ماهور
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
212
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
213
اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم
داراب نامه : تالیف ابوظاهر بن حسن بن علی بن موسی الطوسی است در بارهی داستان جنگهای داراب و دختر او با اسکندر .
زنده یاد استاد بدیع الزمان فروزانفر در شرح مثنوی ، حکایتی از این کتاب را آورده است .
گاوِ آبی : حیوانی است آبزی و عظیم الجثه نظیر وال یا بالن که نام دیگر آن عنبر ماهی است . این حیوان چون غالبا از جانوری به نام مُرکّب ماهی تغذیه میکند در دستگاه گوارش او مادهای خاکستری رنگ و خوشبو به نام عنبر تولید میشود که به صورت مدفوع خارج میگردد . این مواد دفع شده در سواحل نزدیک زیستگاه او جمع آوری شده و به کارخانههای عطر سازی منتقل میشود .
گاهی شکارچیان ، شکم این حیوان را تخلیه میکنند و نزدیک به بیست کیلو از این ماده معطر را از جداره ی معده و روده اش درمیآورند .
اما در حکایت مثنوی ، این حیوان همچون گاوان شاخدار می چَرد و به گاه خشم ، حمله میآورد .اگرچه وصف این گاو با گاو آبی حقیقی ، سنخیت ندارد ولی مولانا برای بیان نکات عالی و پرمعنا در قالب حکایت و داستان ، این حیوان را به صورتی گفته شد نشان میدهد و میگوید : گاو آبی ، عادت دارد که گوهری رخشان را هنگام شب از دریا بیرون آرَد و در پناه نورِ آن به چرا مشغول میشود و چون هنگام چرا از آن گوهر ، دور میشود شخصی روی گوهر را با گِل میپوشاند و محیط ، تاریک میگردد و چون گاو خشمگین به محل نهادن گوهر بازمیگردد آن را که با گِل پوشیده شده نمیبیند و به دریا میرود و آن شخص پس از پاک کردن گِل ، گوهر را با خود میبرد .
مولانا میگوید : روی برگرداندن گاو از گوهری که گِل اندود شده شبیه روی برگرداندن ابلیس از آدم ع است زیرا ابلیس هم مثل آن گاو به ظاهر گِلین آدم ع توجه کرد و از گوهر باطن او بی خبر بود .
#مسعود_لواسانی 🌺 ۶۴۹
213
ابوعلی سینا حکیم، فیلسوف، طبیب و دانشمند بزرگ ایرانی در ۳۷۰ قمری در شهر بخارا بدنیا آمد.
القابی مانند شیخ الرئیس، شرف الملک و... به او دادند. وی نه تنها یکی از بزرگترین فیلسوفان جهان، بلکه از برجستهترین چهرههای تاریخ پزشکی در همه دوران هاست.
این حکیم بزرگ از کودکی استعداد و شایستگی عجیبی در فرا گرفتن علوم مختلف داشت. می گویند: در هجده سالگی همه علوم مطرح زمانه را فرا گرفته بود.
مهمترین اثر وی در پزشکی، کتاب قانون ( القانون فی الطب) است که آن را پیش از سال ۴۰۶ هجری قمری، یعنی در حدود ۳۵ سالگی تالیف کرده است.
در سن ۵۸ سالگی در سال ۴۲۸ هجری قمری، بدرود حیات گفت و بدین سان، شمع زندگی یکی از درخشان ترین چهره های علم و حکمت جهان خاموش شد.
آثار او:
قانون، شفا، نجات، اقلیدس، دانشنامه علایی، علم هیئت و...
یادش گرامی 🌺
📚📚📚
آنچه در ارسال این مطلب نباید فراموش شود سعی و تلاش دوست عزیز و بزرگوارم جناب تقی عطایی در گردآوری و تهیهی آنست 🌺
213
هلن کِلر
زندگى هلن كلر يكى از هزاران زندگى آدمهایی كه به ما ياد میدهد هيچ اتفاقى مانعى براى پيشرفت نيست.
