Unspokens
رفتن به کانال در Telegram
A constant loop of detachment. t.me/HidenChat_Bot?start=8769574644
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
371
مشترکین
+124 ساعت
+17 روز
+4330 روز
آرشیو پست ها
371
به مقام خاک بودی
سفر نهان نمودی
چو به آدمی رسیدی
هله تا به این نپایی
تو مسافری روان کن
سفری بر آسمان کن
تو بجنب پاره پاره
که خدا دهد رهایی
- مولانا
371
هله عاشقان بشارت
که نماند این جدایی
برسد به یار، دلدار
بُکند خدا خدایی
همه آسمان نشانه
وَ شبُ غزل بهانه
که تو نغمهای بخوانی
و دمی به خود بیایی.
371
To be detached from everything you’ve been through, yet still have something to feel connected to;; a part of yourself that has been within you since the beginning.
371
ترجیح میدهم هرقدر لازم باشد سخت، خشمگین، تندزبان، کنایهزن، دوستنداشتنی و شکسته بمانم؛ اما هرگز به کسی که روزی دوستت داشت، بازنگردم.
371
تو مدّت ها اشک ام را ندیدی و فریادم را نشنیدی و حال از اخلاق تند ام و زبان تلخم شکایت میکنی!
371
Full of anger, shame, and pain. Since when did this body stop being a vessel for life and become a cage?!
