es
Feedback
An angel falls in the night.

An angel falls in the night.

Ir al canal en Telegram

دلم خراش هایی میخواهد که از دویدن و نفس زدن میان شاخه های درختان به وجود آمده باشد. میخواهم آنقدر همراه سبزه ها باشم که تمام تنم بوی آن را بگیرد. میخواهم جاری و روانه ی رودی خنک در فصل تابستان باشم، آزاد. @Reyhantbot

Mostrar más
Irán82 315La categoría no está especificada
1 696
Suscriptores
+3824 horas
+337 días
+9130 días

Carga de datos en curso...

Canales Similares
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
septiembre '26
septiembre '26
+87
en 15 canales
agosto '26
+183
en 53 canales
Get PRO
julio '26
+571
en 78 canales
Get PRO
junio '26
+414
en 58 canales
Get PRO
mayo '26
+81
en 28 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+17
en 5 canales
Get PRO
enero '26
+3
en 4 canales
Get PRO
diciembre '25
+278
en 51 canales
Get PRO
noviembre '25
+267
en 49 canales
Get PRO
octubre '25
+692
en 55 canales
Get PRO
septiembre '25
+58
en 31 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
06 septiembre+23
05 septiembre+42
04 septiembre+4
03 septiembre+4
02 septiembre+10
01 septiembre+4
Publicaciones del Canal
Repost from N/a
photo content

2
اه
31
3
یا گاو.
37
4
یک روز قلب گوسفند می‌گیرم و این رو انجام می دم.
63
5
لطفا هانیبال بنده باش
48
6
ع ا ش ق ت م
64
7
+3
Sin texto...
59
8
Sin texto...
64
9
زندگی به عنوان یک زن جوریه که بله عجیب و سخته اما اگر قرار باشه ده تا زندگی دیگه داشته باشم می‌خوام تمامش در جسم یک زن باشه. چجور ممکنه مثل خود طبیعت پر از چرخه‌های متفاوت باشی؟ چجور مثل درخت‌ها تغییر می‌کنی و مثل گرگ‌ها زخمی می‌شی؟ چجور مثل میوه‌ها پخته می‌شی و مثل ماه هرماه می‌چرخی و می‌چرخی و می‌چرخی... زن همون‌جور آسیب می‌بینه که طبیعت آسیب می‌بینه. می‌خوام در یک جسم بارور باشم. یک جسم زنده که توانایی خلق کردن یک موجود دیگه رو داره. بله سخته، خصوصا در خاورمیانه، اما من هربار زن بودن رو انتخاب می‌کنم.
120
10
هرچه فکر میکنین بنویسین و بذارین. از هرچی دوست دارین عکس بگیرین، از روزتون بگین ولی خواهش می‌کنم فقط باشین. باشین و زندگی کنین.
106
11
دقیقا.
106
12
با توجه به شرایطی که داخلش زندگی می‌کنیم، هر روزی که می‌گذرونیم شبیه به یک معجزه‌س. آدم‌ها توی این شرایط بیشتر از هر زمان دیگه‌ای دوست دارن صحبت کنن، فقط برای اینکه بدونن تنها نیستن. درمورد هرچیزی! سریالی که دیدن، کتابی که خوندن، مکانی که رفتن، روزمره‌شون و… چون آدم‌ها دوست دارن به این فکر کنن که زندگی عادی‌شون رو، به هر شکلی که هست، دارن پیش می‌برن. وسط این دوران، هر کسی قطعا دغدغه‌ها و مشکل‌های بزرگ خودش رو داره، اما این دلیل نمی‌شه مشکلات کوچیک نداشته باشه. دلیل نمی‌شه که نتونه درمورد چیزهای کوچیک حرف بزنه. آدم می‌تونه هم‌زمان از اتفاق‌های بزرگی که داره توی زندگیش می‌افته بترسه و از یه فیلمی که دیشب دیده هم خوشش بیاد. می‌تونه نگران آینده‌ش باشه و در همون لحظه دلش بخواد درباره‌ی یه آهنگ جدید حرف بزنه. این دوتا قرار نیست همدیگه رو خنثی کنن. اگر کانالی اینجا دارید، درمورد همه‌چیز داخلش صحبت کنید. نمی‌دونم چرا آدم‌ها کانال داشتن رو انقدر جدی می‌گیرن! صدمین عکس از قهوه‌تون رو بذارید، از وسیله‌ی رندوم کوچیکی که امروز خریدید عکس بگیرید، از بازیگر مورد علاقه‌تون که توی فلان فیلم بازی کرده بگید. از چیزی که امروز خوشحالتون کرد بنویسید، حتی اگر خیلی مسخره و کوچیکه. از چیزی که اعصابتون رو خرد کرد بگید. هیچ‌کدومش بی‌اهمیت نیست. دغدغه‌ی ما قرار بود این چیزها باشه؛ چیزهای خیلی کوچک‌تر. فقط چون خاورمیانه‌ای هستیم، ناگهان مجبور شدیم به چیزهای خیلی بزرگ‌تری فکر کنیم. یک سری آدم جمع شدیم کنار هم که فقط بدونیم تنها نیستیم. همین! مگه نه اینکه همه‌مون می‌دونیم اگه گوشیمون رو زمین بذاریم، واقعیت و چیزهای بزرگ‌تر روی ما سایه می‌اندازن؟
138
13
Sin texto...
193
14
:(((
1
15
‏یه جوری کتاب گرون شده باید مهارت تند خوانی یادبگیرم برم ‌تو‌کتاب فروشیا به بهونه ورق زدن کتاب و تموم کنم بیام بیرون.
1
16
+1
Sin texto...
1
17
وای همه چیز
1
18
و اینترنت😂😂😂😂😂😂😂😂😂
1
19
و کتاب😭😭😭😭😭😭😭😭😭
1
20
چقدر قهوه گرون شده😭😭😭😭😭😭😭😭
1