هلن کلر، در ۲۷ ژوئن ۱۸۸۰ در «تاسکامبیا» در ایالت آلاباما، متولد شد. او هنگامی که ۱۸ ماه بیشتر از زندگیاش نمیگذشت، در اثر ابتلا به بیماری مننژیت ،بینایی و شنوایی خود را از دست داد و ارتباطش با دنیای بیرون قطع شد.
هنگامی که کلر شش سال داشت، او را به الکساندر گراهام بل نشان دادند و گراهام بل پس از معاینه، یک معلم ۲۰ ساله به نام آن سالیوان (میسی) را که در مؤسسهٔ آموزش نابینایان پرکینز در بوستون فعالیت میکرد، برای آموزش او فرستاد. چنانکه کلر بعدها دربارهٔ خود مینویسد، زندگی واقعی او در یک روز از ماه مارس سال ۱۸۸۷ وقتی که تقریباً ۷ ساله بود، با ورود معلمش به زندگی او آغاز شد.
او از این روز به عنوان مهمترین روزی که در زندگی به خاطر دارد، یاد میکند. سالیوان معلمی سختکوش و فوقالعاده بود که از مارس ۱۸۸۷ تا پایان عمر خود در اکتبر ۱۹۳۶، در کنار کلر ماند.
سالیوان با فشار دادن علاماتی توسط انگشتان خود، به عنوان حروف، بر کف دست هلن با او ارتباط برقرار میکرد و از این راه برای آموزش کلمات به او استفاده مینمود. در عرض چند ماه کلر فرا گرفت که چگونه اشیایی را که لمس میکند، به آن حروف ربط دهد و آنها را هجی کند. او همچنین، موفق شد تا به وسیله لمس کارتهایی که حروف برجسته بر آنها نوشته شده بود، جملههایی را بخواند و با کنار هم چیدن حروف در یک لوح، خود جمله بسازد.
بین سالهای ۱۸۸۸ و ۱۸۹۰، کلر زمستانها را در مؤسسه پرکینز، برای آموزش خط بریل گذراند، سپس زیر نظر «سارا فولر» در بوستون، برای آموختن صحبت کردن، دورهای آموزشی و تدریجی را آغاز کرد. او همچنین لبخوانی از طریق لمس دهان و گلوی شخص صحبتکننده را فرا گرفت.
هلن حتی وقتی که دخترک کوچکی بود بسیار مشتاق ورود به دانشگاه بود. در سن ۱۴ سالگی، وی در یک مدرسه ناشنوایان در نیویورک ثبت نام کرد و در ۱۶ سالگی به «مدرسه کمبریج بانوان جوان» در ماساچوست راه یافت. کلر در سال ۱۹۰۰ توسط کالج رادکلیف پذیرفته شد و ۴ سال پس از آن، به کمک آنی سالیوان معلم خود، که سخنرانیها را در کف دست او مینوشت، از آنجا فارغالتحصیل شد. در این مدت او توانست با فشار دادن انگشت بر گلوی آنی و تقلید ارتعاشات صوتی او صحبت کردن را بیاموزد؛ بنابراین او اولین فرد نابینا- ناشنوایی بود که از دانشگاه فارغالتحصیل شد.
هلن کلر از زمانی که در دانشگاه «رادکلیف» دانشجو بود، نگارش را آغاز کرد و این حرفه را ۵۰ سال ادامه داد.
علاوه بر «زندگی من»، ۱۱ کتاب و مقالات بیشماری در زمینه نابینایی، ناشنوایی، مسائل اجتماعی و حقوق زنان به رشته تحریر در آورده است.
یادشگرامی 🌺
📚📚📚
آنچه در ارسال این مطلب نباید فراموش شود سعی و تلاش دوست عزیز و بزرگوارم جناب تقی عطایی در گردآوری و تهیهی آنست 🌺
213
اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم
نظرگاه حق تعالی : نظرگاه خداوند متعال در دو جهان ، دل است .
مولانا میگوید : آنچه که در دنیا و آخرت مورد نظر حق است درون است نه برون .
