ماهور
رفتن به کانال در Telegram
نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
212
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
212
صائب تبریزی
شهرت جهانی صائب تبریزی آنچنان است که شاید کمتر کسی او را نشناسد. وی بهسبب ارادت و توجه خاص به اشعار حافظ و سعدی، زبانزد است.
در تیرماه ۱۳۹۲ بر اساس مصوبه شورای فرهنگ عمومی کشور، روز دهم تیر به عنوان «روز صائب تبریزی» نامگذاری شد. از آن پس هر ساله بزرگداشتی به منظور بررسی ابعاد شخصیتی و سبک شعری وی برگزار میشود.
زندگینامه:
«میرزا محمدعلی صائب تبریزی» در حدود سال ۱۰۰۰ قمری در تبریز زاده شد. پدر او تاجر بود و بهدستور شاهعباس اول از تبریز کوچ کرد و در محله عباسآباد اصفهان ساکن شد و صائب در این شهر به آموختن دانش پرداخت. در سال ۱۰۳۴ قمری به هندوستان رفت و در سال ۱۰۴۲ به ایران بازگشت و در اصفهان ماندگار شد و در این دوران شاهعباس دوم به او مقام «ملکالشعرایی» داد. آثارش به جز سه – چهار هزار بیت قصیده، یک مثنوی کوتاه و ناقص بهنام «قندهارنامه» و سه قطعه، همه غزل هستند. او ۱۷ غزل نیز بهترکی سرود و سبکی را بهکمال رساند که چند سده پس از آن، «سبک هندی» نامیده شد.
صائب را «چامهسرای» تکبیتها نیز گفتهاند.
او حدود ۸۰ سال زندگی کرد و حدود سال ۱۰۸۱ هجری قمری در اصفهان دیده از جهان فرو بست. بیش از ۳۴۰ سال پیش، در محله «لنبان» در اصفهان، در باغچهای بزرگ و در خیابانی که امروزه به نام «صائب» آشناست، به خاک سپرده شد؛ اما در حال حاضر این آرامگاه چندان وضعیت مناسبی ندارد و رو به ویرانی است. سنگ مزارش یک قطعه سنگ مرمر یکپارچه یزدی بوده که سنگ مزار قدیمی را در میانش جاسازی کردهاند. سنگ اصلی مزار که کتیبهای دارای یک مطلع و یک غزل بهخط یک خوشنویس دوره صفوی دارد، به دو نیم شدهاست. شاید سرنوشت صائب تبریزی نیز همین بیتی بوده که روی سنگ مزارش نوشته شدهاست:
محو کی از صفحه دلها شود آثار من
من همان ذوقم که مییابند از گفتار من
سبک و شیوه صائب:
صائب بزرگترین غزلسرای سده یازدهم هجری و نامدارترین شاعر زمان صفویه بود. او متخلص به صائب، در شعر پایهگذار سبک اصفهانی است. تأثیرگذاری وی در شعر فارسی چنان است که هنوز نیز در انجمنهای شعری، که در گوشه و کنار اصفهان تشکیل میشود، سبک وی همچنان صدرنشین محفل بسیاری از شاعران است که بهشیوه وی مضمونهاینو میآفرینند و آرایههایی همچون اسلوب معادله را زیور عروسِ شعر خویش میسازند.
او سبکی را به کمال رساند که چند سده پس از او سبک هندی نامیده شد. وی اسلوب معادله یا «مدعا مثل» را بیش از دیگر شاعران همعصرش بهکار بردهاست. نازکی خیال و لطافت اندیشه و مضمون سازیهای ظریف و معنیهای بیگانه و باریک در شعر وی دیده میشود. ابیات غزل وی استقلال معنایی داشته و در یک غزل از چندین موضوع سخن گفته است.
یادش گرامی 🌺
📚📚📚
212
اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم
مروارید یگانه : یا دُرِّ یتیم ، مولانا ، پیامبر اکرم ص را در مثنوی به مروارید یگانه تشبیه کرده و میگوید : وقتی ماه در یک شب تمام برجها و پهنهی آسمان را طی میکند چرا شما معراج رسول الله را انکار میکنید در حالیکه آن مروارید یگانه ی شگفت انگیز ، صد برابر ماه است و با یک اشارهی او ماه به دونیم میشود . مولانا به معجزهی شقّ القمر یا دو نیم شدن ماه با اشارهی پیامبر ص ، اشاره کرده و میگوید : حضرت محمد ص در معجزهی شکافتن ماه ، حقیقت را تمام و کمال نشان نداد بلکه حقیقت را در حد فهم و قدرت ضعیف اِدراک مردم به آنها نمایاند وگرنه شان و مقام پیامبران و رسولان الهی از افلاک و ستارگان ، برتر و بالاتر است و برای شناخت جایگاه و مقام حقیقی ایشان باید از حیطهی افلاک و گردش آنها خارج شد اما مقیّد بودن به محسوسات ، توان درک حقیقی ایشان را از عوام الناس گرفته است . مردم مانند جوجههای درون تخم هستند و قادر نیستند نغمهی پرندگان آسمان را بشنوند و این نشانگر اینست که هر موجودی به اندازهی قابلیت و حیثیت وجودی اش از فیض وجود ، برخوردار میشود .
