es
Feedback
Roud Media Collective

Roud Media Collective

Ir al canal en Telegram

نشانی‌های تماس با «رود»: https://t.me/roudcollective roudcollective@proton.me صفحه‌ی اینستاگرام رود: https://www.instagram.com/roudcollective

Mostrar más
Irán134 937La categoría no está especificada
341
Suscriptores
Sin datos24 horas
+27 días
+430 días
Archivo de publicaciones
Repost from Radio Zamaneh
🔴 تظاهرات پاریس علیه جنگ، جمهوری اسلامی ایران و راست افراطی یکشنبه ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶ / ۵ مهر ۱۴۰۵، جمعی از کلکتیوهای چپ و انجمن‌های سیاسی ایرانی در پاریس تظاهراتی را در اعتراض به جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران، علیه جمهوری اسلامی ایران، و همچنین علیه گسترش راست افراطی در سراسر جهان، از جمله جریان‌های سلطنت‌طلب، برگزار کردند. این تظاهرات که از میدان پانتئون آغاز شد و در میدان ایتالیا پایان یافت، توسط کلکتیو فمینیستی روژا (ROJA) و همچنین انجمن‌های عدالت برای ایران، آزادی برای ایران و آوا سازماندهی شده بود. از جمله شعارهای این تظاهرات: «نه جنگ می‌خوایم، نه رهبر؛ مرگ بر ستمگر» «ولایت، سلطنت؛ شریک قتل و غارت» «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» «کردستان، کردستان؛ گورستان فاشیستان» «جنگ یعنی اسارت، جنگ یعنی فلاکت؛ نه به جنگ، نه به جنگ» @RadioZamaneh | رادیو زمانه

Repost from هیدرا
هنری ژیرو، چهره برجسته آموزش انتقادی، مقاله مفصلش را با دو نقل قول آغاز کرده است؛ یکی از جورج سفریس، شاعر بزرگ یونانی و برنده
هنری ژیرو، چهره برجسته آموزش انتقادی، مقاله مفصلش را با دو نقل قول آغاز کرده است؛ یکی از جورج سفریس، شاعر بزرگ یونانی و برنده جایزه نوبل 1963 و دیگری از برتولت برشت. ارجاع او به سفریس به سطری اشاره دارد که شاعر یونانی در آن می‌گوید بسیارند هیولاهایی که باید از میان برداشته شوند و ارجاعش به برشت نیز به پیوند سرمایه‌داری و فاشیسم اشاره دارد و به این که نمی‌توان حقیقت را درباره فاشیسم گفت مگر آنکه علیه سرمایه‌داری سخن بگوییم. متن کامل را در لینک‌ زیر بخوانید: https://shorturl.at/z5qAB @hydramediairan

صداى کارگر عرب زبان در هفت‌تپه را بشنوید در اعتراضات کارگران هفت‌تپه، یک کارگر عرب با خواندن شعرى به زبان عربی، خواسته‌های خود و همکارانش را چنین بیان می‌کند: تا کِی در ذلت و خواری بمانیم؟ تا کِی به لقمه‌ای اندک دل خوش کنیم برای سیر کردن شکم‌های گرسنه‌مان؟ ما فرزندان کار و تلاشیم زاده‌ی خاک و عرق ما زندگی می‌خواهیم نه سرگردانی هر روزه که کسی بیاید و ما را براند و با تحقیر بگوید: بروید آنجا ! بس است! ما دیگر برخاسته‌ایم بر قله‌ی ایستادگی با مشت‌های گره‌کرده و قلب‌هایی شعله‌ور تا فریاد بزنیم: حقارت پایان یافته است! ما تنها هستیم اما شکست‌ناپذیر می‌ایستیم تا آخرین نفس و کسی صدایمان را نمی‌گیرد هیچ‌کس کلمه‌ی «بگیر» را نمی‌شنود. @Shbazneshasteganir

Repost from Radio Zamaneh
مقاومت بدون رهایی؛ آیا ضدآمریکایی بودن به معنای ضدامپریالیسم است؟ عباد عموزاد در این دیدگاه این تصور را به چالش می‌کشد که تقابل جمهوری اسلامی با آمریکا و قدرت‌های غربی، به‌خودی‌خود آن را به نیرویی ضدامپریالیستی تبدیل می‌کند. او با تمایز میان «ضدامپریالیسم دولتی» و «ضدامپریالیسم اجتماعی» استدلال می‌کند که مقاومت یک دولت در برابر سلطه خارجی، اگر با افزایش آزادی، قدرت و امکان سازمان‌یابی جامعه همراه نباشد، لزوماً به رهایی نمی‌انجامد؛ وضعیتی که او آن را «مقاومت بدون رهایی» می‌نامد. https://www.radiozamaneh.com/900918/ @RadioZamaneh | رادیو زمانه

