Miye Taiyoku
رفتن به کانال در Telegram
Unknown: http://t.me/BluChtBot?start=64a6a804bbdaae8a8449
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
208
مشترکین
-124 ساعت
-77 روز
-1130 روز
آرشیو پست ها
207
رکوئیم ناتمام موتسارت (Requiem in D minor, K.626) یکی از مشهورترین آثار ولفگانگ آمادئوس موتسارت است که در سال 1791، آخرین سال زندگی او، نوشته شد. سفارش این اثر بهصورت ناشناس توسط فرستادهای به نام کنت فرانتس فون والزگ انجام شد. بعدها مشخص شد که این سفارش از سوی خود کنت بوده تا به یاد همسرش که تازه درگذشته بود، اثری مذهبی به نام خود ارائه کند.
در آن زمان موتسارت همزمان روی اپرای «فلوت سحرآمیز» و چند اثر دیگر کار میکرد و از نظر جسمی نیز در وضعیت نامساعدی قرار داشت.
این رکوئیم یکی از عمیق ترین آثار مذهبی دوران کلاسیک است که ساختاری بر پایه متن لاتین مراسم عشای مردگان کلیسای کاتولیک دارد.
بخشهایی مانند “Introitus” و “Kyrie” توسط خود موتسارت کامل شدند و نشاندهنده ترکیب پیچیدهای از کُر، ارکستر و بیان احساسی شدید هستند. با این حال، او تنها تا بخش “Lacrimosa” را بهطور ناقص پیش برد و در ادامه، کار متوقف شد.
پس از مرگ موتسارت، شاگردش فرانتس زوسمایر (Franz Xaver Süssmayr) بر اساس یادداشتها و طرحهای باقیمانده، اثر را تکمیل کرد تا سفارشدهنده بتواند آن را تحویل بگیرد.
207
Repost from N/a
خطوط قاطع و درعین حال پویای باخ، روی کاغذ، من رو بهشدّت بهیاد کارهای رامبراند (با مرکب و قلمنی) میاندازه!
207
Repost from SOS Needit
آمادگی کامل برای هرگونه شرایط جنگی و اضطراری
لیست کیف اضطراری ۷۲ ساعته
اشتباه مرگبار در جمع کردن کیف اضطراری
آب سالم (روش ذخیره و تصفیه)
غذای ماندگار
انبار کردن مواد غذایی
امنیت دیجیتال و اطلاعات
پیام رسان آفلاین
نقشه آفلاینآمادگی برای قطعی برق طولانی
مدیریت باطری و انرژی
پاوربانک
پاوربانک خورشیدی
شارژر خورشیدی
وسیله گرمایشی دستساز
کپی مدارک مهم
داروهای ضروری
دارو های ضروری و دوز
ذخیره سازی داروهای حساس
تکنیک "STOP" در لحظه انفجار یا حادثه
تکنیک "لاکپشت" در لحظه انفجار یا حادثه
پناه گیری اصولی
پناه گیری در خانه یا محل کار
ساده سازی مسیر خروجی از خانه
چسب زدن پنجره ها مخصوصاْ خانه های نزدیک به مراکز حساس
پناه گیری با خودرو
مواجهه اولیه با فرد آسیب دیده
کمک های اولیه در شرایط جنگی
نحوه بستن زخم شدید و جلوگیری از خونریزی "قسمت اول"
نحوه بستن زخم شدید و جلوگیری از خونریزی "قسمت دوم"
نحوه بستن بانداژ در نقاط مختلف بدن "قسمت اول"
نحوه بستن بانداژ در نقاط مختلف بدن "قسمت دوم"
در صورت مشاهده فرد بیهوش چیکار کنیم ؟
نکاتی درباره سوختگی
لوازم ضروری اگر بچه کوچیک دارید
حفظ سلامت روانی کودکان "قسمت اول"
مقابله با بحران روانی در کودکان
حمایت از سالمندان در شرایط پر تنش
تاب آوری روانی جمعی
مدیریت حمله پنیک
شناسایی اخبار غلط و جنگ روانی
لوازم ضروری اگر حیوان خانگی دارید
قوانین مشترک برای همه حیوانات در شرایط جنگی
سرپرستان پرندگان○° لیست پناهگاه های شهرهای مهم ایران مطالب PDF :
چک لیست شرایط اضطراری خانواده
یادگیری کمک های اولیه
در صورت وقوع حمله هوایی
بروشور آمادگی کلیچک لیست مواد غذایی مطالب وزارت دفاع سوئد بقا در شرایط بحرانی چه یک نفر چه هزاران نفر ، میتونید با به اشتراک گذاشتن این مطالب در کمک به آمادگی تمام عزیزانمون برای هرگونه شرایط غیر مترقبه همراهی کنيد
207
آلماند در لا مینور. این قطعه غمی با وقار است؛ غمی نهفته که جامه سیاه بر تن ندارد، بلکه ردایی از مخمل خاکستری و فاخر به دوش کشیده؛ غمی که کمر خم نمیکند، بلکه با قامتی افراشته، در میانه تالار ایستاده و به شکوهِ آنچه از دست رفته، با لبخندی تلخ و متین مینگرد.
207
Repost from Byredo
ما یادمون نمیره.
