fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

بدیهیات

بدیهیات

رفتن به کانال در Telegram

اینجا روایت من رو می‌بینید و می‌شنوید. ساراز رسپیز: t.me/SarasRecipess ناشناس: https://t.me/BiChatBot?start=sc-ada4ae25ae

نمایش بیشتر
کشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
273
مشترکین
+124 ساعت
+17 روز
+1730 روز
آرشیو پست ها
paradise or hell, such is life. but either way, in the end, it's my life. so what do i choose to do with it and who do i choose to be now?

Some people are given space. Others are given expectations.

Repost from The Unspoken
photo content

واقعیت اینه که هیچ‌کس نمی‌تونه تمام احتمالات آینده رو پیش‌بینی کنه. گاهی تلاش برای رسیدن به اطمینان صددرصدی، خودش به یکی از عوامل اصلی اضطراب تبدیل می‌شه.

ذهن ما دوست داره برای اتفاقات آینده آماده باشه. به همین علت ممکنه ساعت‌ها به این فکر کنی که اگر فلان اتفاق بیفته بهتره چه واکنش‌هایی نشون بدی؛ اگر نتیجه برخلاف انتظارت باشه چیکار کنی؛ یا اگر گذشته دوباره تکرار بشه چطور از خودت محافظت می‌کنی.

فکرهای تکراریِ نیمه‌شب معمولا دنبال راه‌حل نیستن، دنبال کنترل‌ان. ذهن تصور می‌کنه اگر یه اتفاق رو بارها مرور کنه، دفعه بعد غافلگیر نمی‌شه یا می‌تونه جلوی تکرارش رو بگیره؛ ولی معمولا هرچقدر بیشتر به موضوعی فکر کنی، نه به پاسخ تازه‌ای می‌رسی و نه احساس آرامش بیشتری بهت دست می‌ده؛ فقط نگرانی‌ها رو از زوایای مختلف مرور می‌کنی.

Repost from بدیهیات
هر تب و تابی، از نیاز ژرف‌تری خبر می‌دهد که برآورده نشده است، نشانهٔ کمبودی است. نیاز کوزیمو به داستان‌گویی نیز نشان می‌داد که او چیز دیگری را جستجو می‌کند. هنوز عشق را نمی‌شناخت. بی‌شناخت عشق، تجربه‌های دیگر به چه کار می‌آید؟ بدون شناختن مزهٔ زندگی، به خطر انداختن آن چه سودی دارد؟ -بارون درخت نشین، ایتالو کالوینو

Repost from عمق
photo content

مسابقه هرکی بیشتر دستش رو روی بوق نگه داره.

نمی‌دونم از سر تسلی، منطق یا میل به معناسازی گاهی اوقات با خودم فکر می‌کنم که تمام این اتفاقات باید می‌افتاد. کوچیک‌تر که بودم فکر می‌کردم جهان به اراده من می‌چرخه. شاید لازم بود این پتک بخوره به صورتم. شاید هم نبود. وقتی به اینجور درس‌های زندگی فکر می‌کنم همیشه از خودم می‌پرسم آیا واقعا لازم بود برای یاد گرفتنشون انقدر هزینه بدیم؟

این نوشته رو ۱۸ اسفند ۱۴۰۲ نوشتم چقدر راه طولانی‌ای اومدیم زن! «این داستان: تجربه دخترزیرزمینی بودن. از آرایشگاه مردونه بیرون میام و در حالی که دارم پیاده برمی‌گردم یاد گفتگوی دیروزم با سروش می‌افتم پشت تلفن می‌پرسم:«خیلی وقته انقلاب نرفتم اگر بیام به حجابم گیر نمی‌دن؟» و ما نیازی به شنیدن جواب نداشتیم، هردو جواب سوال رو می‌دونستیم. می‌گم:«اشکال نداره، لباس‌های پسرونه‌ام رو می‌پوشم و باهات میام» و بعد هردو سکوت می‌کنیم. سه سال پیش که کتاب دختران زیرزمینی کابل رو می‌خوندم می‌تونستم بخشی از تجربه‌ اون دختران رو بفهمم اما فهمیدن اون با تجربه کردنش خیلی متفاوته. همچنان که پیاده می‌رم، نزدیک‌ خونه چندنفر از ماشینشون بهم گیر می‌دن و من ناخوداگاه به ناخن‌های قرمزم نگاه می‌کنم و ناخوداگاه دست‌هامون داخل جیبم فرو می‌برم و بعد به طور خوداگاه شرمگین می‌شم. من بابت چه چیزی شرم دارم؟ من چه چیزی رو دارم پنهون می‌کنم؟ »

دنبال یک آهنگی بودم اینجا اشتباهی داخل صفحه پیام‌ها جستجوش کردم و رسیدم به این پیام‌های قدیمی. چقدر کوچولو بودی عزیزم. امیدوار و معصوم.

Repost from RegaPlus
نیاز دارم یه اتفاق خوب بیفته و خیلی خوشحالم کنه.

Repost from لیمو تلخ
همین لحظه که برای تو شاید داره عادی و بدون هیچ هیجان و احساس خاصی میگذره، یک نفر تو سوگ مرگ عزیزشه، یک نفر تازه بچه ش به دنیا اومده و بغلش کرده، یک نفر بچه ش سقط شده، یک نفر سفره و داره از طبیعت لذت میبره، یه نفر ضرر بزرگ کرده و تو مرز ورشکستگیه، یک نفر کات کرده داره اشک میریزه، یک نفر یه پول خوبی گیرش اومده خوشحاله، یک نفر بیمارستانه و داره درد میکشه، یک نفر هم خوابه. انگار که موقعیت ها یک سری اتاق باشن و ما تو زندگی در حال رفتن از این اتاق به اون اتاق... تا برسیم به اتاق آخر که دیگه ازش هیچ وقت بیرون نمیایم.

Repost from عمق
از کجا بدونیم داریم تسیلم میشیم یا توافق میسازیم؟ . یه سوال بپرسید، اگر من میتونستم بدون ترس از قهر، تهدید، تحقیر و... نه بگم بازم میپذیرفتم این توافق رو ؟ اگر پاسخ نه هست باید به کیفیت اون ارتباط بیشتر فکر کنی

Repost from عمق
توافق خوب چه ویژگی‌هایی داره؟ .واضح و مشخص .دو طرفه بودن(قاعده ای که میذاریم قابل اعماله و با منطق خر دو نفر قابل فهمه) .قابل اجرا باشه(مثلا هیچ وقت نباید کسی برات جذاب باشه این قابل اجرا نیست) .در صورت لزوم قابل بازبینی باشه .با رضایت ساخته شده، نه اینکه یه نفر فقط ببره جلو مسایل رو یا برای اتمام تعارض یا هرچی .... باشه.

Repost from عمق
گفتگوی پنج مرحله ای _اشاره به یک رفتار دقیق و نه کلی یا قضاوت _احساس و تجربه خودت رو بگو _معنایی که تو استخراج میکنی از اون موضوع _فهم دنیای طرف مقابل، توضیح دادن. اینکه معناش برای طرف مقابل چیه _ساخت توافق خوب

Repost from عمق
وقتی من به نیاز زیر اون موضع میرسم، راه حل های بیشتری وجود داره

Repost from عمق
ترجیح، نیاز ، ارزش، باید بین این ها تفاوت بذاری.(ببین چقدر این توش جزییات رابطه ای داره و حرف های طولانی و عمیق میخواد)

Repost from عمق
هرچه احتلاف از سطح سلیقه حرکت کنه به سمت ارزش هاو تعاریف و ... رابطه حل ش دشوار تر میشه و عمیق تره