#مسعود_لواسانی 🌺 ۶۶۸
212
" کلنل علینقی وزیری "
"کلنل علینقی وزیری"، نوازنده تار، موسیقیدان و آموزگار موسیقی و از پیشگامان آهنگسازی برای اجرای ارکسترال موسیقی ایرانی بود.
تمام موسيقيدانان ايران هم رای هستند كه استاد «علينقي خان وزيري» را بايد پدر موسيقي نوین ايراني دانست كه گذشته از حقوق پدري ، ' حق حيات ' هم به گردن فرزند خود دارد زيرا نه تنها آن را تقريبا از ' عدم ' به وجود آورده بلكه به روح کالبدمرده و از كار افتاده آن نيز نيرو و نشاط تازه يي بخشيده است.
او "مدرسه موسیقی" را در اسفند ۱۳۰۲ تاسیس کرد(در واقع این عنوان یک آموزشگاه موسیقی بود و با هنرستان موسیقی یا مدرسه موسیقی دولتی که در سال ۱۲۹۷ تاسیس و علینقی وزیری دو بار مدیر آن شد اشتباه نشود).
در آن زمان، حسنعلی وزیری، معاونِ کمالالملک بود، که خاطره ای از استادش گفت که بسیار شنیدنیست:
میگفت: کلنل [علینقی وزیری] وقتي خواست در سالِ ۱۳۰۲ مدرسهیِ عالیِ موسیقی را دایر کند، مطلب را با کمال الملک در میان می گذارد و با اجازهیِ او دستبهکار شد؛ زیرا در آنموقع کمالالملک قانوناً سِمتِ معاونتِ وزارتِ صنایعِ مستظرفه را داشت. وزیرِ معارفِ وقت، از اینکه این کار بدونِ تصویبِ او انجام گرفته، ناراضی شد و روزي نزدِ کمالالملک آمد، در مقابلاش دوزانو نشست و موضوعِ مدرسهیِ موسیقی را پیش کشید که طبقِ قانون باید این کار با اجازهیِ شورایِ عالیِ معارف باشد. کمالالملک که مردِ سالخوردهاي بود و همه به او احترام میگذاردند با کمالِ سادگی به وزیرِ معارف گفت: رئیسِ شورا تو هستی که از هنر بیخبری. چگونه انتظار داری مردِ هنرمندي از تو بیهنر اجازه بخواهد؟ این اجازه را از من گرفت که او را شایستهیِ این خدمت دیدم و بسی هم تشویق کردم. تو را به این امور چهکار است. برو پشتِ میزت بنشین و سرِ خود را به امضایِ کاغذهایِ بیمعنی گرم کن.
استاد وزيري نخستین بنیانگزار موسيقي نوین ايران پس از انقلاب مشروطيت بود كه رديفهاي آقا ميرزا عبدالله و آقا حسينقلي را نوشت و براي اولين بارآموزش درست ويولون را به عهده گرفت و به شاگردان آموخت كه نواختن ويولون از كمانچه جدا مي باشد.
علينقي شاگرداني را تربيت كرد كه هر يك از آنهادر موسيقي ايران از اساتيد فن گشتند كه از ميان آنها مي توان : ابوالحسن صبا، روح الله خالقي، موسي معروفي، جواد معروفي، حسين ملاح و فروتن را نام برد.
وی موسیقی ایرانی و گام ایرانی را تعدیل مساوی کرد و گام را به ۲۴ ربعپرده مساوی تقسیم کرد و بر اساس آن برای اولین بار چند نوایی یا «پلی فونی» و هماهنگی (هارمونی) در موسیقی ایرانی توسط او راه یافت و اجرا شد. ابداع علامات عرضی سُری و کُرُن جهت ربع پرده ای موسیقی ایرانی نیز از ابداعات وی بود.
همچنين در سال ۱۳۱۲ پندهايي از سعدي و فردوسي را در قالب سرود ساخته و پرداخته کرد و از آغاز مهر ۱۳۱۳ در اثر تلاش و کوشش فراوان توانست تدریس سرود را در برنامه درسی آموزش و پرورش دوره دبستان بگنجاند.
استاد وزيري در ساختن و پرداختن مارش هاي ملي و ميهني زحمات فراواني كشيد و قطعاتي مانند : ' خاك ايران ' ، ' اي وطن ' ، ' مارش ظفر ' را ساخت و بعد از"عارف قزوینی" نخستين كسي بود كه موسيقي ايران را از انزوا بيرون آورد و در دسترس عامه بطور علمي قرار داد.
کلنل"علینقی وزیری"را چه برهم زنندهی اصالتهای موسیقی ایرانی بدانیم و چه وی را، بزرگی از اهالی بزرگ موسیقی! میپذیریم که با حضور این مرد در صحنهی موسیقیایی کشور، الحان و نغمه در این مرز و بوم مسیری دیگر پیموده است. پس از۷ دهه، هنوز که هنوز است کمتر نغمهای میتوان شنید که موسیقی وزیری در آن حضور نداشته باشد. مسیری که همچنان با فراز و نشیبهای خود به حیات خویش ادامه میدهد.
از نظر تفكر، وزیری، فردی تجدد خواه بود كه در نظر داشت موسیقی ایران را، علمی کرده و همانند کشورهای توسعه یافته در مسیر پیشرفت قرار دهد. آخرين سمت زنده ياد وزيري در دانشگاه ، استاد كرسي زيبا شناسي بود كه چند سال پيش از فوتش با عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران بازنشسته شد.
