fa
Feedback
روزنوشت‌های یک بازگشته از مادیماک!

روزنوشت‌های یک بازگشته از مادیماک!

رفتن به کانال در Telegram

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
221
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+930 روز
آرشیو پست ها
Георгий Иванов Хорошо, что нет Царя... Хорошо, что нет Царя. Хорошо, что нет России. Хорошо, что Бога нет. Только желтая заря, Только звезды ледяные, Только миллионы лет. Хорошо — что никого, Хорошо — что ничего, Так черно и так мертво, Что мертвее быть не может И чернее не бывать, Что никто нам не поможет И не надо помогать. شعری که در سکانسی از فیلم The Antique 2024 ساخته روسودان گلورجیدزه زمزمه میشود شعری از گئورگی ولادیمیروویچ ایوانف شاعر آکمئیست روسی با عنوان: «فریاد شادی سر دهید! دیگر تزاری وجود ندارد.» و از اعضای انجمن شاعران روسیه است.تنها عضو این انجمن که به غرب پناهنده شد و به نوعی جانش را نجات داد! ✓فیلم ترجمه شده و زیرنویس درحال ویرایش نهایی برای انتشار می باشد [به احتمال قریب به یقین فردا بارگذاری خواهد گردید.] #The_Antique_2024 #Rusudan_Glurjidze #آنتیک #عتیقه #گئورگی‌_ولادیمیروویچ_ایوانف @ErebusNyx

همه‌وقت خود را به دردسر انداخته‏ام و پیوسته او را روا داشته‏ام که زیبای‌ام بخواند و کم‌وبیش باورش کرده‏ام همه‌وقت به هوای پرو
همه‌وقت خود را به دردسر انداخته‏ام و پیوسته او را روا داشته‏ام که زیبای‌ام بخواند و کم‌وبیش باورش کرده‏ام همه‌وقت به هوای پروازم و چون خود را از بلندا فروافکنم بر آن‌ام که خوش‏تر از او کسی این مرغِ بی‌پروبال را نگیرد افسوس یکی دل‌داده‏ام عاشقی رؤیاپردازم و این‌گونه است که میانِ من و سقوطِ من بر سنگ‌فرش یک پرش بیش‌تر نمانده است #روپی_کار #Rupi_Kaur | هند–کانادا، ۱۹۹۲ | #شعر #کامبیز_جعفری‌نژاد #شعر_جهان @ErebusNyx

پدر — فلوریان زلر، ۲۰۱۲ «پدر» شاید از میان این انتخاب ها از نظر ساختار ذهنی بیشترین فاصله زمانی را با «سفر اسب پنجم» داشته باشد، اما از نظر مسئله واقعیت و ذهن، مقایسه آن بسیار روشنگر است. زلر مخاطب را در موقعیتی قرار میدهد که تجربه شخصیت اصلی، ادراک او از زمان، مکان و آدم های اطرافش به تدریج اهمیت بیشتری از یک روایت عینی پیدا میکند. در نتیجه، نمایش به جای آنکه صرفا درباره وضعیت یک انسان باشد، تجربه زیسته او را به فرم نمایشی تبدیل میکند. همین ویژگی باعث میشود تماشاگر نتواند همیشه میان واقعیت بیرونی و برداشت ذهنی شخصیت مرزی قطعی بکشد. این ویژگی البته با تکنیک ریبمن تفاوت دارد: در «سفر اسب پنجم» خاطره و دفتر خاطرات دو جهان را به هم وصل میکنند، اما در «پدر» خود ساختار نمایش تحت تاثیر ذهنیت شخصیت قرار میگیرد. متن زلر در ایران با ترجمه حمیدرضا امان پور قرایی و مریم حیدری نیز منتشر شده است. @ErebusNyx

قبلا اینجا درباره فلوریان زلر و آثار او مطالبی آمده است. نسخه ایبوک آثار زلرددر دسترس نمی باشد و بالطبع ناگزیر از تهیه نسخه چاپی این آثار هستیم... @ErebusNyx

