fa
Feedback
مخفیگاهِ آبیِ پری؛

مخفیگاهِ آبیِ پری؛

رفتن به کانال در Telegram

- بال هایش را گشود و اتاق را در بُهت یک رویا گم کرد - خونه‌ی امنِ شیرکاکائوی آسمونی که گاهی غرغرو میشه🧚🏼‍♀️ t.me/HidenChat_Bot?start=562763327

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
218
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-67 روز
+1430 روز
آرشیو پست ها
وسط بحث های سیاسی‌تون اینو بگم که ما شاید سواد سیاسی آنچنانی نداشته باشیم اما قطعاً چشمِ بینا داریم، عقل هم داریم و خوب می‌دونیم چی و کی رو نمی‌خوایم! پس سعی نکنید به زور عقیده‌ی سیاسی‌تون رو تو پاچه‌ی ما کنید، چون برای من فرقی با آخوند ندارید.

Are you, are you coming to the tree Where they strung up a man They say murdered three? Strange things did happen here No stranger would it be If we met up at midnight In the hanging tree Are you, are you coming to the tree Where the dead man called out For his love to flee? Strange things did happen here No stranger would it be If we met up at midnight In the hanging tree Are you, are you coming to the tree Where I told you to run So we'd both be free? Strange things did happen here No stranger would it be If we met up at midnight In the hanging tree Are you, are you coming to the tree? Wear a necklace of rope Side by side with me Strange things did happen here No stranger would it be If we met up at midnight In the hanging tree


The_Hanging_Tree_from_The_Hunger_Games_The_Ballad_of_Songbirds.mp32.22 MB

1670535528148527249Hanging_Tree-140_-_audio_only_medium.m4a3.01 MB

James-Newton-Howard-The-Hanging-Tree-320.mp38.25 MB

Shahyar-Ghanbari-La-La-La-La-128.mp35.79 MB

یک ماه گذشته؛ ماهی که بخش بزرگی از روزهایش را در ندانستن گذراندیم، بی‌آن‌که بفهمیم دقیقاً چه فاجعه‌ای از سر گذرانده‌ایم. هنوز هم نمی‌دانیم. یک ماه است که در «آخرین»‌ها محبوس مانده‌ایم: آخرین پیام‌ها، آخرین بوسه‌ها و آغوش‌ها، آخرین خداحافظی‌ها،  آخرین لبخند‌ها، و حتی آخرین سکوت‌ها. کلمات دیگر بیش از پیش ناکافی به‌نظر می‌رسند. زمان به‌جای گذر کردن، خودش را تکرار می‌کند و ما فقط ادامه می‌دهیم؛ زخمی و معلق.

شرحِ کامل احوالاتم، زنده به‌گورِ هدایته.

در این ساعت این سوال مطرحه که آیا هنوزم می‌شه قربانیِ این وحشتِ منحوس نشد؟ هنوزم می‌شه تسلیمِ شب و اسیر کابوس نشد؟!

شب‌ها تا صبح مثل آدمی که تب داره آروم و قرار ندارم و پرده‌ی کابوس از جلوی چشم‌هام کنار نمیره. حس می‌کنم که به‌جای قلب یه تیکه آهن گداخته تو بدنم دارم، نفس‌هام سنگینه؛ انگار که کسی زانوش رو گذاشته باشه روی گلوم و سعی کنه آروم آروم قفسه سینه‌م رو بشکافه. برای بیداری تقلا می‌کنم اما بعد از بیدار شدن هم حس سنگین و سیاهش همراهمه تا زمانی که دوباره پلک‌هام رو ببندم و بازهم همه‌چیز از اول شروع بشه. خلاصه که «نه خواب راحتی دارم نه مایلم به بیداری».

دوتا چیز جوونیمو حروم کردن؛ ج.ا و میگرن.

دیگه بابت کشته شده‌ها، زندانی‌ها، حرفای حروم‌زاده‌ها، ویدیو‌ها و... گریه‌م نمی‌گیره؛ درد سینه، گرفتگی گردن، حالت تهوع و سردرد میگرنیم تشدید می‌شه. خشمم به چشمام فشار میاره و می‌خواد بندازتش بیرون. چرا حمله نمی‌کنم اینایی که گوه اضافی می‌خورن رو با چنگ و دندون جر بدم؟!

دردِ جاودانه شدنِ رها مثلِ نیکا، جورِ دیگه‌ای من رو می‌سوزونه. شاید چون چندین سال بود دورادور می‌خوندمش و قلبم رو بهش نزدیک حس می‌کردم. من هنوز هم نمی‌تونم آهنگِ سلطان قلب‌ِ عارف رو بدون اینکه اشک توی چشمام جمع بشه گوش بدم. با این ردی که رها روی هرچیزی که دوست دارم گذاشته چه‌جور ادامه بدم؟

زمستان: بهار:
+1
زمستان: بهار:

بچه‌ها جون کم‌ترین کار تو این اوضاع اینه که این لیست‌هارو چک کنید و درموردشون توئیت بزنید. لیست اول - لیست دوم - لیست سوم - لیست چهارم - لیست پنجم

تا جون داریم، نه می‌بخشیم و نه فراموش می‌کنیم.

توی هر لحظه‌‌ای از زندگی این غم باهامه. کنار بابام نشسته بودم و به‌رسم همیشگیمون قمیشی پلی کرده بودم. چای می‌خوردیم و براش از چیزایی که دیدم، اتفاقا و زندگی‌هایی که ویرون کردن می‌گفتم و باهم به عامل همه‌‌شون فحش می‌دادیم. اون لحظه به این فکر می‌کردم که چه‌ پدرهایی رو بی‌فرزند کردن؛ از هزاران انسان، مزه‌ی چشیدن این لحظه‌های عادیِ پدر-فرزندی رو گرفتن.

Repost from Humint.
جاویدنام سما اسماعیلی ۲۰ ساله که نوزدهم دی‌ماه کشته شد. دوست سما در اکانت اینستاگرامش نوشته: «سما همیشه به من می‌گفت که آرزو
+5
جاویدنام سما اسماعیلی ۲۰ ساله که نوزدهم دی‌ماه کشته شد. دوست سما در اکانت اینستاگرامش نوشته: «سما همیشه به من می‌گفت که آرزو می‌کنه افراد بیشتری هنرش رو ببینند.»

نامشان را صدا بزن!

با هر اسمی دوبار می‌میرم.