es
Feedback
Threads of Existence

Threads of Existence

Ir al canal en Telegram

Mostrar más
Irán258 078La categoría no está especificada
149
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-2230 días
Archivo de publicaciones
Repost from N/a
می‌دانی مسئله چیست؟ درست می‌گویند، در مواجهه با هیولاها باید مراقب بود که شبیه آن‌ها نشویم. شاید نبرد با هیولا، اغلب بی‌حاصل
می‌دانی مسئله چیست؟ درست می‌گویند، در مواجهه با هیولاها باید مراقب بود که شبیه آن‌ها نشویم. شاید نبرد با هیولا، اغلب بی‌حاصل باشد، پس گاهی عاقلانه‌تر آن است که حتی چشم در چشمشان ندوزی. این حرف از سر ترس یا فرار نیست. از تجربه می‌آید. از دیدنِ آدم‌هایی که با نیتِ مبارزه وارد میدان شدند، اما در پایان، همان چیزی شدند که روزی از آن بیزار بودند. هیولا همیشه با شکست دادن تو پیروز نمی‌شود؛ گاهی کافی‌ست تو را وادار کند مثل خودش فکر کنی،مثل خودش عمل کنی، و بی‌آنکه بفهمی، مرز میان «مقاومت» و «تبدیل‌شدن» را پشت سر بگذاری. _ضدِ مطلق

Repost from disobeyer
فور کنید بگم اگه یه انسان معروف (می‌تونه هرکسی باشه) تو تلگرام دیلی داشت کدوم یکی از پیامای چنل شمارو فوروارد می‌کرد چنلش

Repost from هیلانــ༄
- فور کنید 𓆸 وایب چنلتونو با اشعار فاضل بگم:)))
- فور کنید 𓆸 وایب چنلتونو با اشعار فاضل بگم:)))

Repost from N/a
یونگ از تجربه‌ای حرف می‌زند که در آن روانِ انسان به نقطه‌ای می‌رسد که دیگر با تصمیم‌های آگاهانه و «عقلِ معمول» جلو نمی‌رود. «
+1
یونگ از تجربه‌ای حرف می‌زند که در آن روانِ انسان به نقطه‌ای می‌رسد که دیگر با تصمیم‌های آگاهانه و «عقلِ معمول» جلو نمی‌رود. «روحِ اعماق» یعنی آن بخش از روان که عمیق‌تر از شخصیت روزمره، نقش‌های اجتماعی و باورهای آموخته‌شده عمل می‌کند. وقتی این نیرو وارد می‌شود، فرد احساس می‌کند کنترل از دستش خارج شده؛ انگار زندگی او را مجبور می‌کند چیزی را ببیند و بپذیرد که سال‌ها از آن فرار کرده بوده است. «نوشیدنیِ تلخ» دقیقاً همین مواجهه است: روبه‌رو شدن با رنج، شکست، پوچی یا ترسی که دیگر نمی‌شود توجیهش کرد یا با فکر مثبت و معناهای آماده پوشاند. نوشیدن آن یعنی قبول کردنِ این‌که تصویر قبلی از خود، از هدف‌ها و حتی از معنای زندگی فرو ریخته است. به همین دلیل یونگ می‌گوید بعد از آن، آدم دیگر تشنهٔ این جهان یا آن جهان نیست؛ یعنی نه دل‌بستهٔ لذت‌ها، موفقیت‌ها و امیدهای معمول می‌ماند و نه به نجات‌های معنویِ فوری پناه می‌برد. این مرحله بیشتر شبیه خالی‌شدن است تا آرامش.

Repost from N/a
اسطوره در ابتدا برای دانستن ساخته نشد، بلکه برای قابل‌تحمل‌کردن زندگی شکل گرفت. مسئله‌ی انسان فهم جهان نبود؛ مسئله، دوام‌آورد
اسطوره در ابتدا برای دانستن ساخته نشد، بلکه برای قابل‌تحمل‌کردن زندگی شکل گرفت. مسئله‌ی انسان فهم جهان نبود؛ مسئله، دوام‌آوردن در برابر فشار آن بود. اسطوره پاسخی به رنج مداوم زیستن می‌داد، نه به پرسش‌های نظری ذهن. در وضعیت مدرن، این کارکرد دچار اختلال شده است. انسان امروز نه می‌تواند روایت‌های کهن را به‌طور صادقانه بپذیرد، و نه می‌تواند بدون هیچ روایتی زندگی کند. نتیجه نه بحران احساسی، بلکه یک خلأ ساختاری است: روان به روایت نیاز دارد، اما منابع معتبر روایت را از دست داده است. روان بدون روایت فرو نمی‌ریزد، بلکه به‌تدریج تحلیل می‌رود. روایت رنج را از حالت تصادفی خارج می‌کند، تغییر را به فرایند تبدیل می‌کند، و فروپاشی را نهایی جلوه نمی‌دهد. بدون این چارچوب، تجربه‌ها انباشته می‌شوند، نه پردازش. با مرگ اسطوره‌های جمعی، فرد ناچار می‌شود اسطوره‌ی خصوصی بسازد. این اسطوره، برخلاف نمونه‌های جمعی، یک نقص بنیادی دارد: تضمینی برای بازگشت در آن وجود ندارد. زیرا هیچ ساختار اجتماعی‌ای نیست که چرخه‌ی روایت را کامل کند. بازگشت در اسطوره‌های کهن یک انتخاب فردی صرف نبود؛ یک انتظار مشترک بود.