علينقي وزيري به سال ۱۲۶۵ خورشيدي در تهران به دنيا آمد و در ۱۸ شهريور ۱۳۵۸ در تهران از دنيا رفت.
یادش گرامی 🌺
🎼🎼🎼
212
حضور دوست
در خانه دل جلوه معشوق عیان شد
دل شاد از آن شد
این خانه کنون مظهر خلّاق جهان شد
دل شاد از آن شد
در دیده من نور حقیقت به تجلی است
این مرتبه عالیست
مهمان من امشب مه بی قید و مکان شد
دل شاد از آن شد
از شوق نداند چه کند این دل مسکین
سلطان سلاطین
این عامل رشک همه از پیر و جوان شد
دل شاد از آن شد
در خویش نگنجم من از این لحظه پرشور
ای آیت مستور
از یُمن قدومت همه جا امن و امان شد
دل شاد از آن شد
بی پرده بگویم که دل از من بربودی
تا جلوه نمودی
این کلبه ویرانه چنان باغ جنان شد
دل شاد از آن شد
شادی حضورت دلم از غم برهانید
ای دولت جاوید
احسان بنمودی و مرا شوق به جان شد
دل شاد از آن شد
گرمی نگاهت شده ارزانی ام ای دوست
این لحظه چه نیکوست
خوشحالی من برتر ازاین شرح و بیان شد
دل شاد از آن شد
از خانه برون گشتم و گفتم که خلایق
این بنده لایق
امشب به سرایش همه انعام روان شد
دل شاد از آن شد
ناگاه ندایی برسید از بَرِ دلدار
این نعمت سرشار
از نیّت خیر تو برای دگران شد
دل شاد از آن شد
#مسعود_لواسانی 🌺
🍎🍎🍎
212
محمد محمدعلی
(زاده ۷ اردیبهشت ۱۳۲۷ تهران -- درگذشته ۲۳ شهریور ۱۴۰۲ کانادا) نویسنده
.
در دانشکده علوم سیاسی و اجتماعی درس خواند و از سال ۱۳۴۳ برنده نخست منطقه آموزش و پرورش در مسابقه داستان نویسی انجمن ایران و آمریکا شد، نوشتن را آغاز کرد. انتشار سالنامه در دبیرستان مروی، سردبیری فصلنامه «برج» برگزاری کلاسهای نویسندگی و همکاری با مجله «آدینه» و چند نشریه ادبی، از دیگر فعالیتهای او بود. وی سال ۱۳۵۴ در سازمان بازنشستگی کشوری استخدام و ۱۳۵۶ در کانون نویسندگان ایران عضو بود.
دریافت دیپلم افتخار ۲۰ سال داستان نویسی ایران از وزیر ارشاد، برنده جایزه بهترین رمان سال جایزه یلدا بهخاطر رمان برهنه در باد و بزرگداشت و دریافت لوح سپاس در نشرثالث از جمله جوایز آثار او بود.
آثار ادبی و داستانی:
مجموعه داستانهای «دره هندآباد گرگ داره» (۱۳۵۴ انتشارات پیروز)
«از ما بهتران» (۱۳۵۷ انتشارات رواق) «بازنشستگی و داستانهای دیگر» (۱۳۶۶ انتشارات آگاه)
«چشم دوم» (۱۳۷۳ انتشارات مرکز) «دریغ از روبهرو» (۱۳۷۸ انتشارات راهیان اندیشه)
و همچنین رمانهای «رعد و برق بیباران» (۱۳۷۰ نشر بزرگمهر)
«نقش پنهان» (۱۳۷۰ انتشارات قطره) «باورهای خیس یک مرده» (۱۳۷۶ نشرعلم)
«برهنه در باد» (۱۳۷۹ نشر مرکز) و... «قصه تهمینه» (۱۳۸۲ انتشارات افق)
«آدم و حوا» (۱۳۸۲ انتشارات کاروان)، «جمشید و جمک» (۱۳۸۳ انتشارات کاروان) و «مشی و مشیانه» (۱۳۸۶ انتشارات کاروان) از جمله آثار منتشرشده او هستند. رمانهای «مشی و مشیانه» «جمشید و جمک» «آدم و حوا» و «نقش پنهان» در انتشارات کتابسرای تندیس، چاپ دوباره شده است.
#یادش گرامی 🌺
📚📚📚
212
۲۳ شهریور سالروز درگذشت محمد محمدعلی
(زاده ۷ اردیبهشت ۱۳۲۷ تهران -- درگذشته ۲۳ شهریور ۱۴۰۲ کانادا) نویسنده
.
در دانشکده علوم سیاسی و اجتماعی درس خواند و از سال ۱۳۴۳ برنده نخست منطقه آموزش و پرورش در مسابقه داستان نویسی انجمن ایران و آمریکا شد، نوشتن را آغاز کرد. انتشار سالنامه در دبیرستان مروی، سردبیری فصلنامه «برج» برگزاری کلاسهای نویسندگی و همکاری با مجله «آدینه» و چند نشریه ادبی، از دیگر فعالیتهای او بود. وی سال ۱۳۵۴ در سازمان بازنشستگی کشوری استخدام و ۱۳۵۶ در کانون نویسندگان ایران عضو بود.
