• ملکوت •
رفتن به کانال در Telegram
برداشت و پنداشتهایم: یادداشتهای پراکنده در موضوعات مختلف و چیزهایی که دوست دارم. مطالب این کانال، چون احوال درونی صاحبِ آن، آشفته و بینظم است، هیچ اصراری هم برای عضویت نیست. ح - واو @Hamimv
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
374
مشترکین
+124 ساعت
+127 روز
+10130 روز
آرشیو پست ها
373
Repost from انتشارات زندگی روزانه
دائوده جینگ
| لائودزی
|ترجمه و تعلیقات: اسماعیل رادپور
| انتشارات زندگی روزانه |
373
هنر یک مادر عرب برای آموزش قصص قرآن به فرزندانش:
آدم و حوا: درخت ممنوعه
ادریس: اشاره به مکان مرتفع
نوح: کشتی و طوفان
هود: اشاره به آبادانی شهرها
صالح: خارج کردن ناقه از دل کوه
ابراهیم: بنای کعبه، نمرود ابراهیم را با منجنیق به آتش میاندازد، بت شکنی
لوط: میهمانهایی که فرشته بودند
اسماعیل: قوچ برای قربانی
یعقوب: اشک و گریه از فراق یوسف
یوسف: چاه، زنان از دیدن جمال یوسف انشگتشان را میبرند، تاج پادشاهی
ایوب: صبر
موسی: اژدها شدن عصا، شکافتن نیل، دست نورانی
داوود: نرم کردن آهن (با خم کردن وزنه نشان داده)
سلیمان: منطق الطیر، تسخیر اجنه و ارواح
یونس: بلعیده شدن توسط ماهی
زکریا: اره کردن زکریا وقتی که در داخل درختی پنهان شده بود
عیسی: زنده کردن مرده
محمد: قرآن
• تصاویری که برای معجزات و اتفاقات رخ داده برای انبیاء ع ترسیم کرده، بسیار بانمک و خلاقانه است. برای برخی از انبیاء هم تصویری پیدا نکرده است.
اللهم صلی علی الانبیاء والمرسلین
@malakuot
373
یکبار در یک نوشتار چند بار این عبارتِ شاید باید را استفاده کرده بودم.
استادی که آن را خوانده بود، در حاشیه نوشته بود: این شاید باید یعنی چه؟ 😂😂
خلاصه فکر میکنم اگر اشتباه هم باشد، منظورم را میرساند.
373
دو نکته:
اول: در نوشتههای استاد اساتید ما، مولانا آقا محمد حسن الهی طباطبایی، دیدهام که درباره کیفیت چیزی که به قالی سلیمان ع معروف است یا درباره چگونگی عصای موسی ع و ... مطالبی نوشته اند که توسط ارتباط با ماوراء به آن مطالب رسیدهاند. (اینکه از چه کسی پرسیده اند و ... محفوظ است.)
بجز آن مطالب برخی از عرفا نیز مطالبی راجع به همان مسائل نقل کردهاند. همچنین برخی تجارب خارق العاده را نیز میتوان در امتداد و شبیه همان معجزات دانست.
ابن عربی و فحول عرفان و برخی فلاسفه نیز درباره برخی معجزات انبیاء ع تحقیقاتی دارند که با احاطه بر مبانی عرفان نظری آن تحقیقات کاملا پذیرفتنی میباشد. فلاسفه نیز بر اساس طبیعیات قدیم و ... مطالبی معقول استدلال کردهاند. برخی از دانشمندان معاصر در غرب و شرق نیز تحقیقاتی درباره امکان پذیری برخی امور خارق العاده انجام داده و امکان وقوع آنها را اثبات کردهاند. و ....
با این حساب، یعنی اولا تصریح قرآن، دوما همان شواهد شهودی، سوما دلایل عقلی عرفانی یا فلسفی؛ حداقل این است که وقوع معجزات انبیاء علیهم السلام، امری محال نیست و حتی در شرایط خاصی ممکن است، پس آن مسائل قابل پذیرش است.
