قهوه تلخ
رفتن به کانال در Telegram
ناشناس: http://t.me/BluChtBot?start=60a6a801bedeaa8f8f48
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
210
مشترکین
-124 ساعت
+57 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
210
کمدین موردعلاقمم Luis ck ئه همونطور که خودش هم میدونه خیلیا از نوع طنزش خوششون نمیاد «همتون یکی رو دارید که بهش نگفتید امشب میاید به برنامه من» اما من برعکس این سبک رو دوست دارم. «نوع خاصی از اعتماد بنفس که من دارم اینکه من میدونم چطور از چیزای وحشتناک جوک بسازم». بجز لویی Antony Jeselnik هم توی همین سبکه با امضای خاص خودش!
210
بجز سریال های امنم و اون یدونه انیمه ای که حس خونه میده بهم، من واقعا از دیدن استنداپ کمدی ها لذت میبرم.
210
آدم یه روز به جایی میرسه که خودش به دغدغه های قبلیش میخنده و این با گذر زمان اتفاق میوفته.
210
متوجه شدم تنها چیزی که توی این دنیا نباید Romanticize کرد گوشیه. چون این باعث میشه نتونی دنیای واقعی رو درست ببینی
210
مثلا لذت خوندن ربکا فقط توی اون شب بارونی که برق ها رفته بود میچسبید.
یا حتی خوندن غرور و تعصب وقتی که اونقدر بچه بودی که فکر میکردی : آهان پس الیزابت هایی هستن که بتونن با اخلاق ما دارسی ها کنار بیان درحالی که کل دنیا معتقده ما خیلی خشک و بی روحیم!! بعد ما میتونیم تا بی نهایت برای اون ها متفاوت باشیم.
210
some books are meant to sit on your shelf for a long time until a version of you is ready to confront and read it.
210
اینکه این مسیحی های خشک مذهب روسی، از چای خوردن پدر زوسیما دارن انتقاد میکنن هیچ خوشم نمیاد !!
210
دیشب ، نزدیکای ساعت چهار وقتی همه خواب بودن این ویدیو رو دیدم، یهو یه شوق و ذوق ناگهانی رو تجربه کردم؛ چرا؟ چون ناخوداگاه این تصویر مثل یک نقاشی خیلی بزرگ توی گالری تاریک تصور کردم، حس کردم واقعا اونجام و این نقاشی به عظمتی که نمیشه باور کرد جلوی رومه و من گوشه ی سمت چپش ایستادم، تنها و این صدای غمگین از توی نقاشی بیرون میاد: I love you Harry, you make me feel like a person!
شما هم یکبار توی تاریکی مطلق با هندزفری امتحان کنید، شاید یکهو همدیگه توی گالری دیدیم!
210
یه حسی بهم میگه قراره خوب بره جلو چون من یسری از قسمت هاشو خیلی دوست داشتم اما الان واقعا کلافه شدم..
210
از اواخر اسفند 1402 دارم تلاش میکنم برادران کارامازوف رو تموم کنم و امروز تازه بعد از دویست صفحه که پنجاه صفحه اش، خاطرات و مابقی توصیه های پدر زوسیما قبل مرگ بود! توی صفحه دویستم این روحانی دارفانی رو وداع گفت و بالاخره پرونده این بخش بسته شد و اگر بخوام موقعیت مکانی که من الان هستم رو با فایل صوتی همین کتاب براتون شرح بدم: من الان قسمت 11 از 25 قسمته دو ساعته هستم. واقعا خسته شدم. دوست دارم از این کتاب لذت ببرم اما به دلایل کاملا شخصی و سلیقه ای، داره خیلی طول میکشه و منو درگیر فجیع ترین ریدینگ اسلامپ تاریخ 18 ساله ی خودم کرده!
