Sou⋆
رفتن به کانال در Telegram
سو باریکهی نور.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
232
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
232
هشیاریام شب را نشکافت،
روشنیام روشن نکرد؛
من تو را زیستم، شب تاب دوردست!
رها کردم، تا ریزش نور، شب را بر رفتارم بلغزاند.
بیداریام سربسته ماند، من خواب گرد راه تماشا بودم.
و همیشه کسی از باغ آمد، و مرا نوبرِ وحشت هدیه کرد.
و همیشه خوشه چینی از راهم گذشت، و کنار من خوشهٔ راز از دستش لغزید.
و همیشه من ماندم و تاریکِ بزرگ، من ماندم و همهمهٔ آفتاب.
و از سفر آفتاب، سرشار از تاریکی نور آمدهام؛
سایهتر شدهام
و سایهوار بر لب روشنی ایستادهام.
شب میشکافد، لبخند میشکُفد، زمین بیدار میشود.
صبح از سفال آسمان میتراود
و شاخهٔ شبانهٔ اندیشهٔ من بر پرتگاه زمان خم میشود.
• سهراب سپهری
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
