fa
Feedback
بدیهیات

بدیهیات

رفتن به کانال در Telegram

اینجا روایت من رو می‌بینید و می‌شنوید. ساراز رسپیز: t.me/SarasRecipess ناشناس: https://t.me/BiChatBot?start=sc-ada4ae25ae

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
251
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
ما معمولاً سوگ را چیزی می‌بینیم که باید از آن عبور کرد؛ انگار مقصدِ سلامت روان جایی‌ست که دیگر درد نکشیم، دلتنگ نشویم و جای خالیِ عزیزان و آرزوهای از دست‌رفته را حس نکنیم. اما حقیقت این است که بعضی فقدان‌ها هرگز تمام نمی‌شوند. نه به این دلیل که ما ضعیفیم یا در گذشته مانده‌ایم؛ بلکه چون چیزی که از دست رفته، واقعاً ارزشمند بوده است. بازمانده بودن هنرِ عجیبی می‌خواهد؛ اینکه یاد بگیری با جای خالی زندگی کنی، بی‌آنکه وانمود کنی وجود ندارد. اینکه هر از گاهی دلت فشرده شود، بغض به گلویت برسد و خاطره‌ای قدیمی هنوز تو را به سکوت ببرد؛ اما با همه‌ی این‌ها، برای زندگی نیز جا باز کنی. سوگ قرار نیست از ما جدا شود. قرار است در ما تغییر شکل دهد؛ از زخمی باز، به نشانی از عشق، دلبستگی و معنایی که روزی وجود داشته است. شاید التیام، فراموش کردن نباشد. شاید التیام یعنی بتوانیم آنچه را از دست داده‌ایم با خود حمل کنیم و در عین حال، برای آنچه هنوز ممکن است، قدم برداریم. -ریحانه مقدم فلاح | روان‌درمانگر بالینی

روز
+1
روز

Repost from N/a
تو ضعیف نیستی، فقط دنیات بزرگ و پیچیده‌تر شده. پنج سال پیش آرزوت بود توانایی‌ها و تجربه‌های الانت رو داشته باشی.

„People often confuse the ashes with the fire. The ashes tell us a fire once existed. But the ashes are not the fire itself. Grief is like ashes. It tells us: "Something important once existed here." But the grief is not the love. The love was the fire.“ Or maybe the love I wanted to have..

„Grief is nonlinear. There's no right way to grieve. There's no end place to arrive. There's just a living with. Sometimes that means stepping forward with it. And sometimes it means standing in it.“

Repost from The Harmonic Mind
ژورنال‌نویسی روزانه، به‌معنای ثبت اتفاقات روز نیست، بلکه به‌عنوان ابزاری برای خودمشاهده‌گری، پردازش تجربه، تنظیم هیجان و تصمیم‌گیری است.

شتاب کردم که آفتاب بیاید؛ نیامد.

موضوع گپ انگلیسی امروز ساعت 6: the art of rest

Repost from N/a
جزئیات اکثر اتفاقات ممکنه از یاد بره ولی احساسش باقی می‌مونه. بدن فراموش نمی‌کنه و احساساتی که انکار بشن به شکل دیگه‌ای خودشون و نشون میدن. اضطراب، معده درد، بی‌خوابی، دردهای عضلانی یا پریدن پلک، انفجارهای هیجانی مثل خشم شدید یا افسردگی و…

بدن تروما رو زودتر از ذهن می‌فهمه.

شب و نور خلوت
+1
شب و نور خلوت

«خشونت خانگی نتیجه «از کوره در رفتن» نیست. انتخابیه — چون همون خشونت در محیطی که تبعات داره، اتفاق نمی‌افته.»

برای رویا که روشنای شب است.

بچه‌ها یه سوال، گروهی رو می‌شناسید که تور کمپ یکی دو روزه در طبیعت برن و واقعا با تمرکز روی طبیعت باشه؟ یا مثلا حتی یوگا و اینا داشته باشه

«حالا مگه چی شده؟ خیلی‌ها شرایط بدتری دارن، من زیادی حساسم، نباید اینقدر ضعیف باشم». این جملات می‌تونه تجربه‌ی احساسات رو پیچیده‌تر و آزاردهنده‌تر کنه. یادت باشه، قدم اول اینه که بپذیری حق داری ناراحت باشی و این هیچ ربطی به منطقی بودن یا نبودن نداره.