دریافت دیپلم افتخار ۲۰ سال داستان نویسی ایران از وزیر ارشاد، برنده جایزه بهترین رمان سال جایزه یلدا بهخاطر رمان برهنه در باد و بزرگداشت و دریافت لوح سپاس در نشرثالث از جمله جوایز آثار او بود.
آثار ادبی و داستانی:
مجموعه داستانهای «دره هندآباد گرگ داره» (۱۳۵۴ انتشارات پیروز)
«از ما بهتران» (۱۳۵۷ انتشارات رواق) «بازنشستگی و داستانهای دیگر» (۱۳۶۶ انتشارات آگاه)
«چشم دوم» (۱۳۷۳ انتشارات مرکز) «دریغ از روبهرو» (۱۳۷۸ انتشارات راهیان اندیشه)
و همچنین رمانهای «رعد و برق بیباران» (۱۳۷۰ نشر بزرگمهر)
«نقش پنهان» (۱۳۷۰ انتشارات قطره) «باورهای خیس یک مرده» (۱۳۷۶ نشرعلم)
«برهنه در باد» (۱۳۷۹ نشر مرکز) و... «قصه تهمینه» (۱۳۸۲ انتشارات افق)
«آدم و حوا» (۱۳۸۲ انتشارات کاروان)، «جمشید و جمک» (۱۳۸۳ انتشارات کاروان) و «مشی و مشیانه» (۱۳۸۶ انتشارات کاروان) از جمله آثار منتشرشده او هستند. رمانهای «مشی و مشیانه» «جمشید و جمک» «آدم و حوا» و «نقش پنهان» در انتشارات کتابسرای تندیس، چاپ دوباره شده است.
#یادش گرامی 🌺
📚📚📚
212
*🗓️ روزشمارِ تاریخ :*
۲۳ شهریور سالروز درگذشت محمد محمدعلی
(زاده ۷ اردیبهشت ۱۳۲۷ تهران -- درگذشته ۲۳ شهریور ۱۴۰۲ کانادا) نویسنده
.
در دانشکده علوم سیاسی و اجتماعی درس خواند و از سال ۱۳۴۳ برنده نخست منطقه آموزش و پرورش در مسابقه داستان نویسی انجمن ایران و آمریکا شد، نوشتن را آغاز کرد. انتشار سالنامه در دبیرستان مروی، سردبیری فصلنامه «برج» برگزاری کلاسهای نویسندگی و همکاری با مجله «آدینه» و چند نشریه ادبی، از دیگر فعالیتهای او بود. وی سال ۱۳۵۴ در سازمان بازنشستگی کشوری استخدام و ۱۳۵۶ در کانون نویسندگان ایران عضو بود.
دریافت دیپلم افتخار ۲۰ سال داستان نویسی ایران از وزیر ارشاد، برنده جایزه بهترین رمان سال جایزه یلدا بهخاطر رمان برهنه در باد و بزرگداشت و دریافت لوح سپاس در نشرثالث از جمله جوایز آثار او بود.
آثار ادبی و داستانی:
مجموعه داستانهای «دره هندآباد گرگ داره» (۱۳۵۴ انتشارات پیروز)
«از ما بهتران» (۱۳۵۷ انتشارات رواق) «بازنشستگی و داستانهای دیگر» (۱۳۶۶ انتشارات آگاه)
«چشم دوم» (۱۳۷۳ انتشارات مرکز) «دریغ از روبهرو» (۱۳۷۸ انتشارات راهیان اندیشه)
و همچنین رمانهای «رعد و برق بیباران» (۱۳۷۰ نشر بزرگمهر)
«نقش پنهان» (۱۳۷۰ انتشارات قطره) «باورهای خیس یک مرده» (۱۳۷۶ نشرعلم)
«برهنه در باد» (۱۳۷۹ نشر مرکز) و... «قصه تهمینه» (۱۳۸۲ انتشارات افق)
«آدم و حوا» (۱۳۸۲ انتشارات کاروان)، «جمشید و جمک» (۱۳۸۳ انتشارات کاروان) و «مشی و مشیانه» (۱۳۸۶ انتشارات کاروان) از جمله آثار منتشرشده او هستند. رمانهای «مشی و مشیانه» «جمشید و جمک» «آدم و حوا» و «نقش پنهان» در انتشارات کتابسرای تندیس، چاپ دوباره شده است.
#یادش گرامی 🌺
📚📚📚
212
*🗓️ روزشمارِ تاریخ :*
۲۳ شهریور سالروز درگذشت محمد محمدعلی
(زاده ۷ اردیبهشت ۱۳۲۷ تهران -- درگذشته ۲۳ شهریور ۱۴۰۲ کانادا) نویسنده
.
در دانشکده علوم سیاسی و اجتماعی درس خواند و از سال ۱۳۴۳ برنده نخست منطقه آموزش و پرورش در مسابقه داستان نویسی انجمن ایران و آمریکا شد، نوشتن را آغاز کرد. انتشار سالنامه در دبیرستان مروی، سردبیری فصلنامه «برج» برگزاری کلاسهای نویسندگی و همکاری با مجله «آدینه» و چند نشریه ادبی، از دیگر فعالیتهای او بود. وی سال ۱۳۵۴ در سازمان بازنشستگی کشوری استخدام و ۱۳۵۶ در کانون نویسندگان ایران عضو بود.
