fa
Feedback
قهوه تلخ

قهوه تلخ

رفتن به کانال در Telegram

ناشناس: http://t.me/BluChtBot?start=60a6a801bedeaa8f8f48

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
210
مشترکین
-124 ساعت
+57 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
I met my Mr.Hanham last Monday!

اگه عشق ما مثل یه سیرک بود تو تا الان یه دلقک بودی!

چیزی که دارم بهش تبدیل میشم، اونی نیست که براش بدنیا اومدم.

Famous Blue Raincoat.mp312.02 MB

بعد از تام گیتس وارد یه دنیای بزرگ تری شدم که، مارول باشه بعد با هنرمند هایی آشنا شدم که اونا هم از مارول الهام گرفتن، بعضیاشون توی سینما بودن بعضیاشون توی حرفه مانگاکا بعضی هم توی موسیقی و غیره.. هرچقدر این علاقه گسترده تر میشه و بیشتر شاخ و برگ میگیره، من بیشتر دوست دارم که به نقطه شروع برگردم و همیشه از اینکار لذت میبرم.

بخش گسترده ای از شخصیتم که هیچ ربطی به اون یکی بخش نداره[اونی که طرفدار نوستالژی و کلاسیک و قهوه ایه] برمیگرده به همین کارکتر
بخش گسترده ای از شخصیتم که هیچ ربطی به اون یکی بخش نداره[اونی که طرفدار نوستالژی و کلاسیک و قهوه ایه] برمیگرده به همین کارکتر یعنی "تام گیتس"که باعث علاقه ی من به دنیای کمیک بوک و بعد ترش هم مارول شد. این رفیقمون از کلاس پنجم ابتدایی ما دهه هشتادیا خیلی رو بورس بود [مثل تن تن برای نسل های یکم قبل تر]

میدونم که تهش وسوسه میشم و بازم آهنگ میزارم چون music is life !

برنامم اینه که توی راه دانشگاه بالاخره این سلطانو تمومش کنم!

‏سر به زیر و ساکت و بی دست و پا می‌رفت دل، یک نظر رویِ تو را دید و حواسش پرت شد

نمیدونم اون روز چجوری حساب کردم که تا دانشگاه شیش روز وقت دارم؟

+But look what is doing to you, and that's not fair - It's not about fair, is it? It's about love

همین الان فیلم سوم رو دیدم و اونقدر تحت تاثیر قرار گرفتم که مجبور شدم برای نوشتن لپتاپ رو روشن کنم. چیزی که واقعا حس میشد عواطف و احساسات مختلف بود ، احتیاجی به دیالوگ نبود تا باهم حرف بزنن، بعضیاشون رو کامل میتونستم درک کنم بعضیاشم تا توی اون وضعیت نباشی نمیتونی درک کنی.واقعا قلبم از دیدنش مچاله شد و از اعماق وجودم میخواستم که کاش داستان این دو نفر جور دیگه ای پیش میرفت و چقدر حیفن! چشم های "سم" کل داستان بود ، میتونستم ساعت ها به چشم هاش خیره بشم و حتی داستان زندگیشون رو فراتر از سناریو ای که روی پرده اومده تصور کنم، هر بغضش از علاقه ی بیشتره آدم ها قدرتمند تر بود.

Movie no.3 : supernova

« ما صرفا برای اهداف خود به دنیا نیامده ایم. »

photo content

این فیلم هم خیلی دوست داشتم، طرفداران انجمن شاعران مرده رو دعوت میکنم که حتما ببیننش، اما اینبار شاید معلم خودش به راهنمایی و کمک نیاز داشت، تاثیری که گذاشته میشد به اندازه بچه های یک کلاس نبود اما عمق داشت. چیز دیگه ای که خیلی خیلی دوست داشتم فیلمبرداری بود، صحنه ها واقعا قشنگ بودن و من به خاطر زخمی که از انجمن شاعران مرده خورده بودم در مقابل این فیلم هر ثانیه اینجوری بودم: زودباش نابودم کن!

Movie no.2 : the holdover

صداقت بهترین چیزه اُوه، ولی گاهی صداقت به کمی کمک نیاز داره.

معمولا کم پیش میاد اول یه فیلم رو ببینم و بعد دلم بخواد کتابش رو بخونم، اما این خیلی برام قشنگ بود. یه پیرمرد جدید توی زندگیم!

Movie no.1 : a man called ove