در آیهی ۸۸ و ۸۹ سورهی شعرا نیز فقط روی اصالت قلب تکیه شده است .
اساس خلقت جهان : عشق حضرت حق تعالی و راز عشق ورزیدن او به معشوق ، مایهی اصلی خلقت جهان شد .
عرفا میگویند : خداوند متعال دوست داشت ظهور کند و همین عشق بر اظهار خود سبب شد که خلایق را بیافریند و از طرفی او بر بندگان خاص خود نیز عاشق است پس میتوان گفت که اساس خلقت جهان ، عشق است .
خداوندی که عاشق محبوبان است در شب معراج ، هنگام دیدار حضرت محمد ص فرمود : اگر تو نبودی جهان را نمی آفریدم .
آفرینش جهان به خاطر عشق معبود به کاملترین بندهی خود ، یعنی پیامبر اکرم ص صورت گرفته است .
اَلسّابقون : کسانی که در این دنیای تیره و مُکدّر به شناخت حقیقت نائل میشوند به آنانی که در جهان دیگر به حقیقت واقف خواهند شد فضیلت و برتری دارند و به حق ، مصداق السّابقون هستند .
غُلِ گلو : به معنی زنجیری بر گردن است .
مولانا از دهان انسان کامل میگوید : بارالها ، دیدن روی هر کس به جز تو مانند زنجیری است بر گردن من ، زیرا هر چیز به جز تو باطل بوده و همهی کائنات ، ذرات آسمانها و زمین و تمام جاذبههای دنیا ، همگی تباه و باطل و رو به زوال است و مرا با اینها سنخیتی نیست پس ای دوست مگذار که من ، اسیر جاذبههای مخلوق شوم زیرا عاقبتِ این مجذوبیتها تیره و ناگوار است . تو خریدار جان و مال اهل ایمانی و بر همهی این جاذبهها ، چیره ای ، پس ما را مقرب درگاه خویش گردان و مگذار که جذب این جاذبههای مبتذل گردم .
گوهر کاویان : به معنی جواهر سلطنتی است گوهری که طبق روایات بر درفش کاویانی عصر ساسانی بود .
انقروی میگوید : کاویان ، اسم لشکر فریدون بود . گوهرهای خزانهی ضحاک ماردوش را به پاره چرمی که پرچم ایشان بود نصب کردند تا آن را حفظ کنند و به آن گوهرهای گرانقدر ، گوهر کاویان میگفتند .
#مسعود_لواسانی 🌺 ۶۴۸
213
ابراهیم گلستان
(زاده ۲۲ مهر ۱۳۰۱ شیراز -- درگذشته ۳۱ امرداد ۱۴۰۲ انگلستان) کارگردان، داستاننویس، مترجم، روزنامهنگار و عکاس
نخستین کارگردان ایرانی برنده یک جایزه بینالمللی برای فیلمی مستند بود که در سال ۱۳۴۰ با فیلم "یک آتش" موفق به دریافت مدال برنز از جشنواره ونیز شد.
آثار مکتوب وی از سبکی خاص برخوردار است و بسیاری سبک نویسندگی وی را تأثیر پذیرفته از داستانهای کوتاه ارنست همینگوی میدانند گرچه او تاثیرپذیری از هیچ نویسندهای را نمیپذیرفت. همچنین از زمره نخستین نویسندگان معاصر ایرانی معرفی میشود که برای زبان داستانی و استفاده از نثر آهنگین در قالبهای داستانی نوین، اهمیت قائل شد و به آن پرداخت. از این جهت نقش او در سیر پیشرفت داستان معاصر فارسی، قابل توجهاست.
از دیگر ویژگیهای داستاننویسیاش، خلق مجموعه داستانهای به هم مرتبط است. در حالی که چنین سبکی در غرب سابقه طولانیتری دارد، این نوع داستاننویسی در ایران با او آغاز میشود اما نکته مهم در این نوع آثارش، خلق نوعی جدید از داستاننویسی است که در ادبیات کلاسیک ایران، مانند منطقالطیر، ریشه دارد. این نوع داستانها نه براساس درونمایه یا شخصیتهای داستانی، بلکه براساس ساختارهای مشابه به یکدیگر مرتبط میشوند.
