کماکان.
رفتن به کانال در Telegram
اندکی اطمینان خاطر، برای وجود داشتن. t.me/HidenChat_Bot?start=957268736
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
281
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
281
یه بار یک نفر بهم گفت: «در برابر غمهات شجاع باش»
و فکرکنم یکی از بهترین چیزهایی باشه که تا به حال از کسی شنیدم
281
هر بار گل جدیدی میخرد و بعد میگذارد بمیرد. این بار یک گلدان یاس بزرگ. و من میدانم که این یکی هم خواهد مرد. از بالکن میآید بیرون. در را میبندد. من روی مبل پاهایم را جمع کردم. میرود توی آشپزخانه. «انقدر غصه نخور.» سرم را برمیگردانم: «غصه نمیخورم. من که اصلا کاری نمیکنم.» و او همانطور که دارد برای خودش قهوه میریزد، بیآنکه نگاهم کند ادامه میدهد: «شب و روزت شده فکر و فکر و فکر. وقتایی که میشینی اونجا غصه میخوری. میری تو اتاقت غصه میخوری. میای بیرون، بازم همون کارو تکرار میکنی. بعدشم یه جوری رفتار میکنی من نفهمم.» از پشت در شیشهای گلدان یاس را نگاه میکنم. «این یکی هم میمیره. بیشتر بهش آب بده.» و او فنجان را میکوبد روی میز. «من چه گناهی کردم که تو دخترمی؟» و من یاس را نگاه میکنم.
یاس چه گناهی کرده است؟
هالهی ماه
281
چطور میتونم به یک نفر توضیح بدم که "من هر روز دارم با جامعه، با نظر این و اون و حتی با نقدهای درونی خودم میجنگم بخاطر نباختن باورهام، ظاهر و درونم" و دیوونه بهنظر نیام
