اِنقباضِ مغزَم؛
رفتن به کانال در Telegram
𝘐 𝘩𝘰𝘱𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘤𝘢𝘭𝘮 𝘢𝘵𝘮𝘰𝘴𝘱𝘩𝘦𝘳𝘦; 𝘓𝘦𝘵'𝘴 𝘧𝘳𝘦𝘦 𝘰𝘶𝘳 𝘮𝘪𝘯𝘥𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘥𝘦𝘢𝘭 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘥𝘪𝘧𝘧𝘦𝘳𝘦𝘯𝘵 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩𝘵𝘴; 𝘛𝘩𝘢𝘯𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 Instagram: @simon_helia
نمایش بیشترإيران145 174دسته بندی مشخص نشده است
339
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
تازگیها با این فکر کنار اومدم که لازم نیست خودم رو به همه توضیح بدم، عیبی نداره اگه یه عده فکر کنن من آدم بدیام، وقتی خودم مطمعنم کار بدی نکردم، دیگه نیازی به توجیه و توضیح نیست.
من دلم میخواد، یک بار بخوام بشه.
همون موقع که ذوقشو دارم بشه.
همون وقتی که منتظرشم بشه.
نه دیگه وقتی که بیخیالش شدم.
یه قسمتهایی از وجودم خاموش شدن که واقعا دوستشون داشتم،
متاسفم برای خودم که نتونستم ازشون در برابر بزرگسالی محافظت کنم.
داشتم فکر میکردم بعضیامون خیلی بی رحمانه داریم ی دردایی رو تحمل میکنیم،
دردایی که خیلی بزرگتر از قد و قواره ماست، هیچوقت حق انتخابی براشون نداشتیم، زورشون خیلی بیشتر از لبخندامونه، دردایی که هر بار از خودت میپرسی چرا من؟! و هربار جوابی که هیچوقت پیداش نکردی غمگین و غمگین ترت میکنه…
این ناراحت کنندست که ساعت ها مشغول کار و درس باشی و بعد که گوشیتو روشن میکنی هیچکس حتی یادی ازت نکرده و حالتو نپرسیده
انگار تو دنیای هیچکس جایی نداری
باگ زندگی اینجاست که بعضی چیزا به تلاشت ربطی نداره، بخواد نشه نمیشه و نمیشه و نمیشه.
بین هزار تا چیزی که ناراحتم میکرد توام یکی از اونا بودی. ولی تنها چیزی که همیشه خوشحالم میکرد فقط و فقط تو بودی.