او در سال ۱۳۲۰ با دخترعمویش فخری گلستان ازدواج کرد. سپس به عضویت حزب توده درآمد و تحصیل را رها کرد. در آن زمان به عنوان عکاس روزنامههای رهبر و مردم به کار مشغول بود و در سال ۱۳۲۶ کتاب اولش را که مجموعه داستانی با نام «به دزدی رفتهها» بود، منتشر کرد.
پس از سال ۱۳۳۶ استودیوی سینمایی «استودیو گلستان» را تأسیس کرد و تعدادی فیلم مستند برای یکی از سازمانهای شرکت نفت ساخت. آتش و موج و مرجان و خارا از این جملهاند. به دلیل این همکاریها، عدهای از روشنفکران آن دوره به وی لقب «گلستان نفتی» داده بودند. یکی از کسانی هم که در برابر این قضایا موضع گیری صریح کرد و او را مورد تقبیح و شماتت قرار داد، جلال آلاحمد بود. او ساختن فیلم تبلیغاتی «موج و مرجان و خارا» را نمونهای از رفتارهای روشنفکران واداده میدانست. وی کارگردان دو فیلم داستانی با نامهای «خشت و آینه» (۱۳۴۴) و اسرار گنج دره جنی (۱۳۵۰) نیز هست و همچنین تهیهکننده فیلم «خانه سیاهاست» به کارگردانی فروغ فرخزاد بودهاست.
او تا سال ۱۳۴۶ مجموعه داستانی منتشر نکرد و از سال ۱۳۵۷ مقیم استان ساسکسِ انگلستان شد. وی دو فرزند با نامهای کاوه و لیلی دارد؛ کاوه گلستان عکاس خبری ایرانی، در مأموریتی در سال ۲۰۰۳ به همراه گروه خبری بیبیسی در عراق بر اثر انفجار مین کشته شد؛ لیلی گلستان، بهعنوان مترجم، نویسنده و مسئول گالری گلستان در ایران فعالیت میکند. مانی حقیقی، کارگردان و مهرک گلستان، خواننده رپ، صنم حقیقی و محمود حقیقی نوههای او هستند.
#یادش گرامی
📚📚📚
213
انجمن فرهنگی وهنری باباطاهر برگزار می کند :
.(برنامه آموزشی کانون خواجه عبدالله انصاری)
. شنبه ۱۴۰۵/۵/۳۱
ساعت ۱۷:۴۵- ۱۵
☘️شرح ابیاتی از مولانا ؛
۱. مثنوی معنوی ابیات ۶۹۶ تا ۷۳۸
۲. غزلیات شمس تبریزی
از غزل شماره ۳۱ تا ۳۳
☘️غزلیات شیخ شیراز :
غزلهای شماره ۷ و ۸
. با حضور استاد مسعود لواسانی
🌺 تاریخ مختصر دستگاههای موسیقی ایرانی استاد رضا لشنی
🍃🍃🍃
.
