اِنقباضِ مغزَم؛
رفتن به کانال در Telegram
𝘐 𝘩𝘰𝘱𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘤𝘢𝘭𝘮 𝘢𝘵𝘮𝘰𝘴𝘱𝘩𝘦𝘳𝘦; 𝘓𝘦𝘵'𝘴 𝘧𝘳𝘦𝘦 𝘰𝘶𝘳 𝘮𝘪𝘯𝘥𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘥𝘦𝘢𝘭 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘥𝘪𝘧𝘧𝘦𝘳𝘦𝘯𝘵 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩𝘵𝘴; 𝘛𝘩𝘢𝘯𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 Instagram: @simon_helia
نمایش بیشترإيران134 043دسته بندی مشخص نشده است
341
مشترکین
+124 ساعت
+27 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
نامه ای به خودم :
آرزو می کنم گاهی فرصتی برای خوشحال بودن داشته باشی نه اینکه مجبور
این خیلی عجیبه که آدما خیلی عادی میذارن میرن، طوری که انگار اومدنشون فقط یک سوتفاهم ساده بوده.
میدونی دلم میخواست یکی رو داشته باشم که وقتی همتون دلم رو میشکنین، برم پیشش و مطمعن شم مثل شماها نیست.
عمه نصرت میگفت خاک سرده
مهر مرده از دلت بیرون میره
بغل کردم خاکو,مهرت تو دلم موند
قبلها که کلهی سانتیمانتالتری داشتم و آرزو به آرزو آینده را نگاه میکردم، خیال میکردم یک روزی میرسد که همهچیز سر جای خودش قرار بگیرد. فلان اتفاق بیفتد، فلان خواسته برآورده شود، فلان هدف تیک بخورد و بعدش آرامش از راه برسد. بعد بزرگتر شدم و دیدم زندگی کاسب بدجنسی است؛ هر آرزویی را که بهت میدهد، همزمان دوتای دیگر جلوی پایت میاندازد. برای همین کمکم یاد گرفتم هر آرزویی ارزش دنبال کردن ندارد. بعضی آرزوها را باید برآورده کرد و بعضی دیگر را سوزاند. به قول فاضل «زندگی بر مردم آزادهٔ بیآرزو/سخت میگیرد ولی آسان به پایان میرسد»