⭐️🎄🌲
- این پیام رو فوروارد کنید تا به مناسبت کریسمس واستون نامه بنویسم✨

"The animals you eat are not those who devour others; you do not eat the carnivorous beasts, you take them as your pattern. You only hunger for the sweet and gentle creatures which harm no one, which fallow you, serve you, and are devoured by you as the reward of their service." Jean-Jacques Rousseau 1712-1778 «حیواناتی که می‌خورید، آن‌هایی نیستند که دیگران را می‌درند؛ شما جانوران گوشت‌خوار را نمی‌خورید، بلکه آن‌ها را الگوی خود قرار می‌دهید. آنچه شما برایش گرسنه‌اید، موجودات شیرین و ملایمی هستند که به کسی آسیب نمی‌زنند، از شما پیروی می‌کنند، به شما خدمت می‌کنند، و به‌عنوان پاداشِ این خدمت، به دست شما خورده می‌شوند.» — ژان‌ژاک روسو (۱۷۱۲–۱۷۷۸) @HONARBARTTAR💡

حافظه از حقیقت مهم تره

photo content

Massive-Attack-Teardrop-320.mp312.82 MB

01. Long, Long Time Ago.mp35.55 MB

photo content
+1

07_-_the_memory_remains.mp311.31 MB

آینه می‌خندد، غرور می‌سوزد جنون آرام جان را می‌بلعد، می‌خورد اما خاطره، سنگی است در رود زمان می‌ماند، بی‌حرکت، جاودان انگشترهای سنگین، دست‌های لرزان ستاره مرگ را به سخره می‌گیرد، هر زمان جمعیتی بی‌چهره، اشک‌هایی بی‌نام چون پیچک‌های مسموم، می‌خورند قصرها را، تمام شهرت و ثروت، آینه و غرور جنون آرام جان را می‌خورد، بی‌سور اما خاطره، همان‌جا، در سکوت، می‌ماند و هرگز از ذهن ما بیرون نمی‌رود، نمی‌راند انگشتان خسته، سیگار را نگه می‌دارند لب‌هایی که زمان فراموش کرده، تماشا می‌دارند گوش کن… صدای من است، از خاکستر از خاک به خاک، از غبار به غبار، تا محو شدن آخر برقص، ای الهه‌ی کوچکِ آهنین در چرخه‌ای بی‌پایان، در رقصی مرموز و فریبین لالاهای بی‌پایان، بازتاب گذشته که دیگر نیست، تنها خاطره مانده سر بر خاک بگذار، محو شو، فراموش شو ای الهه‌ی پوسیده‌ی زرین، باز هم بخند، باز هم بخو از خاک تا غبار، و آنچه می‌ماند، تنها خاطره است آری، خاطره می‌ماند، و زمان را به چالش می‌کشد برقص، برقص، سایه‌ی فراموش‌شده در آخرین ضیافت زوال، زمان هم محو شده تا جاودانگی، در تو حل شود و هر خاطره‌ای، در ذهن‌ها باقی بماند، همچون نورِ سرد و نرم

photo content
+1

photo content

photo content
+2

Steven Halpern - Deep Alpha 2.0, Pt. 8.flac21.80 MB

ایمانوئل کانت، یکی از مشهورترین فیلسوفان اروپا، معتقد بود کس یا کسانی که ادعا دارند حق کامل یا حقیقت مطلق در اختیار آنهاست کا
ایمانوئل کانت، یکی از مشهورترین فیلسوفان اروپا، معتقد بود کس یا کسانی که ادعا دارند حق کامل یا حقیقت مطلق در اختیار آنهاست کاملا در اشتباه هستند چون انسان موجودی کاملا محدود به حواس خود است و حواس نیز بشدت فریبنده است... کانت اعتقاد داشت: اگر عینک صورتی به چشم بزنید، دنیا را صورتی می‌بینید. دریافت همه انسان‌ها از خلال چنین فیلتری صورت می‌گیرد. این فیلتر همان ذهن انسان است که تعیین کننده تجربه انسان است و شکل خاصی به آنها می‌دهد. پس تجاربی که بدست می‌آوریم واقعیت محض نیستند، بلکه واقعیتی هستند که در ذهن ما شکل می‌گیرند. به سخن دیگر، ما نه دسترسی مستقیم به واقعیت دنیا داریم، و نه می‌توانیم عینک‌ها را برداریم و دنیا را همانطور که هست ببینیم. ما به این فیلترها وابسته‌ایم و بدون آنها مطلقا قادر به تجربه نخواهیم بود. تنها چیزی که باید بدانیم این است که آنها وجود دارند ... 📕تاریخچه‌ی کوتاهی از فلسفه ✍️نایجل واربرتون Https://telegram.me/ce7en

Dondante My Morning Jacket.mp37.39 MB