‌پردازد. همچنین تفاوت میان «حقوق زن» و «فمینیسم» را مورد توجه قرار می‌دهد… کانون علمی و فرهنگی بخارا افتخار دارد این اثر ارزشمند را به خوانندگان گرامی تقدیم کند؛ باشد که برای خوانندگان مفید و سودمند واقع شود.

Repost from N/a
در یکی از غزوات با قبیله‌ی طی، پیامبر -ص- دختر سردار قبیله قبیله را می‌بیند که بی‌پرده و در وضیعت بدی قرار دارد. پیامبر -ص- برای حفظ حرمت، ردا یا چادر خویش را بر این دختر می‌کشد تا او را بپوشاند. علامه اقبال، با اشاره به این داستان، خطاب به پیامبر -ص- می‌گوید: ما از آن خاتونِ طی عریان‌تریم پیش اقوامِ جهان بی چادریم آری پیامبر! ما بی‌چادریم و در اوضاع بدی قرار داریم. ای پیامبر! کشور ما خیلی بی‌چادر هست و مردم ما هم چیزی شبیه به اوس و خزرج. ای پیامبر! ما را بپوشان که عریان‌تر از آن خاتونِ طی هستیم. روز محشر اعتبارِ ماست او در جهان هم پرده دارِ ماست او لطف و قهر او سراپا رحمتی آن بیاران این باعدا رحمتی

﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ﴾ «و ما تو را جز رحمتِ برای جهانیان نفرستادیم.» میلاد النبی مبارک!
﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ﴾ «و ما تو را جز رحمتِ برای جهانیان نفرستادیم.» میلاد النبی مبارک!

فمینیسم نوعی طرز تفکر خاص در رابطه با زنان است که با ظاهری آراسته و با وعده‌ی رهایی زنان از بند و زنجیر ستم مردان، وارد عرصه‌ی فکری شده است؛ اما این نوع نگاه، دارای لایه‌های آشکار و پنهانی است که بررسی و واکاوی عمیق‌تر آن را می‌طلبد. دکتر طارق السویدان، اندیشمند برجسته‌ی مسلمان، در این نوشته به چیستی فمینیسم پرداخته و تفاوت‌های میان نگاه اسلام و فمینیسم به مسئله‌ی زنان را برجسته ساخته است. با توجه به اهمیت موضوع، بنده ترجمه‌ی این مقاله را انجام داده‌ام. علاقه‌مندان به این مباحث می‌توانند با مراجعه به لینک زیر، مقاله را مطالعه کنند. https://www.facebook.com/share/1ER85jVYAZ/

Repost from N/a
دچار باید بود!
دچار باید بود!

خطرناک‌ترین چیزی که عقل را می‌کُشد، تعصب نسبت به یک اندیشه، جماعت یا مکتب است؛ تا جایی که انسان اسیر آن شود." دکتر حذیفه عکاش. در توضیح این مهم منسوبین تمام جریان‌های اسلامی باید بدانند که مخالفت با فکر و دیدگاه آنان، چه در حوزهٔ اقتصاد، سیاست، حکومت و دولت، به معنای خروج فرد مسلمان از دین نیست. دین، دایرهٔ وسیع و فراخ است که منحصر کردن آن به یک جماعت، فکر، دعوت یا حزب، جفایی بزرگ در حق دین است. مخالفت با نوع نگاه یک جریان یا حزب در مسائل سیاسی و نوع حکومت، به‌هیچ‌وجه به معنای سکولار بودن یا بی‌دین بودن فرد نیست. چنین برداشت‌هایی بیشتر از ذهن‌های متعصب برمی‌خیزد؛ ذهن‌هایی که به‌جای آنکه با عقل و اندیشهٔ مستقل خود بیندیشند، با عقل جریان و حزب خویش فکر می‌کنند. از همین روست که تعصب را "قاتل عقل" می‌نامند.

مسئله‌ای که مسلمانان در اواخر قرن نوزدهم و نیمه نخست قرن بیستم میلادی با آن مواجه بودند، شبهاتی بود که از سوی برخی نویسندگان سکولار بر عقیده و تراث اسلامی، با استناد به دستاوردهای علوم تجربی، وارد می‌شد؛ علومی که در آن مرحله، آنها را به‌طور کلی در تعارض با اندیشه دینی می‌دانستند. اما این مرحله ـ هرچند برخی آثار آن همچنان باقی مانده است ـ سپری شده است. پس از آن، مرحله‌ای جدید با سازوکاری جدید پدید آمد؛ زیرا اکنون خصوم به دنبال فضای دیگری هستند تا از طریق آن دست به یورش بزنند. بنابراین، متون وحی ـ یعنی قرآن و سنت ـ به عرصه پژوهش آنان تبدیل شد؛ تا از این طریق، مدخلی جدید برای ایجاد تردید در امور ثابت و پلی برای گسترش افکار سکولاریستی، مدرنیستی و سایر افکار باطل فراهم شود. کتاب: التوظیف العلماني للمضامین التراثية. نویسنده: دکتر السعید صبحی العيسوي. ص: ١٩