اما، نکته دوم و مهم:
بنظر میرسد جدا از اینکه این قصص در واقع اتفاق افتادهاند یا نه، مطلب خیلی مهمی که قابل استفاده از این قصص برای همهیِ اعصار و تمام افراد بشر میباشد، آن جنبهیِ اعجازی قصص نیست، بلکه تطبیق آن قصص بر نفس انسانی است و رموز نفس انسانی را با آن قصص گشادن است. حتی شاید بتوان ادعا کرد که وقوع این قصص در عالم واقع نیز علاوه به جنبهی اعجازی آنها در همان زمان خاص، بخاطر استفاده از آنها در تطبیقشان بر نفس انسانی بوده است. پس میتوان گفت، قصص قرآنی به نحو استعاره نیستند و واقعا اتفاق افتادهاند، اما میتوان و شاید باید از آنها به همین نحو استعاره استفاده نمود. فتامل جیدا، خذ واغتنم.
@malakuot
373
پاسخ علامه طباطبایی به کسی که میپرسد آیا قصص قرآن، استعاره است یا واقعا در عالم واقع اتفاق افتاده؟
علامه جواب میدهد که خیر، اینها واقعی است و در عالم واقع به ظهور پیوسته است. بدون تردید عیسی ع مرده را زنده میکرد، اَعمی (=کور) و اَبرص (=جذامی) را شفا میداد. آن یکی (=حضرت صالح) از دل سنگ و کوه شتر بیرون کشیده است.
و برای این ادعا ها از آیات قرآن شاهد میآورد که خود قرآن گفته که این قصص واقعی هستند.
@malakuot
373
قهر کردی و رفتی، گفتم برمیگردی، چون تقصیر خودت بود، اما دیگه برنگشتی...
گفتم اگه طولانی بشه، خودم میرم، اما طولانی نشد...
هنوز بیادتم، هنوزم دوس دارم این خط شعرت رو بدزدم... مینوی باشی و تو بهشت با مولای خودت علی همنشین باشی ابراهیم...
373
ترجمه و چند نکته:
دوستت دارم، اما توانِ حرف زدن با تو را ندارم / تمام عمرم در سرگردانی میگذرد و نمیدانم چه کنم، از چه راهی پیش بروم / وقتی تو را میبینم نگاهم را میدزدم و خودم را بی تفاوت نشان میدهم / تو هم، وقتی در جایی مرا میبینی، رویت را برمیگردانی و نگاهت را پنهان میکنی / نمیدانم کی دلِت برایم نرم میشود؟ از خدا میخواهم خودش دلت را بر این کار راهنمایی کند / تا اینکه هر دو بتوانیم آنچه را میخواهیم به دست بیاوریم.
نکتهها:
• شاعر نامعلوم است، گویی از اشعار فلکلور میباشد.
• در لهجه عراقی زبانِ عربی گاه، کاف تبدیل به جیم میشود و قاف تبدیل به کاف میشود.
• در محاورهیِ لهجه عراقیِ زبان عربی، حروف گ و چ هم استفاده میشوند.
اما اکثرا مواقع گاف همان کاف است و چ همان جیم است، فقط در محاوره اینطور تلفظ میشوند.
• پس یک لهجه عراقی داریم و یک، محاورهیِ همین لهجه.
° برای مثال در همین شعر، کلمهیِ لکن، در لهجه عراقی تبدیل به لجن شده و اقدر هم تبدیل به اکدر شده ، در مرحله بعدی در محاورهیِ لهجهیِ عراقی، لجن تبدیل به لچن شده و اکدر به اگدر. احتمال دیگر اینکه، تبدیل کاف به چ و قاف به گاف، اول در محاوره اتفاق افتاده و بعد چون نوشتن حروف چ و گ در نوشتار عربی مرسوم نبوده، چ را ج و گ را ک نوشتهاند. احتمال اخیر، معقولتر و صحیحتر به نظر میآید که با تذکر یکی از رفقا، متوجه آن شدم.
@malakuot
373
Repost from عرفات العاشقین
لبِ شمع است پر از خنده که پروانه بسوخت
#تذکره_مدینةالادب
#خسروی_کرمانشاهانی | عرفات العاشقین
