🐋|اَلِف_میم|
رفتن به کانال در Telegram
•خواستار محتوای فاخر؟کتاب بخوانید؛ •راجِع به مَن؟ خُودِ صَبر؛ •Bibliophilia -يا بُنَىَّ اِيّاكَ وَظُلْمَ مَنْ لايَجِدُ عَلَيْكَ ناصِراً اِلاَّ اللّه...
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
1 058
مشترکین
+424 ساعت
+477 روز
+4730 روز
آرشیو پست ها
1 058
ء
انسان در جستوجوی معنا، اغلب به دام ادبیات و هنر میافتد،گاهی ام توی منجلاب تاسف؛
1 058
ء
ﺗﻮ آدم ﺧﻮﺑﯽ هستی، وﻟﯽ در زﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮب ﺑﻮدن ﺑﻪ هیچ دردی نمیخورد!
+ﻣﮕﺮ ﺧﻮد ﺗﻮ ﺧﻮب ﻧﯿﺴﺘﯽ؟
ﻣﻦ؟ ﻧﻪ اﺻﻼ، ﺑﺎ همین ﺳﻦ فهمیدم ﻣﺮدم وﻗﺘﯽ ﻣﯿﺨﻮان بگن یه ﻧﻔﺮ بیعرضه اﺳﺖ
میگن ﭼﻪ آدم خوبیه!
1 058
ء
سألني أحدهم:
هل بقي شيئٌ جميل في هذه الحياة؟
وانا عندما تذكرتُ عينيكَ،
قلتُ له: بقي الكثير...
«ازم پرسید: دیگه چیزِ قشنگی تو این دنیا مونده؟
منم یاد چشمایِ تو افتادم و
گفتم: خیلی چیزا...»
1 058
ء
بله خب منم خیلی به نحوهی حرفزدن آدمها دقت میکنم؛ به اینکه چطور انتقاد میکنن، چطور دربارهی دوستی که ازش دلخور شدن حرف میزنن، یا چطور احساسشون رو بیان میکنن...
درسته، آدمها وقتی حرف میزنن، خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنن خودشون رو لو میدن.
لحنشون، مکثهاشون، کلمههایی که تکرار میکنن، حتی جملههایی که نیمهتمام رها میشن؛
همشون سرنخهاییان از چیزهایی که تو زندگی با خودشون به دوش میکشن ....
یا یکی مجبورشون کرده رو دوششون اون سنگینی بمونه...
1 058
ء
میخواستم آفتاب زندگیات باشم؛ اما زندگیات شب بود و کهکشانت دور، پس ستاره ای شدم، کمنور و بیفروغ، منتهایِ خط افق سرزمینت...
1 058
ء
آرزو کردم که از تو پسری داشته باشم بسیار شبیه تو همانطور که پیر میشویم، جوان شدن تو را تماشا کنم...