Repost from N/a
خونه و موز کوچولو
خونه و موز کوچولو

“Now I want to be me, fully. Hyperactive, loud, unapologetic. Whether society likes it or not. I like living this life fully very much.”

پریروز به خودم اومدم و دیدم بدون اینکه بهش فکر و توجه کنم، دارم مسیرهایی رو رانندگی می‌کنم که دو سال پیش، قبل از گرفتن گواهینامه‌ام، برام آرزو بود. جدای از اینکه بهم یادآوری شد که ما به سختی به چالش‌ها عادت می‌کنیم و یادمون میره که توانمندی انجام دادن چه کارهایی رو داریم، باعث شد که با خودم چندتا از چیزهایی که از این دو سال رانندگی مداوم یاد گرفتم رو مرور کنم. از اونجایی که خیلی از تصادفات جاده‌ای در ترافیک رخ میدن، این‌ها چندتا نکته‌ایه که برای پیشگیری از تصادف جاده‌ای یاد گرفتم: ۱- به جای چراغ ترمز، به فاصله توجه کنید متأسفانه خیلی اوقات چراغ ترمز ماشین‌ها کار نمی‌کنه یا راننده بدون گرفتن ترمز سرعتش رو کم می‌کنه؛ اینجور مواقع، شما اگر حواستون به فاصله‌تون با ماشین جلویی نباشه، به‌راحتی امکان داره که بهش برخورد کنید. سعی کنید کلاً به جای توجه به چراغ ترمز، روی فاصله‌تون با ماشین جلویی تمرکز کنید و اون رو بر اساس سرعتتون تنظیم کنید. ۲- مسئولیت ماشین جلو و پشتی رو به عهده بگیرید این یکی رو بعد از اینکه یک‌بار در ترافیک از پشت بهم برخورد کردن یاد گرفتم. درسته که وقتی یک نفر از پشت به شما برخورد می‌کنه، مقصر محسوب میشه، اما این یک راه خوبیه برای پیشگیری از تصادف که همیشه فرض کنید مسئولیت نحوه رانندگی ماشین جلو و پشتی هم بر عهده شماست. اگر ماشین جلویی دیر ترمز می‌گیره، چراغ ترمزش خرابه، ماشین پشتی فاصله‌اش رو رعایت نمی‌کنه و… لاین عوض کنید. ۳- وقتی ترمز می‌گیرید، حواستون به پشتتون باشه خودتون رو عادت بدید که هروقت می‌خواید ترمز بگیرید، حتماً به آینه وسط هم نگاه کنید. ترمزی که بی‌جا و بدون توجه به ماشین پشتی گرفته میشه، می‌تونه خیلی احتمال تصادف رو بالاتر ببره. اولش سخته و باید آگاهانه توجهتون رو موقع ترمز گرفتن، علاوه بر روبه‌رو، به پشت سرتون هم ببرید، اما بعد از یه مدت براتون تبدیل به عادت میشه. اگر داشتید ترمز می‌گرفتید و فاصله ماشین پشتی باهاتون کم بود یا سرعت بالا بود، حتماً حتماً چراغ خطرتون رو روشن کنید. اینجوری بهش علامت میدید که دارید سرعتتون رو کم می‌کنید. ۴- لاین عوض کردن خطر تصادف رو بالاتر می‌بره من اوایل که رانندگی رو شروع کرده بودم، هروقت می‌خواستم ترمز بگیرم، برای اینکه ماشین پشتی بهم نخوره، سریع از لاین خارج می‌شدم، اما بعد متوجه شدم که این کار می‌تونه خیلی خطرآفرین‌تر برای خودمون و ماشین‌های دیگه باشه. موقع ترمز گرفتن، فقط در صورتی لاین عوض کنید که احتمال خطر بالا باشه و حتماً حتماً لاین کناری کاملاً امن باشه. ۵- راهنما درنهایت، این یکی واقعاً بدیهیه، اما من به ندرت دیدمش؛ اینکه موقع عوض کردن لاین هم باید چراغ راهنما بزنید. امیدوارم که این نکات مفید بوده باشه براتون و خوشحال میشم که اگر مفید بوده با بقیه هم به اشتراک بزارید. کامنت‌ها بازه و اگر شما هم نکته‌ای داشتید، خیلی خوشحال میشم که بنویسید و حتما می‌خونم. درنهایت، امیدوارم که همیشه به دور از خطر باشید و کمربند هم یادتون نره.🫶🏻