Repost from هیدرا
از گرسنگی: روایتی از ناممکن شدن زندگی برای بخش بزرگی از مردم برآوردهای تازه نشان می‌دهند که سبد معیشت در ایران یعنی مجموعه‌ای از خدمات و کالاهایی که یک خانوار برای تامین نیازهای اولیه زندگی به آن‌ها نیاز دارند به چیزی حدود 90 میلیون تومان در ماه رسیده است. این در حالی است که دستمزد اکثریت طبقه کارگر زیر 30 میلیون تومان است. گزارش‌های مرکز آمار نشان می‌دهد که در ماه‌های اخیر مواد غذایی بیشترین افزایش قیمت را داشته‌اند و این به معنای تحمیل گرسنگی به بخش زیادی از مردم ایران است و تلخ‌تر این‌که هیچ نشانه‌ای هم از توان و اراده حکومت برای مهار گرانی و تورم نیز دیده نمی‌شود و در این وضعیت زندگی دشوارتری پیش روی گروه‌های گسترده‌ای از جامعه قرار دارد. @hydramediairan

هم‌اندیشی چپ: گزارش درباره‌ی اردوی فعالان ضدجنگ و نظامی‌گری گزارش‌گر: همایون ایوانی گرداننده: سعید افشار ۲۳ شهریور ۱۴۰۴ (۱۴ سپتامبر ۲۰۲۶) اردوی فعالان ضدجنگ و نظامی‌گری در تاریخ ۲ــ۶ سپتامبر ۲۰۲۶ در کلن/آلمان تشکیل شد. https://dai.ly/xb9i6bu برخی جنبه‌ها از گزارش: 🔷 برگزاری بیش از ۲۰ کارگاه در روز و بحث‌های آزاد در شب؛ ازجمله، کارگاه‌هایی درباره‌ی زنان و پدرسالاری در شرایط جنگی (شبکه‌ی فمینیست‌ها برای ژینا)؛ درباره‌ی زندانیان سیاسی در ایران، ترکیه و آلمان (با حضور گفت‌وگوهای زندان)؛ مبارزه‌ی ضدجنگ ... 🔷 نامه‌ی فعالان سرشناس چپ بین‌المللی در مخالفت با جنگ و حمایت از زندانیان سیاسی در ایران 🔷 اعتراض‌های خودانگیخته‌ی روزانه در مقابل شرکت‌های فعال در اسلحه‌سازی و تجهیزات نظامی 🔷 حمله‌ی پلیس به تظاهرات چندین‌هزارنفری در روز آخر و دستگیری ده‌ها تن از فعالان 🔷 بازتاب خوب در رسانه‌های چپ و اجتماعی 🔷 ایجاد شبکه‌ها‌ی همبستگی با زندانیان سیاسی و ضدنظامی‌گری. #جنگ #نظامی‌گری #زندانیان‌ـ‌سیاسی ‏* * * * * * *‏ *‏ *‏ کانال یوتیوب ‌‏و کانال تلگرام #هم‌اندیشی‌ـ‌چپ.‏ توجه: متاسفانه کانال یوتیوب #هم‌اندیشی‌ـ‌چپ درحال‌حاضر در دست‌رس نیست. کوشش برای برقراری دوباره‌ی آن در جریان است. این ویدئو در کانال جدید هم‌اندیشی چپ در https://www.dailymotion.com/ منتشر شده است.