مادر — فلوریان زلر، ۲۰۱۰ «مادر» از نظر فضای روانی یکی از نزدیک ترین آثار جدیدتر به جنبه ذهنی «سفر اسب پنجم» است. زلر زندگی زنی را در شرایطی بررسی میکند که مرز میان واقعیت، خاطره، تصور و برداشت شخصی به تدریج نامطمئن میشود. نمایش درباره تنهایی، بحران خانوادگی و احساس از دست دادن جایگاه فرد در خانواده است و ساختار آن از تکرار و تغییرات جزئی در موقعیت ها استفاده میکند. بنابراین مانند نمایش ریبمن، مخاطب تنها با یک زندگی بیرونی مواجه نیست؛ بخشی از نمایش در فضای ذهنی شخصیت شکل میگیرد. تفاوت مهم این است که ریبمن با دو شخصیت و دو جهان روایی کار میکند، در حالی که زلر اختلال ادراک و تنهایی را به مرکز ساختار نمایشی تبدیل میکند. «مادر» همچنین از نظر لحن میان طنز تلخ و تراژدی حرکت میکند. این نمایش در ایران با ترجمه ساناز فلاح فرد در سال ۱۳۹۷ منتشر شده و ترجمه دیگری نیز با نام تینوش نظم جو توسط نشر نی منتشر شده است. #فلوریان_زلر #ادبیات #نمایشنامه #مادر @ErebusNyx

🔰 فیلم‌تئاتر مرد بالشی کارگردان: محمد یعقوبی و آیدا کیخایی. نویسنده: مارتین مک‌دانا مترجم: زهرا جواهری کارگردان ویدئویی: بابک برزویه طراح صحنه: محمدحسن معجونی طراح لباس: باران کوثری موسیقی: بهرنگ بقایی طراح گریم: سارا اسکندری بازیگران (به‌ترتیب ورود به صحنه): پیام دهکردی، احمد مهران‌فر، نوید محمدزاده و علی سرابی اجرای تماشاخانه ایرانشهر، بهار ۱۳۹۲. قتل‌هایی در شهر اتفاق می‌افتد و پلیس این قتل‌ها را به یک نویسنده ربط می‌دهد. #مرد_بالشی @ErebusNyx

#فیلم‌تئاتر مرد بالشی (۱۳۹۲) کارگردان: #محمد_یعقوبی ، آیدا کیخایی نویسنده: مارتین مک‌دونا مترجم: زهرا جواهری کارگردان ویدئویی: بابک برزویه بازیگران: #پیام_دهکردی #احمد_مهرانفر ، #نوید_محمدزاده ، علی سرابی @ErebusNyx

قبلا اینجا درباره مرد بالشی مک‌دونا و فایل کتاب مطالبی قرار داده شده است. @ErebusNyx

مرد بالشی — مارتین مک‌دونا، ۲۰۰۳ «مرد بالشی» نسبت به «سفر اسب پنجم» بسیار تاریک تر است، اما پیوند مهمی میان آنها وجود دارد: نقش داستان، خاطره و تخیل در ساختن هویت انسان. مک‌دونا جهانی میسازد که در آن داستان هایی که یک نویسنده خلق کرده، از مرز میان ادبیات و زندگی عبور میکنند. به همین دلیل متن دائما مخاطب را نسبت به رابطه میان روایت و واقعیت حساس نگه میدارد. تفاوت مهم این است که مک‌دونا فضای خود را به سمت تریلر، خشونت و کمدی سیاه میبرد، در حالی که ریبمن بیشتر به تراژیکمدی انسانی و احساس بی معنایی نزدیک است. با این حال، هر دو نمایش به شخصیت هایی علاقه دارند که با جهان اطراف خود هماهنگ نیستند و برای توضیح زندگی خود به روایت پناه میبرند. «مرد بالشی» در ایران چند ترجمه دارد؛ از جمله ترجمه امیر امجد و ترجمه زهرا جواهری و متن آن در ایران نیز اجرا شده است. @ErebusNyx

بز یا سیلویا کیست؟ — ادوارد آلبی، ۲۰۰۰ «بز یا سیلویا کیست؟» از لحاظ فضای اخلاقی و روانی انتخاب تندتری است. آلبی همانند ریبمن علاقه دارد وضعیت ظاهرا عادی را به نقطه ای برساند که تعریف شخصیت ها از خودشان، خانواده و ارزش هایشان دچار بحران شود. نمایش درباره خانواده ای است که با افشای یک مسئله غیرمتعارف، ناگهان مجبور میشود درباره مرزهای اخلاقی و معنای عشق و تحمل دوباره فکر کند. آلبی از این موقعیت برای طرح پرسش درباره معیارهای اجتماعی و محدودیت های قضاوت اخلاقی استفاده میکند. شباهت آن با «سفر اسب پنجم» بیشتر در شخصیت پردازی و طنز تلخ است: آدم هایی که در نگاه اول ممکن است عجیب یا حتی مضحک به نظر برسند، اما در ادامه وجه آسیب پذیر و انسانی آنها اهمیت پیدا میکند. البته نمایش آلبی بسیار گزنده تر و از نظر موضوعی شوک آورتر است و بنابراین نباید آن را اثری هم جنس از نظر مضمون دانست. این نمایش در ایران نیز ترجمه شده؛ از جمله ترجمه بهرنگ رجبی، و پیش از آن ترجمه هایی در سال ۱۳۸۶ منتشر شده بود. ✓فایلی برای مطالعه برای این نمایشنامه یافت نشد! اگر علاقمند بودید نسخه چاپی کتاب را تهیه فرمایید... @ErebusNyx