دریافت دیپلم افتخار ۲۰ سال داستان نویسی ایران از وزیر ارشاد، برنده جایزه بهترین رمان سال جایزه یلدا بهخاطر رمان برهنه در باد و بزرگداشت و دریافت لوح سپاس در نشرثالث از جمله جوایز آثار او بود.
آثار ادبی و داستانی:
مجموعه داستانهای «دره هندآباد گرگ داره» (۱۳۵۴ انتشارات پیروز)
«از ما بهتران» (۱۳۵۷ انتشارات رواق) «بازنشستگی و داستانهای دیگر» (۱۳۶۶ انتشارات آگاه)
«چشم دوم» (۱۳۷۳ انتشارات مرکز) «دریغ از روبهرو» (۱۳۷۸ انتشارات راهیان اندیشه)
و همچنین رمانهای «رعد و برق بیباران» (۱۳۷۰ نشر بزرگمهر)
«نقش پنهان» (۱۳۷۰ انتشارات قطره) «باورهای خیس یک مرده» (۱۳۷۶ نشرعلم)
«برهنه در باد» (۱۳۷۹ نشر مرکز) و... «قصه تهمینه» (۱۳۸۲ انتشارات افق)
«آدم و حوا» (۱۳۸۲ انتشارات کاروان)، «جمشید و جمک» (۱۳۸۳ انتشارات کاروان) و «مشی و مشیانه» (۱۳۸۶ انتشارات کاروان) از جمله آثار منتشرشده او هستند. رمانهای «مشی و مشیانه» «جمشید و جمک» «آدم و حوا» و «نقش پنهان» در انتشارات کتابسرای تندیس، چاپ دوباره شده است.
#یادش گرامی 🌺
📚📚😥
212
شیون فومنی؛ آواز جاودان گیلان
🔹۲۳ شهریور ۱۳۷۷ (۱۹۹۸ میلادی) سالروز درگذشت میراحمد سیدفخرینژاد، متخلص به شیون فومنی، یکی از محبوبترین و تأثیرگذارترین شاعران معاصر گیلان است.
🔹زندگی.
🔹شیون فومنی در سوم دی ۱۳۲۵ در شهرستان فومن به دنیا آمد. دوران ابتدایی و سه سال نخست دبیرستان را در فومن و رشت گذراند و سه سال دوم دبیرستان تا اخذ دیپلم طبیعی را در مدرسه رازی کرمانشاه سپری کرد. در همان دوران کرمانشاه بود که با محافل ادبی این شهر و شاعرانی چون جعفر درویشیان و عباس دویشی مأنوس شد و ذوق شاعریاش پرورش یافت.
🔹در سال ۱۳۴۵ از مرکز تربیت معلم فوقدیپلم گرفت و وارد آموزشوپرورش شد و در سال ۱۳۴۷ رسماً استخدام وزارت آموزشوپرورش گردید و از همان آغاز با علاقهای خاص به تعلیم و تربیت نوجوانان این خطه پرداخت. او صاحب چهار فرزند به نامهای حامد، کاوه، دامون و آنک (دختر شاعر) بود. (شیون فومنی که بود و چه کرد؟
🔹سرانجام شیون در شهریور ۱۳۷۷، پس از دورانی طولانی دستوپنجه نرمکردن با بیماری مزمن کلیوی و پس از انجام پیوند کلیه در یکی از بیمارستانهای تهران، درگذشت.
🔹در سنی که برخی منابع آن را ۵۲ سالگی ذکر کردهاند.
🔹جایگاه ادبی.
🔹شیون از معدود شاعران موفق دوزبانه بود؛ او از یکسو شعر بومی و محلی گیلکی را که رو به فراموشی میرفت، سینهبهسینه تا آنسوی مرزهای ایران رواج داد، و از سوی دیگر در حوزهٔ شعر فارسی نیز با انتشار مجموعههای شعری و بهرهگیری از قالبهای رایج شعر فارسی، از چهرههای اثرگذار شعر معاصر بهشمار میرود. پژوهش در فرهنگ و ادب گیلان و سرودن اشعار گیلکی در قالب غزل، منظومه و دوبیتیهای محلی از مهمترین وجوه فعالیت او بود.
🔹او فراتر از شعر گیلکی و فارسی، در حوزههای ادبی دیگری چون شعر و ادبیات کودک، قصه، داستان کوتاه و فیلمنامه نیز فعالیت داشت که نشاندهندهٔ گسترهٔ تواناییهای او بود.
🔹به گفتهٔ برخی نویسندگان، شیون همچون یک روانکاو اجتماعی، مردم دیار خود را بهخوبی میشناخت و با سادهترین و بیپیرایهترین زبان، زبان مادریاش، از زندگی آنان میسرود.
🔹آثار برجسته.
🔹یک آسمان پرواز، مجموعهٔ برگزیدهٔ اشعار او.
🔹پیش پای برگ، مجموعهشعر فارسی.
🔹مجموعهای شامل غزل، رباعی، دوبیتی و مثنوی که به کوشش حامد فومنی (فرزند شاعر) گردآوری و توسط انتشارات خجسته منتشر شد.
🔹مجموعهای از اشعار سپید همراه با مقدمهای از خود شیون دربارهٔ دیدگاهش نسبت به شعر و زبان شعری.
🔹منظومهٔ محلی «گاب دکفته بازار»، که در سال ۱۳۸۱ توسط هنرمندان رادیو نمایش گیلان و با روایت حامد فومنی به اجرا درآمد.
