es
Feedback
بدیهیات

بدیهیات

Ir al canal en Telegram

اینجا روایت من رو می‌بینید و می‌شنوید. ساراز رسپیز: t.me/SarasRecipess ناشناس: https://t.me/BiChatBot?start=sc-ada4ae25ae

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
248
Suscriptores
-124 horas
-47 días
-130 días
Archivo de publicaciones
موضوع گپ انگلیسی امروز 6 عصر: naval ravikant - how to get rich (part 2)

Repost from N's POV
Thinking too much about "what if I mess it up" is actually what leads to the mess.

ژینا گیان تۆ نامری ناوت ئەبێتە ڕەمز. ژن، ژیان، ئازادی
ژینا گیان تۆ نامری ناوت ئەبێتە ڕەمز. ژن، ژیان، ئازادی

این شکلی میشه که استمرار به مثابه عضله می‌مونه.

من همیشه یه قانونی برای خودم دارم اونم این که اگر تغییری که میخوام ایجاد کنم سختیش بیشتر از ۳۰ درصد باشه برام اون کار رو انجام نمیدم. در عوض کاری رو انجام میدم که در روزهای سخت هم می‌تونم راحت انجامش بدم. و تجربه ام در شش ماه گذشته و مدوام ایجاد و ادامه چالش‌های از این دست این بوده که بعد از یه مدت اون کاری که قبلا سختیش بیشتر از ۳۰ درصد بوده هم برام راحت‌تر میشه :)

پیشنهاد من اینه که یه روتین خیلی خیلی خیلی ساده انتخاب کنی انقدر ساده که از انجام ندادنش خنده ات بگیره مثلا به جای روزی یک ساعت باشگاه روزی یدونه بشین پاشو برو به جای روزی یه ساعت زبان خوندن روزی یه کلمه انگلیسی یاد بگیر این رو ۶ ماه حفظ کن بعد یه لول آپگریدش کن مثلا بکن روزی ۲ تا بشین پاشو یا روزی ۲ تا کلمه عمیقا اعتقاد دارم تو اسکیل ۱۰ سال اینطوری کلی اتفاق خفن میفته

Repost from Khosro Club🦕
ایران، واقعا کشور زیباییه😭💗

Repost from N/a
فکر می‌کنم توانایی تحلیل و نگاه عمقی به رفتار یا ویژگی دیگران، جالب و خوبه ولی درک یه رفتار یا فهمیدن ریشه‌هاش نباید لزوما به این معنی تلقی شه که با اون رفتار آسیب‌زا کنار بیایم یا به عنوان بخشی از زندگی خودمون بپذیریمش.

این هفته 2 تا میت داریم. 1. میت فارسی درباره مصاحبه شغلی با مهتاب (جمعه ساعت 11 تا 12 صبح) سوال هایی که درباره این موضوع دارید رو تو کامنت های این پست بنویسید. مهتاب هم میخوندشون و تو جلسه دربارشون گپ میزنیم. 2. میت انگلیسی درباره how to get rich آقای naval ravikant (جمعه 6 تا 7 غروب) هفته پیش حول 1.5 ساعت اول مصاحبه گپ زدیم که شامل این موارد بودند. این هفته حول 2 ساعت پایانی اش گپ میزنیم که از take accountability to earn equity به بعد هست. چون نکاتی که داره خیلی زیاده و به همشون نمیرسیم، هر کسی یک بخش از این 2 ساعت که براش جذاب تر و مفید تر بوده رو انتخاب کنه و نظراتش رو دربارش توی جلسه بگه.

امروز تولدم بود
+1
امروز تولدم بود

ما معمولاً سوگ را چیزی می‌بینیم که باید از آن عبور کرد؛ انگار مقصدِ سلامت روان جایی‌ست که دیگر درد نکشیم، دلتنگ نشویم و جای خالیِ عزیزان و آرزوهای از دست‌رفته را حس نکنیم. اما حقیقت این است که بعضی فقدان‌ها هرگز تمام نمی‌شوند. نه به این دلیل که ما ضعیفیم یا در گذشته مانده‌ایم؛ بلکه چون چیزی که از دست رفته، واقعاً ارزشمند بوده است. بازمانده بودن هنرِ عجیبی می‌خواهد؛ اینکه یاد بگیری با جای خالی زندگی کنی، بی‌آنکه وانمود کنی وجود ندارد. اینکه هر از گاهی دلت فشرده شود، بغض به گلویت برسد و خاطره‌ای قدیمی هنوز تو را به سکوت ببرد؛ اما با همه‌ی این‌ها، برای زندگی نیز جا باز کنی. سوگ قرار نیست از ما جدا شود. قرار است در ما تغییر شکل دهد؛ از زخمی باز، به نشانی از عشق، دلبستگی و معنایی که روزی وجود داشته است. شاید التیام، فراموش کردن نباشد. شاید التیام یعنی بتوانیم آنچه را از دست داده‌ایم با خود حمل کنیم و در عین حال، برای آنچه هنوز ممکن است، قدم برداریم. -ریحانه مقدم فلاح | روان‌درمانگر بالینی

روز
+1
روز

Repost from N/a
تو ضعیف نیستی، فقط دنیات بزرگ و پیچیده‌تر شده. پنج سال پیش آرزوت بود توانایی‌ها و تجربه‌های الانت رو داشته باشی.

„People often confuse the ashes with the fire. The ashes tell us a fire once existed. But the ashes are not the fire itself. Grief is like ashes. It tells us: "Something important once existed here." But the grief is not the love. The love was the fire.“ Or maybe the love I wanted to have..

„Grief is nonlinear. There's no right way to grieve. There's no end place to arrive. There's just a living with. Sometimes that means stepping forward with it. And sometimes it means standing in it.“

Repost from The Harmonic Mind
ژورنال‌نویسی روزانه، به‌معنای ثبت اتفاقات روز نیست، بلکه به‌عنوان ابزاری برای خودمشاهده‌گری، پردازش تجربه، تنظیم هیجان و تصمیم‌گیری است.

شتاب کردم که آفتاب بیاید؛ نیامد.

موضوع گپ انگلیسی امروز ساعت 6: the art of rest

Repost from N/a
جزئیات اکثر اتفاقات ممکنه از یاد بره ولی احساسش باقی می‌مونه. بدن فراموش نمی‌کنه و احساساتی که انکار بشن به شکل دیگه‌ای خودشون و نشون میدن. اضطراب، معده درد، بی‌خوابی، دردهای عضلانی یا پریدن پلک، انفجارهای هیجانی مثل خشم شدید یا افسردگی و…

بدن تروما رو زودتر از ذهن می‌فهمه.