213
اگر باشی تو
سینه خالی ز تمنّاست اگر باشی تو
شادی و شور مهیّاست اگر باشی تو
یوسفِ دل که بود در پی پاکی و عفاف
بری از مکر زلیخاست اگر باشی تو
سالک راه حقیقت که بود طالب نور
ایمن از ظلمت یلداست اگر باشی تو
آنکه شد ساکن صحرای جنون از غم یار
همدل و همره لیلاست اگر باشی تو
دشت تشنه که در آن نیست به غیر از خس و خار
گلشنی سبز و مصفّاست اگر باشی تو
سینهی ما که شده آینه اش مات و کدر
پاک چون سینهی دریاست اگر باشی تو
و در این میکده ی گشته تهی از مِی و جام
بادهی ناب به میناست اگر باشی تو
#مسعود_لواسانی 🌺
🍷🍷🍷
213
📙 درگذشت "#كمال_الملک" نقاش معروف ايرانی در نيشابور. (۱۳۱۹)
"استاد محمد غفاری"، مشهور به "كمالالملک"، بزرگترين نقاش دوران يكصد سال اخير، در سال ۱۲۲۶ در كاشان به دنيا آمد. خاندان "غفاری" كه "كمالالملک"، يكی از اعضای آن است، هنرمندانی بسيار به عالم هنر تقديم داشته است. "كمالالملک" پس از طی دوران ابتدايی، از ۱۳ سالگی به تهران آمد و در دارالفنون به تحصيل پرداخت. پس از ديداری كه "ناصرالدين شاه" از مدرسه دارالفنون در سال ۱۲۵۹ به عمل آورد، تابلويی از كمالالملک توجه شاه قاجار را به خود جلب كرد و از آن پس او را به عنوان نقاش باشی مخصوصِ خود به دربار برد. "ناصرالدين شاه" در سال ۱۲۷۱ ، "محمد غفاری"، نقاش بزرگ دربار خود را به "كمالالملك" ملقب و او را از ديگر نقاشانِ معاصرش متمايز ساخت. "كمالالملک" سپس برای تكميل تحصيلات خود راهی اروپا شد و سه سال بعد "مظفرالدين شاه" در جريان سفر دومش به اروپا، از "كمال الملک" خواست به ايران باز گردد. "كمالالملک" در مراجعت به ايران با توطئهها و حسادتهای درباريان روبرو شد و به بهانه زيارت عتبات و در واقع به قصد فرار از محيط مسموم دربار، در سال ۱۲۸۰ به كربلا شتافت. وی پس از چند سال اقامت در كربلا به ايران بازگشت و پس از تاسيس مدرسه صنايع مستظرفه در سال ۱۲۹۰ ، به تربيت شاگردان هنرمند همت گماشت. از كمالالملك آثار هنرمندانه متعددی بر جای مانده كه علاوه بر تالار آينه كه بزرگترين و پركارترين اثر اوست، میتوان از فالگير بغدادی، عرب خفته و كيمياگران نام برد. سرانجام، "كمالالملک"، در ۲۷ مرداد سال ۱۳۱۹ در ۹۳ سالگی در نيشابور درگذشت و در كنار آرامگاه "عطار نيشابوری" به خاک سپرده شد.
#یادش گرامی 🌺
🖼 🖼 🖼
213
اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم
روح چیست ؟ مولانا میگوید : خداوند و پیامبر اکرم ص ، پیچ و تاب هر پدیدهای را برای بشر، باز کردند به جز روح که همچنان سر به مُهر مانده است .
روح مجرد یا نفس ناطقه که به تعبیر حکما از مجردات عالَم امر است برای بشر ، ناشناخته مانده گر چه حکمای الهی و مُتالّهان در اثبات روح و بیان تجرد آن ، براهین متعددی ارائه کردهاند لیکن نگفتهاند که روح چیست و در کل ، گفتار ایشان در بارهی روح بر قاعدهی سلب و تنزیه استوار است تا وصف و تشریح . یعنی فقط توانستهاند بگویند روح چه چیزی نیست اما نگفتهاند چه هست . شرایع نیز در این مورد ، ساکت ماندهاند .
در آیهی ۸۵ سورهی بنی اسرائیل ( اَسراء ) آمده است که : و از تو ( ای پیامبر ) در بارهی روح ، سوال میکنند که چیست ؟ به آنان بگو که روح از امرِ پروردگار من است و تنها علم ناچیزی به شما داده شده است .
مولانا میگوید : معمای روح ، ناگشوده است و این قفل را با مفتاح ( کلید ) عقل و فکرت نمیشود گشود .
اما در عین حال عقیده داردکه روح برای انسان کامل ، امری مکشوف است .
چشم عزیز : مراد از آن انسان کامل است و نیز عارف واصل .
مولانا میگوید : چشم عزیز و نازنینی که روح را دیده است دیگر هیچ چیز بر او پوشیده نیست .