🔹از جنبهٔ ماندگاری صدا، شیون شش نوار کاست از اشعار گیلکی خود را با صدای خویش بین سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۴ منتشر کرد، و هفتمین نوار با عنوان «گیله اوخان» نیز به کوشش فرزندش حامد پس از درگذشت او منتشر شد. استقبال گسترده از این نوارها موجب شد هم در دوران حیات او و هم طی دو دهه پس از درگذشتش، آهنگسازان سرشناس گیلانی برخی از ترانههایش را به موسیقی درآورند.
🔹میراث امروزه اشعار گیلکی شیون در میان خانههای گیلان جایگاهی همطراز با شاهنامهٔ فردوسی، دیوان حافظ و مثنوی مولانا یافته و نشانهای از عمق پیوندی که میان این شاعر و مردم دیارش شکل گرفته است .
#یادش گرامی 🌺
📚📚📚
212
تقدیم به فرزندان معصوم سرزمینم ایران
( فردا )
باید برای فردا آماده شود
کیفش را باز می کند و دفترهایش را نگاه
یکی یکی آن ها را در کیف می گذارد
اول دفتری با عکس لاک پشت های نینجا
وبعد باب اسفنجی و سپس چوبین
روی دفتر نقاشی اش
جری با ماهی تابه به سر تام کوبیده است
و کتابهایش بوی تازگی می دهند و خواهرش آن ها را به زیبایی جلد کرده است
یکی از آن ها را باز می کند
در صفحه اول آن ، چشمش به زیباترین جمله می افتد و دلش آرام می گیرد
بسم الله الرحمن الرحیم
جعبه مداد رنگی اش از رنگین کمان زیباتر است
در آن ۲۴ مداد با رنگ های مختلف کنار هم آرمیده اند آن هم با چه مارکی ؟ پلیکان
تراش ،پاک کن ،مداد ، خودکارو خط کش
همه را برمی دارد و در جا مدادی اش جا می دهد
وقتی زیپ آن را می بندد و عکس روی آن را می بیند ، لبخندی چال لپ اش را عمیق تر می کند
گرگ در حالیکه چتر نجاتش باز نشده است جلوی پای میگ میگ به زمین خورده است
روبرمی گرداند
لباس نو و تازه اش برق می زند
و دستمال صورتی رنگی توی جیب آن جا خوش کرده است و اسکناسی سبز رنگ برای زنگ تفریح و بوفه مدرسه
کفش هایش را می پوشد و سبک بال توی اتاق راه می رود ، از دعوای مادر خبری نیست کفش ها نو و تمیز است
همه چیز آماده است برای شروعی دوباره
و او که صبح فردا را بی صبرانه به انتظار نشسته است
و ساعت تنبلی می کند
اما کاش هرگز صبح نشود
و رویای شیرینِ دخترکِ قصه ما
تا ابد ادامه داشته باشد
#مسعود_لواسانی 🌺
212
لئو تولستوی رمان نویس روسی متولد ۱۸۲۸ میلادی در روسیه است. آثار او جزو شاهکارهای ادبی است که مترجمان زیادی در سراسر دنیا به سراغ ترجمهٔ آنها رفتهاند.
او پدر و مادرش را در کودکی از دست داد. بعد از آن، سرپرستی اش به خویشاوندان سپرده شد.
تولستوی اولین داستانش به نام ( کودکی) را در سال ۱۸۵۱ منتشر کرد. بعد از آن کتابهای( نوجوانی) و ( جوانی) را نوشت. این مجموعه سهگانه برداشتی از زندگی تولستوی است.
تولستوی در اروپا با نویسندگان بزرگی مانند چارلز دیکنز، ایوان تورگنیف دیدار کرد. پس از بازگشت به روسیه با الهام از ژان ژاک روسو مدارس ابتدایی را در روستاها تاسیس کرد.
با انتشار رستاخیز از کلیسای ارتدوکس حکم ارتداد برای تولستوی صادر شد. او چندی بعد از این حکم به زندگیاش ادامه داد. در نهایت در سال ۱۹۱۰ میلادی از دنیا رفت.
آثار :
جنگ و صلح، آنا کازنینا، شیطان، سعادت، تمشک، ارباب و بنده، سه پرسش، اعتراف و ...
یادش گرامی 🌺
📚📚📚
212
اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم
درونی بودن بهشت و دوزخ : عموم عرفا و حکمای خداشناس و خداپرست ، طرفدار درونی بدون بهشت و دوزخ هستند و میگویند : گور و قبر یا گلزاری است از گلزارهای بهشت و یا گودالی است از گودالهای آتش .
ملاصدرا میگوید : عذاب ، فشار ، تنگی و تاریکی قبر از سوء خُلق و ضیقِ صدر ناشی میشود زیرا احوال قبر ، تابع احوال صدر است .
صدر ، کنایه از روح و نفس میباشد و ضیق صدر به معنی تنگی و قبض سینه است در مقابل شرح صدر که به معنای وسعت و بسط سینه است .
پس هر کس امروز مُنشَرِحُ الصّدر یا دارای شرح صدر است به ایمان ، فردا مُنفَسِحُ القَبر یا گشاده قبر است بر وزنِ روضه ی رضوان و هر که دلش پر از اسرار الهی است قبرش پر از انوار عالَم اَنوار است و همچنین هر کس جانش جاهل و قاسی به معنای سنگدل و بی رحم و جسمانی است تنش به آتش دوزخ ، سوزانده میشود و آنکه چشم دلش کور است به صورت دائم ، در عذاب و محبوس در گور میباشد و عالَم روشن ، پیش چشمش سیاه و تاریک است .