«درود به مردم شریف ایران»، «به نام خدا من ژینا امینی هستم»، «بچهها نخندینا»، «بارون اومد و یادم داد، تو زورت بیشتره»، «ندا نترس، ندا بمون»، «یه دل میگه برم برم برم»، «سلام، من مهرشاد هستم»، «من هم فرزند کسی هستم»، «توی همین موازات بودیم، دستمون تو دست هم بود، یهو دیدم افتاد»، «بچههای منو کشتن، گفتن خطای انسانی بوده»، «دارن این همه آدم رو میکشن که بگن یک نفرو نکشتن؟»، «سلام، به چنل یوتیوب سارینا خوش اومدید»، «حیدر حیدر کنان به بچهی من شلیک کردن»، «دوست دارم الان که دارم میرم تظاهرات، چندوقت دیگه یه اتفاقی بیوفته»، «سپهر من کجایی بابا؟»، «مانی بابا تو برو من میآم»، «توی برگه نوشتن متهم اظهار پشیمونی نکرد»، «دادا برای چی نرم؟»، «بعدا اینو استوری میکنید میگید برای رفتنت زود بود»، «خب یه ۲۰۷ مشکی»، «پروانهی بنفشی دیدی منم»، «اونا برای تمرین داخل کلاس بود حاجآقا»، «دارم میسوزم بابا»، «سورهی آل عمران، خدا ستمگران را دوست ندارد»، «بابا حکم من اعدامه، به مامان چیزی نگو»، «حاجآقا اینا برای ورزش هستن»، «جون منو ازم گرفتن خانم، جون من توی اون هواپیما سوخت»، «بچهی من چه گناهی کرده بود که زنده زنده توی هواپیما سوخت؟ چرا هیچکس جواب منو نمیده؟»، «دیگه نمیترسیم، میجنگیم»، «بچهها، کمک»، «بچهی من حتی نمیتونست تا سر کوچه تنها بره»، «بهنام خداوند رنگین کمان»، «من خوبم بابا خوبم، چشمام فقط میسوزه، زنده میمونم قول میدم»، «بلند شو مادر، بلند شو، ببین مادرت داره میرقصه، بلند شو»، «بابا بسه، بسه بابا بسه بسه»، «کف خیابانم، نه ترسی دارم، نه نگرانی، حقم را میخواهم»، «ما تماشاگر نمیخواهیم به ما ملحق شوید»، «من که زود بلند شدم، پس بابایی کو؟»، «پاشو برات نون خامهای گرفتم مامان، پاشو هرچندتا دوست داری بخور»، «من این حور و پری رو ۲۳ سال خودم پروردم، تو قبر نگاش کنم؟»، «این رضای پرپر شدهی من تقدیم به میهن»، «بابا، خیالت راحت، دوستت دارم»، «واسه خواهرزادهی من، گوش کن، واسه خواهرزادهی من دست بزنید»، «کاش انقدر با غیرت تربیتش نمیکردم که اینطوری بشه»، «پسرش گفته چرا اسم مادرمو نمیخونید»، «آرام بخواب دلدار من، ای صهبای زیبای من»، «چه بارون بیاد چه برف بیاد چه بوران، مانی صفرپور به آرزوهاش میرسه»، «یک لحظه وصل شدم و میخوام بنویسم زن زندگی آزادی، برای همیشه»، «پدر من ورزشکار بود، هر روز وزنه میزد، اگر اینا نمیکشتنش، ۱۲۰ سال دیگه زنده میموند»، «آقا این خطو میشناسی؟ تیر خورده نفس نمیکشه»، «ما رفتیم جلوی عراق از ناموس شما دفاع کردیم که شما بچههای ما رو بکشید؟»، «توی فاتحهی من قرآن نذارن، مردم برقصن»، «به امید روزهای قشنگ، کنار تو»، «اندازهی دنیا برنامه داشتی مامانی»، «آرزو میکنم سال دیگه این موقع، هیچکدوممون اینجوری نباشیم»، «اگه منافق زده چرا بچهی من قطعهی شهدا نیست؟»، «بچهها سرپرستشون رو توی اتفاقات اخیر از دست دادن، کسی هست نگهشون داره؟»، «مبین من روت پتو میکشیدم، نمیذاشتم اینطوری یخ بزنی»، «اگر آزاد شد، خوشحالی کن بهجای من، جای ما رو خالی کنید، من خیلی منتظر این روز موندم»، «دارم میرم، نه بهخاطر خودم، بهخاطر پسرامون»، «جون مادرت نزن»، «خدایا ظلم تا کی؟»، «بچهها تیر خوردم، نمیرم فقط»، «خدا، مست، داره تماشا میکنه هیبت پدر منو که داره میره پیشش»، «اگه دیگه آنلاین نشدم، منو فراموش نکنید، بدونید من مفت نمردم، تو جشن آزادی اسم منو بیارید»، «توروخدا نذارید بمیرم هفتهی دیگه عروسیمه»، «نترسید نترسید، ما همه با هم هستیم»، «عه باباییه، باباییه»، «پاشو مادر آهنگ موردعلاقهتو گذاشتن»، «بهنام! بهنام!»، «توپ تانک مسلسل، دیگر اثر ندارد، به مادرم بگویید، دیگر پسر ندارد»، «سهمِ بچهی من، توی مملکت من، توی وطن من، پنج تا گلوله بود»، «من یه رضا از دست دادم ولی هزارتا پسر گیرم اومد»، «اگه دستگیر شدم و یا دیگه نبودم، بدونید من همیشه در کنار مردم ایستادم»، «خب میشه بگید محاربه چیه لطفا؟ من نمیدونم قربان»، «حکم اعدام من صادر شده و این تماس خداحافظیه»، «شنیده بودم سر بیگناه تا پای دار میره ولی بالای دار نمیره، ولی دروغه»، «سکوت شما یعنی حمایت از ظلم و ظالم».