عدل یکی از اسماء الله است و شاهد به او تعلق دارد . بنابراین چشم دوست و چشم عزیز ، شاهد عادل است . یعنی چشم انسان کامل و عارف بالله ، شاهدی است که از صراط حقیقت ، اندکی به چپ و راست نمی گراید و نظر او عین عدل است .
حکیم سبزواری میگوید : عدل و شاهد از اسماء الله است و اسماء خدا مظهر میخواهد و مظهر این دو اسم ، چشم پیامبر اکرم ص است .
خداوند در قرآن ، پیامبر ص را شاهد نامیده و سخن و شهادتِ او را مقبول درگاه خویش گردانده است .
#مسعود_لواسانی 🌺 ۶۴۷
213
زنده ياد ناصر مسعودی، خواننده واهنگ ساز برجسته وقديمى ترين خواننده اشعار گيلكى ويكى از ستون هاى موسيقى محلى ايران به شمار ميرفت ونقش مهمى در پيوند ميان موسيقى دستگاهى و اواز شمال ايران داشت او بيش از ۵۰۰ ترانه در سبك هاى مختلف فارسى وگيلكى اجرا كرد مشهور بود به بلبل گيلان ترانه گل پامچال و بنفشه گل از معروفترين اثار ايشون است.
زاده فروردين ماه ۱۳۱۴ بود ودر تاريخ ۶آذرماه ۱۴۰۴در گذشت .
یادش گرامی 🌺
🎼🎼🎼
213
Repost from N/a
اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم
اولین و آخرین هبوط : هر دو توسط زنان انجام میشود . هبوط اول همان بود که حوا به خوردن میوهی ممنوعه ، تمایل کرد و حضرت آدم ع را نیز برانگیخت و هبوط دوم نیز زمانی است که از زِهدان مادر به زندان این دنیای فانی پا گذاشتم . من که روحی مجرد و لطیف بودم اینک به یک کالبد عنصری تبدیل شدهام و از دارالسّلام ( خانهی امن و امان و یکی از نامهای بهشت ) به این دارالوَبال ( محل رنج و زحمت ) افتادهام .
شهباز معنوی : مراد از آن ، حضرت حق تعالی است .
مولانا میگوید : آن شهباز معنوی ، شکار توست و تو نیز شکار او هستی که در گفتار بزرگان آمده است : هر که برای خدا باشد خدا هم برای اوست . اهل الله به چیزی جز شهود حق ، بسنده نمیکنند و حتی مراتب عالیه ی معنوی خود را نیز حجاب به حساب میآورند .
یتیم : مراد مولانا ، پیامبر اکرم ص است و میگوید : یتیمی را که حق تعالی بر چشم دلش سُرمه کشید به دُرِّ یتیم ( مرواریدی بی نظیر ) تبدیل شد .
شاهد : در چند آیهی قرآنی از جمله آیهی ۴۵ سورهی احزاب و آیهی ۸ سورهی فتح ، خداوند ، پیامبر اکرم ص را شاهد خوانده است .
زمخشری در تفسیر شاهد گفته است : تو ای پیامبر ص ، بر تکذیب و تصدیق کسانیکه به سویشان مبعوث شدهای گواه هستی یعنی سخن و شهادت تو چه له و چه علیه ایشان نزد حق تعالی مقبول است .
شهادت این گواه ( پیامبر اکرم ص ) در نزد قاضی عادل ( خداوند متعال ) به این دلیل مقبول است که او بی غَرَض ، شهادت میدهد چرا که غَرَض همچون حجابی است بر چشم .
شب خیز : به معنی کسی است که شبها بیدار است و کنایه از دل حضرت رسول الله ص میباشد که در شبِ دنیا ، بیدار است .