نماد سرعت : عطارد ، تندروترین سیاره است به طوریکه طیّ هشتاد و هشت روز به دور خورشید میگردد و یک روزِ عطارد برابر با پنجاه و نُه روز زمین است به همین دلیل مولانا ، عطارد را در مثنوی به عنوان نماد سرعت به کار گرفته است .
#مسعود_لواسانی 🌺 ۶۶۷
212
اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم
درونی بودن بهشت و دوزخ : عموم عرفا و حکمای خداشناس و خداپرست ، طرفدار درونی بدون بهشت و دوزخ هستند و میگویند : گور و قبر یا گلزاری است از گلزارهای بهشت و یا گودالی است از گودالهای آتش .
ملاصدرا میگوید : عذاب ، فشار ، تنگی و تاریکی قبر از سوء خُلق و ضیقِ صدر ناشی میشود زیرا احوال قبر ، تابع احوال صدر است .
صدر ، کنایه از روح و نفس میباشد و ضیق صدر به معنی تنگی و قبض سینه است در مقابل شرح صدر که به معنای وسعت و بسط سینه است .
پس هر کس امروز مُنشَرِحُ الصّدر یا دارای شرح صدر است به ایمان ، فردا مُنفَسِحُ القَبر یا گشاده قبر است بر وزنِ روضه ی رضوان و هر که دلش پر از اسرار الهی است قبرش پر از انوار عالَم اَنوار است و همچنین هر کس جانش جاهل و قاسی به معنای سنگدل و بی رحم و جسمانی است تنش به آتش دوزخ ، سوزانده میشود و آنکه چشم دلش کور است به صورت دائم ، در عذاب و محبوس در گور میباشد و عالَم روشن ، پیش چشمش سیاه و تاریک است .
نماد سرعت : عطارد ، تندروترین سیاره است به طوریکه طیّ هشتاد و هشت روز به دور خورشید میگردد و یک روزِ عطارد برابر با پنجاه و نُه روز زمین است به همین دلیل مولانا ، عطارد را در مثنوی به عنوان نماد سرعت به کار گرفته است .
#مسعود_لواسانی 🌺 ۶۶۷
212
فرهنگ شریف
(زاده ۱ فروردین ۱۳۱۰ آمل -- درگذشته ۱۷ شهریور ۱۳۹۵ تهران) نوازنده صاحب سبک تار
از پدرش، حبیباله شریف که دکتر داروساز بود، آموزش موسیقی میگرفت و بعد عبدالحسین شهنازی استادش شد. در ۱۲ سالگی در رادیو تکنوازی کرد و بهدنبال آن در بیشتر برنامههای گلها بهعنوان تکنواز، آواز خوانندگان را همراهی میکرد.
وی از رئیسجمهور "خاتمی" گواهینامه درجه یک هنری، معادل دکترا گرفت و کرسی استادی در دانشگاههای معتبر آمریکا داشت و چندسال در آنجا تدریس کرد. او از سوی مرکز حفظ میراث فرهنگی شرق در دانشگاه موزه هنر لندن برای برگزاری کنسرت پژوهشی و همچنین تشکیل کارگاه تخصصی ساز تار دعوت شد. در آن سفر علاوه بر اجرای کنسرت پژوهشی، ویژگیهای ساز تار را در پنج جلسه تشریح کرد که از سوی دانشجویان و علاقهمندان با استقبال مواجه شد.
همچنین کنسرتهای متعددی در تالارها و جشنوارههای داخلی و خارجی داشت. او با قوامی، تاج اصفهانی، خوانساری، بنان، ایرج، گلچین، شجریان، گلپایگانی، روح انگیز، مرضیه، دلکش، حمیرا، هایده، افتخاری و سراج، همنوازی داشت و در چند فستیوال بینالمللی از جمله فستیوال موسیقی برلین توانست ساز تار را بهخوبی به جهانیان بشناساند.
آثار:
- شب میخونه
(من میخوام به خونه خدا برم)
با شعری از لیلا کسری (هدیه) و تنظیم محمد حیدری و باصدای هایده،
آثار متعدد در برنامه گلها بههمراه آواز بنان، ایرج، شجریان، گلپایگانی و ...
- موی سپید با آواز گلپایگانی
- بزم عاشقان با آواز ایرج و گلپا
- آلبوم پیوند مهر با آواز شجریان (۱۳۶۳)
و آلبوم های:
عشاق
شور معشوق
کرشمه
اصفهان
مهر افروز
ساز و نوا
سدره
نازنین یار
زخمه (۱۳۸۲)
عاشقانهها (۱۳۸۳)
زمرد (۱۳۸۴)
آه باران با آواز شجریان (۱۳۸۸)
چنگ اورنگ ۱و۲ (۱۳۹۱)
بهار بهاره باصدای حمیرا،
(آهنگسازی آلبوم و تکنوازی تار)
شیدای من (۱۳۹۵)
آرامگاه وی در قطعه هنرمندان است
یادش گرامی 🌺
🎼🎼🎼
212
اصطلاحات مثنوی : دفتر ششم
( ادامهی استدراج ؛
مولانا میگوید : زمانیکه حضرت یوسف ع از یک زندانی که فرمان آزادیش آمده بود درخواست کرد که فریاد مظلومیت او را به گوش عزیز مصر برساند خداوند به واسطهی فراموش کردن خالق و توسل به مخلوق ، او را چند سال دیگر در زندان ، نگاه داشت و به حضرت یوسف ع فرمود : عوام الناس ، همچو خفاشان حقیر ، روشنی گریز و باطل گرا هستند اما تو ای یوسف ، دارای چشمانی بصیر و بینا هستی پس چرا مرا فراموش نموده و به مخلوقی نیازمند روی آوردی ؟ پس او را به اینسان ادب کرد تا دیگر به چوبی پوسیده ، تکیه نکند . چوب پوسیده ، چوبی است فرسوده که ظاهری سالم دارد و اهل دنیا اینچنین هستند .