اثبات نوشته : دیوید اوبرن ترجمه : شهاب‌الدین عادل @ErebusNyx

اثبات — دیوید اوبرن، ۲۰۰۱ «اثبات» نسبت به «سفر اسب پنجم» ساختاری واقع گرایانه تر دارد، اما در مرکز آن مسئله ای مشابه قرار گرفته است: انسانی که برای تعریف جایگاه خود در جهان باید با گذشته، میراث ذهنی و قضاوت دیگران درباره خودش مواجه شود. نمایش در محیطی خانوادگی و دانشگاهی شکل میگیرد و رابطه میان استعداد، اعتبار، بیماری، حافظه و اعتماد را بررسی میکند. اوبرن از معمای ریاضی به عنوان عنصر نمایشی استفاده میکند، اما نمایش در نهایت بیش از آنکه درباره ریاضیات باشد درباره این پرسش است که انسان چگونه میتواند مالک هویت و دستاورد خودش باشد. اینجا نیز مانند ریبمن، گذشته صرفا گذشته نیست؛ نیرویی است که در زمان حال عمل میکند و شخصیت ها را وادار به بازتعریف خودشان میکند. تفاوت مهم این است که اوبرن از طنز و تراژیکمدی ریبمن فاصله گرفته و به درام خانوادگی و روانشناختی نزدیک میشود. «اثبات» در سال ۲۰۰۱ جایزه پولیتزر بهترین نمایشنامه را دریافت کرد و ترجمه فارسی شهاب الدین عادل توسط نشر بیدگل منتشر شده است. #اثبات #دیوید_اوبرن @ErebusNyx

هنر یاسمینا رضا ترجمۀ مهرنوش بهبودی، بهمن کیارستمی @ErebusNyx

هنر یاسمینا رضا ترجمۀ مهرنوش بهبودی، بهمن کیارستمی @ErebusNyx
هنر یاسمینا رضا ترجمۀ مهرنوش بهبودی، بهمن کیارستمی @ErebusNyx

نسبت هنر و پست مدرنیسم، با نگاهی به نمایشنامۀ "هنر" یاسمینا رضا/ معصومه بوذری یاسمینا رضا در نمایشنامۀ "هنر"، ما را متوجه ماهیت هنر در وضعیت پست مدرن می کند. اینکه وضعیت پست مدرن دقیقاً چه معنایی دارد، سؤال ابتدایی ماست. و اینکه در نمایشنامه ی "هنر"، در دو سطح "داستان نمایشنامه"، و "هسته ی مرکزی فکر فلسفی اثر" چگونه به موضوع پست مدرنیسم پرداخته می شود، دومین تأملِ این یادداشت. متن کامل: https://goo.gl/CUVvDY @ErebusNyx

❗️تله‌تآتر «هنر» (قسمت دوم) ▪️نویسنده: یاسمینا رضا ▫️کارگردان: داورد رشیدی ▫️کارگردان تلویزیونی: مسعود فروتن ▪️برگردان: داریوش مودبیان ▫️بازیگران: داود رشیدی، سعید پور صمیمی و فرهاد آییش ▪️سال تولید: ۱٣٨٩ خورشیدی @ErebusNyx

❗️تله‌تآتر «هنر» (قسمت اول) ▪️نویسنده: یاسمینا رضا ▫️کارگردان: داورد رشیدی ▫️کارگردان تلویزیونی: مسعود فروتن ▪️برگردان: داریوش مودبیان ▫️بازیگران: داود رشیدی، سعید پور صمیمی و فرهاد آییش ▪️سال تولید: ۱٣٨٩ خورشیدی @ErebusNyx