#مسعود_لواسانی 🌺 ۶۴۶
213
📙 درگذشت "#كمال_الملک" نقاش معروف ايرانی در نيشابور. (۱۳۱۹)
"استاد محمد غفاری"، مشهور به "كمالالملک"، بزرگترين نقاش دوران يكصد سال اخير، در سال ۱۲۲۶ در كاشان به دنيا آمد. خاندان "غفاری" كه "كمالالملک"، يكی از اعضای آن است، هنرمندانی بسيار به عالم هنر تقديم داشته است. "كمالالملک" پس از طی دوران ابتدايی، از ۱۳ سالگی به تهران آمد و در دارالفنون به تحصيل پرداخت. پس از ديداری كه "ناصرالدين شاه" از مدرسه دارالفنون در سال ۱۲۵۹ به عمل آورد، تابلويی از كمالالملک توجه شاه قاجار را به خود جلب كرد و از آن پس او را به عنوان نقاش باشی مخصوصِ خود به دربار برد. "ناصرالدين شاه" در سال ۱۲۷۱ ، "محمد غفاری"، نقاش بزرگ دربار خود را به "كمالالملك" ملقب و او را از ديگر نقاشانِ معاصرش متمايز ساخت. "كمالالملک" سپس برای تكميل تحصيلات خود راهی اروپا شد و سه سال بعد "مظفرالدين شاه" در جريان سفر دومش به اروپا، از "كمال الملک" خواست به ايران باز گردد. "كمالالملک" در مراجعت به ايران با توطئهها و حسادتهای درباريان روبرو شد و به بهانه زيارت عتبات و در واقع به قصد فرار از محيط مسموم دربار، در سال ۱۲۸۰ به كربلا شتافت. وی پس از چند سال اقامت در كربلا به ايران بازگشت و پس از تاسيس مدرسه صنايع مستظرفه در سال ۱۲۹۰ ، به تربيت شاگردان هنرمند همت گماشت. از كمالالملك آثار هنرمندانه متعددی بر جای مانده كه علاوه بر تالار آينه كه بزرگترين و پركارترين اثر اوست، میتوان از فالگير بغدادی، عرب خفته و كيمياگران نام برد. سرانجام، "كمالالملک"، در ۲۷ مرداد سال ۱۳۱۹ در ۹۳ سالگی در نيشابور درگذشت و در كنار آرامگاه "عطار نيشابوری" به خاک سپرده شد.
#یادش گرامی 🌺
🖼 🖼 🖼
213
دکتر محمد مصدق (قسمت آخر)
روایتهای متعددی از دلایل بیتحرکی مصدق و هواداران او شدهاست: جدی نگرفتن خطر، ضعف در تصمیمگیری بموقع، عدم ارتباط مناسب در سطوح بالا یا فرسودگی توأم با نا امیدی مصدق و یارانش، نمونههایی از این روایات است. به هر روی، ساعاتی پس از ظهر درگیریهای بین طرفداران و مخالفان مصدق به اطراف خانه او کشیده شد. عده اندکی از نظامیان وفادار به مصدق با همه توان در برابر یورش جمعیت و نظامیان حامی کودتا مقاومت کردند اما تصرف ساختمان رادیو، پایان واقعی ماجرا بود. در ساعات پایانی روز، مقاومت در اطراف خانه نخست وزیر هم شکسته شد، جمعیت خانه مصدق را غارت کردند و او از طریق بام خانهاش جان به در برد.
منزل دکتر مصدق نیز با تانک و مسلسل مورد حمله نیروهای نظامی کودتا قرار گرفت و مصدق دستور عدم مقاومت به نیروی محافظ نخستوزیری داد و در خانه همسایهاش پناه گرفت. اوباش و نظامیان به غارت منزل دکتر مصدق پرداختند. میراشرافی فرمان عزل مصدق و نصب زاهدی را از رادیو خواند.
سرلشکر زاهدی که در این مدت نزد مأموران آمریکائی مخفی بود از مخفیگاه به درآمد. مردم با سکوت و حیرت این رویدادها را ناظر بودند.
بعد از کودتای ۲۸ مرداد
از نخستین دقایق صبح روز ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ مأمورین فرمانداری نظامی، رکن دوم و اداره کل شهربانی دست به بازداشت عده زیادی از همکاران محمد مصدق، اعضاء جبهه ملی، نمایندگان مستعفی و روزنامهنگاران و اعضاء حزب توده زدند.
