نمیدانم،
رفتن به کانال در Telegram
اینجا قطعهایست از زیست انسانی که ناتوان از درک و درگیریست؛ بیتسلط بر اخلاق اجتماعی، غایب از جهان، حاضر در خیال.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
217
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
217
امروز بعد از چندین ماه ارتباط مجازی با یکی از دوستان ملاقات کردم. بنده خدا شبیه آدمی رفتار میکرد که اضطراب اجتماعی دارد. لاشی با این کیفیت اجتماعی بودنش مرا نیز معذب کرد.
217
بنده انسانی کمظرفیت، بددهن، بددل، کیری و لعیمم و شاید همین اعتراف، صادقانهترین چیزی باشد که از من باقی خواهد ماند.
217
همه ما میدانیم جامعه انسانی تا چه اندازه بیمار و کیری است؛ حال سخنگفتن از آن، چه چیزی را تغییر خواهد داد؟ بگذارید آدمی در انزوای خویش جقش را بزند.
217
انسانگریزی من تا آن اندازه امتداد یافته که آرزو دارم تا هزار مایلی پیرامونم هیچ حضوری نباشد.
217
دنیا با بیاعتنایی محض در مسیر خویش امتداد مییابد؛ نه در انتظار کسی درنگ میکند و نه التفاتی به سرنوشت کسی دارد.
217
کیرم تو توتفرنگی، کیرم تو پیاز، کیرم تو موز، کیرم تو هلو، کیرم تو سیب، کیرم تو گلابی، کیرم تو انگور، کیرم تو هندوانه، کیرم تو خربزه، کیرم تو پرتقال، کیرم تو نارنگی، کیرم تو لیمو، کیرم تو انار، کیرم تو آلبالو، کیرم تو گیلاس، کیرم تو بچههاشون، کیرم تو ریشههاشون، کیرم تو روابطشون، کیرم تو خاطراتشون، کیرم تو سازندهشون، کیرم تو تفسیرشون، کیرم تو فلسفهشون، کیرم تو گذشتهشون، کیرم تو آیندهشون، کیرم تو کل این نمایش فرسوده و کیری؛ کیرم تو همشون.
217
امید از سقف خانه داشت چکه میکرد. نمیدانم حقیقت داشت یا آن کاغذی که بر روی زبان نهاده بودم اثر کرده بود. به هر حال چیز نامطلوبی نبود. از پنجره بوی خون میآمد داخل اتاق و من داشتم به این فکر میکردم که جسد را کجا به خاک بسپارم.
217
من این چنل را چنان استمرار بخشیدم تا حق این جمله را ادا کرده باشم و الحمدلله در این مقصود کامیاب شدم.
