fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈

اِنقباضِ مغزَم؛

اِنقباضِ مغزَم؛

رفتن به کانال در Telegram

𝘐 𝘩𝘰𝘱𝘦 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘪𝘴 𝘤𝘢𝘭𝘮 𝘢𝘵𝘮𝘰𝘴𝘱𝘩𝘦𝘳𝘦; 𝘓𝘦𝘵'𝘴 𝘧𝘳𝘦𝘦 𝘰𝘶𝘳 𝘮𝘪𝘯𝘥𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘥𝘦𝘢𝘭 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘥𝘪𝘧𝘧𝘦𝘳𝘦𝘯𝘵 𝘵𝘩𝘰𝘶𝘨𝘩𝘵𝘴; 𝘛𝘩𝘢𝘯𝘬 𝘺𝘰𝘶 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘦𝘭𝘤𝘰𝘮𝘦 Instagram: @simon_helia

نمایش بیشتر
إيران133 145دسته بندی مشخص نشده است
339
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
‌هرچقدر با اشکهام به غنچه‌ی لبم آب دادم، لبخندم نشکفت.

یادته فکر میکردیم روزهای سخت نمیگذرن؟ دیدی واقعنم نگذشتن و تازه بدترم شدن

‏فقط یه نور مونده برای این جوونی، اونم سیانوره.

با خودم تو جنگم برای زنده موندم امیدوارم بتونم از این جنگ موفق بیرون بیام

حس میکنم باید بزارم و برم همه چیز رو ، همه کس رو

18:18

ناگهان به یاد آن‌چه از سر گذرانده بود، به گریه افتاد؛ چنان‌که اشک برای گریستن کم می‌آورد. گویی دیگر برایش زنده ماندن دردناک بود؛ کم‌طاقت، کم‌حوصله و به‌ظاهر آرام شده بود، در میان پوکه‌های سیگاری که به سمت افکار غم‌انگیز ذهنش روانه کرده بود. اگر سینه‌اش را می‌شکافتی، چیزی جز قلبِ پاره‌پاره و مچاله‌ای که به گوشه‌ی سینه‌اش خزیده بود نمی‌دیدی. ناگهان دست از گریه کشید و زیرِ لب گفت: «نمی‌توانستم او را غمگین ببینم؛ نگاهِ غمگینش قلبم را می‌درید.» و فندکش را جرقه زد.

و هنگامی‌ که داشتم باورش می‌کردم، خنجرش را در سینه‌ام فرو کرد.

‏کسی براش اهمیتی نداره که تو ناراحتی، ناراحتیت رو بغل بگیر و بخواب؛ فردا صبح هم با ناراحتیِ بیش‌تر و بدتری که نمی‌تونی درموردش به کسی چیزی بگی بیدار شو.

‏من بررسی کردم، هیچ فایده‌ای نداره، تقلای بیهوده می‌کنیم.

خدایا اگه می‌دونستی تو چه وضعیت روانی‌ای هستم انقدر با بنده‌هات اذیتم نمی‌کردی.

Mahi Siah _ Ashrafian.mp315.78 MB

SOLD OUT.mp33.22 MB

این چپ سینم یه زمان هایی اونقدر درد میگیره که می‌شینم کف زمین و به خدا التماس میکنم نجاتم بده

113 - DMT - Hiphopologist Ashkan Kagan (320).mp38.44 MB

از بینِ تمام چیزهایی که در زندگی گمشان کردم، «اشتیاق» احتمالاً مهم‌ترینشان است.

08 Shak Daram - Outro - Mehyad.mp34.22 MB

و در نهایت محبت هایت را لگد مال می‌کنند آنان که ادعای مهمان نوازی در قلب هایشان میشد

در کالبد بزرگسالم کودکی بود که میخواست ماه را به چنگ بیاورد، اما حالا او نیز آرام گرفته‌ است و تنها به‌ تماشای تنهایی بی‌ انتهای ماه خو کرده‌ است.