اما در عوض ، به آن حضرت ، اُنس و مستیِ روحانی ، عنایت کرد به شکلی که دیگر زندان و ظلمت آن به نظرش نمیآمد و آن حضرت با ذکر الهی به رشد معنوی دست یافت .
مولانا میگوید : وحشتناکترین ، نامطلوبترین ،تاریک ترین ، پرخون ترین و کراهت بار ترین زندان ، رَحِم مادران است اما چون خداوند متعال ، در رحم ، دریچهای به جانب خود گشوده است بدن آدمی با وجود آنکه در بدترین زندان قرار دارد اما با این حال هر لحظه میبالد و رشد میکند .
حق تعالی نسبت به بندگان صالح خود غیرت دارد برای همین در اثر کمترین معصیت و لغزش ، ایشان را مورد عتاب و خطاب قرار میدهد به همین دلیل ، صالحان با کمترین خطایی که انجام میدهند پشیمان شده و خود را ملامت میکنند اما شیطان صفتان و حیوان سیرتان ، نه مورد عتاب قرار میگیرند و نه خود را ملامت میکنند .
#مسعود_لواسانی 🌺 ۶۶۶
212
آرامائیس وارطانی هُوسپیان با نام هنری آرمان (زاده ۲ اسفند ۱۲۹۹ در تبریز - درگذشته ۱۷ مرداد ۱۳۵۹ در بارسلون) هنرپیشه، کارگردان فیلم، تهیهکننده، نویسنده ایرانی ارمنیتبار بود.
آرمان در ۲۵ سال فعالیت در عرصه سینمایی، در ۵۵ فیلم نقش آفرینی کرد. وی در سال ۱۳۳۴ جایزهٔ «بهترین بازیگر مرد سال» را از اولین فستیوال فیلمهای ایرانی به خاطر بازی در فیلم چهارراه حوادث دریافت نمود.
در ۱۳۳۲ نخستین نقش سینماییاش را در اولین فیلم خاچیکیان به نام بازگشت بازی کرد. در فیلمهای چهارراه حوادث، خون و شرف، طوفان در شهر ما و فریاد در نیمه شب، دلهره، ضربت که حاصل همکاری پُربار او با ساموئل خاچیکیان بود، خوش درخشیدهاست. در انسانها (آرامائیس آقامالیان)، جادهٔ مرگ و شیطان در میزند (هر دو از اسماعیل ریاحی) نیز بازیهای بهیادماندنی داشت. از سال ۱۳۴۴ با کارگردانی و تهیهکنندگی عروس دریا این زمینهها را نیز تجربه کرد که حاصلش کارگردانی و تهیهٔ پنج فیلم بودهاست.
آرمان در روز دوشنبه ۲ اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی برابر با ۲۱ فوریه ۱۹۲۱ میلادی در شهر تبریز در یک خانواده ارمنی به دنیا آمد.
وی تحصیلات ابتدائی را در «دبستان هایکازیان–تاماریان تبریز» گذراند و سپس به علت تعطیلی مدارس ارامنه، از تحصیل بازماند. آرمان از سنین نوجوانی شیفتهٔ هنر تئاتر گردید و در شهر تبریز در نمایشنامههای ارمنی بسیاری به روی صحنه رفت.
او در دوران مدرسه در نمایشهای دانش آموزی بازی میکرد. از نوجوانی در گروههای تئاتری ارامنه تبریز بازیگری را آغاز کرد. فعالیت هنری را از سال ۱۳۱۹ با بازی در نمایشی به نام «ناموس» شروع کرد. و پس از نقل مکان به تهران در ۱۳۲۴، این حرفهٔ هنری را در باشگاه فرهنگی ـ ورزشی آرارات، در کنار ژوزف واعظیان، ساموئل خاچیکیان و آرامائیس آقامالیان دنبال کرد. پس از عزیمت به تهران فعالیت تئاتریاش را به همراه ژوزف واعظیان، ساموئل خاچیکیان و آرامائیس آقامالیان، در باشگاه آرارات ادامه داد.
همسر او، ژِنیک نام داشت و صاحب چهار فرزند، سه پسر به نامهای زاره، وارتان، واهیک و یک دختر لوریک میناسیان (هوسپیان) بود. دخترش لوریک نیز با ایفای نقشی کوتاه در پرده آخر و نیز در فیلمهای دو نفر و نصفی، خانه خلوت، مجسمه، شوخی و بوی پیراهن یوسف ظاهر شد.
یادش گرامی 🌺
🎥🎥🎥