از طرف سرلشکر فضل الله زاهدی اعلامیهای صادر و متذکر شد «در حفظ جان دکتر مصدق از هیچگونه اقدامی کوتاهی نخواهد شد. از این رو مقتضی است ظرف ۲۴ ساعت خود را به شهربانی معرفی نماید.» زاهدی فرمانده کودتا به محمدرضا شاه تلگرافی زد و از وی خواست تا به ایران باز گردد، شاه نیز در جواب فضل الله زاهدی اعلام کرد بیدرنگ به ایران باز میگردد.
در روز ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ در تمام شهرهای ایران حکومت نظامی برقرار شد. پس از کودتا به دستور فرمانداری نظامی از انتشار روزنامههای حامی مصدق جلوگیری شد.
پس از کودتا سرلشکر زاهدی امور دولت را در دست گرفت. دکتر مصدق در روز ۲۹ مرداد خود را به زاهدی تسلیم کرد و بازداشت شد.مذاکرات نفت با شرکت نفت ایران و انگلیس و چند شرکت آمریکائی و اروپائی شروع شد که در آخر به قرارداد کنسرسیوم منجر شد.
محاکمه دکتر مصدق در دادگاه نظامی بعد از کودتای 28 مرداد
دکتر مصدق پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، در دادگاه نظامی محاکمه شد و علیرغم دفاعیهٔ مستندی که از کارها و دیدگاههای خود ارائه کرد، به سه سال زندان محکوم شد. پس از تحمل سه سال زندان، به دستور محمدرضا پهلوی، دکتر مصدق به ملک خود در قلعه احمدآباد (مصدق) تبعید شد و تا پایان زندگی زیر نظارت شدید دولت در انزوا زیست؛ تا این که سرانجام در ۱۴ اسفند ۱۳۴۵ بر اثر بیماری سرطان در ۸۴ سالگی چشم از جهان فرو بست.
یادش گرامی 🌺
🇮🇷🇮🇷🇮🇷
آنچه در ارسال این مطلب نباید فراموش شود سعی و تلاش دوست عزیز و بزرگوارم جناب تقی عطایی در گردآوری و تهیهی آنست 🌺
213
اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم
حسّ ششم : هنگامی که انسانها به ویژه اهل صفا ، بی آنکه شواهد و قرائن عینی در کار باشد احساس ناخوشایندی پیدا کنند به این دریافت قلبی ، حس ششم گفته میشود که اصطلاحی امروزی است .
اگر اصحاب اوهام و مُنغَمِرانِ ( فرو شدگان ) خیالات فاسده ، احساس نگرانی کنند امر غریبی نیست چرا که اینگونه احساسات از اوهام برمیخیزد اما اگر ارباب معرفت و حقیقت که آینهی دل را به اذکار حقّآنی و پروای سبحانی ، صیقل دادهاند چنین احساسی پیدا کنند بی حکمت و اساس نیست . مانند احساس نگرانی حضرت یعقوب ع در قِبال به صحرا رفتن حضرت یوسف ع با برادرانش .
دریافتهای باطنی پاکان ، حاصل اشراقات ربانی است نه توهّمات مالیخولیایی .
اتصال دل عارفان به علم الهی از نوع اتصال نهر به بحر است .
عالَم الهی و عالَم خاکی : عالَم الهی ، هستِ نیست نماست یعنی در واقع هست و در ظاهر نیست زیرا به حس درنمیآید و عالَم خاکی ، نیستِ هست نماست یعنی در واقع نیست و در ظاهر هست زیرا به حس درمیآید .
شهوتِ مادر : اشاره دارد به میل اُمُّ البشر ( حوّا ) به میوهی درخت ممنوعه که حضرت آدم ع را برانگیخت و پس از آن به ایشان فرمان داده شد اِهبِطوا ( فرود آئید ) و نتیجه آن شد که ایشان به زمین ، هبوط کنند .
آیات ۳۶ و ۳۸ سورهی بقره و آیهی ۲۴ سورهی اعراف به این حکایت ، اشاره دارند .
#مسعود_لواسانی 🌺 ۶۴۵