photo content
+9

photo content
+9

photo content

Repost from هیدرا
نامه جمعی از زنان زندانی سیاسی اوین به‌مناسبت سالروز قیام ژینا جمعی از زنان زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، امروز چهارشنبه
نامه جمعی از زنان زندانی سیاسی اوین به‌مناسبت سالروز قیام ژینا جمعی از زنان زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین، امروز چهارشنبه ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ با قرائت مقاله، اجرای نمایشنامه و شعرخوانی یاد خیزش زن، زندگی، آزادی و دستاوردهای عظیم آن را پاس می‌دارند. به‌همین مناسبت بیانیه‌ای را نیز تنظیم کرده که جهت انتشار در اختیار هیدرا قرار گرفته است. متن بیانیه: «چهارمین سالروز قیام ژینا در برهه‌ای از راه می‌رسد که جامعه با شدیدترین نوع سرکوب، فقر و افزایش جنون‌وار اعدام‌ها روبه‌روست. هنوز از بُهت و خشم جمعیِ تشدید سرکوب مردم در خیابان و دی‌ماه نگذشته بود که ویرانی‌های جنگ و آوارگی ناشی از آن نیز به زندگی مردم اضافه شد. ما باور داریم که جوانه‌های زندگی، وقتی می‌تواند شکوفا شود که زنان با صدای بلند مقابل جنگ و ابتذال مرگ‌آور بایستند و این مهم نیازمند پیوند زنان در همزیستی جمعی‌ است‌. همزیستی که گذشته به یغما رفته‌ی ما را از میان گورها دوباره به صحنه می‌‌آورد و تلاش برای ایجاد صلح دموکراتیک میان جوامع با هر عقیده و نژاد و جنسیتی را مستمر ادامه می‌دهد تا جایی که هیچ مادری و فرزندی میان دیوارهای زندان و گورستان و خانه محصور و مهجور نمانند. سیستم سرمایه‌داری جهانی با شعله‌ور کردن‌ جنگ و فرقه‌گرایی در خاورمیانه، می‌خواهد زن را خلاف وعده‌های دموکراسی‌خواهانه به پستوی ارتجاع و تاریکی ببرد تا بتواند از طریق کنترل‌گری به‌واسطه دولت‌های ارتجاعی بر غارت منابع خاورمیانه و جدایی زنان از یکدیگر با سلطه بر مرزها پافشاری کند. ما در برهه‌ای به سالگرد قیام ژینا نزدیک می‌‌شویم که هرگز نمی‌توانیم منکرِ دستاوردهای سترگ و بی‌بازگشت آن باشیم. قیامی که شعله‌های آن در کردستان، گیلان، سیستان و بلوچستان و تهران، زبانه کشید و زنان در صف نخست آن، برای کرامت انسانی و احقاق حقوق خود به خیابان‌ها آمدند و جنگیدند. در این چهار سال، این ایستادگی هر روزه هزینه‌ای بس گزاف داشت. زنان از خانه تا خیابان و زندان، برای اعلام موجودیتِ آزاد و برابر خود ایستادند و جنگیدند. این ایستادگی با اخراج، بازداشت، ضرب‌وشتم، احکام حبس و چه بسیار که به قیمت جان‌شان رقم خورد. این میراث که یک سوی آن به ۱۷ اسفند ۵۷ بازمی‌گردد، آینه‌ی تمام‌نمای قدرت و شکوه زنان و خلق‌های تحت ستمی است که در هر برهه از تاریخ برای تعیین حق سرنوشت خود علیه ارتجاع ایستادند. از سوی دیگر ما در زمان تضادها و وارونگی‌ها زیست می‌کنیم. چرا که استبداد دولت‌ها علیه مردمان، کار را به جایی رسانده است که صحبت هم‌زمان از «نه به جنگ» و «نه به دولت‌های ارتجاعی»، به مذاق بسیاری خوش نمی‌آید. این طیف‌ها نمی‌توانند علیه هر نوعی از ارتجاع و سلطه‌گری بایستند و به همین خاطر، موشک را معجزه می‌دانند! ما جمعی از زنان زندانی سیاسی اوین، هم‌پا و باورمند به دستاوردهای قیام ژن، ژیان، ئازادی، بلند و رسا مخالفت خود را علیه جنگ، اعدام و فقر مرگ‌بار اعلام می‌داریم. ما باور داریم که هرگز نه با موشک خارجی و نه سرکوب داخلی، آزادی و برابری میسر نمی‌شود. ما نیز همچون تمامی زنان رنج‌دیده، باور داریم که مقاومت، زندگی است و «خورشیدِ جاودانِ آزادی، نورِ آسمان ماست». زنده‌باد آزادی و برابری جمعی از زنان زندانی سیاسی اوین ۲۵ شهریور ۱۴۰۵ - بند زنان زندان اوین» @hydramediairan

از «زن، زندگی، آزادی» تا «جنگ، مرگ، ویرانی» چهار سال از کشته‌شدن ژینا مهسا امینی می‌گذرد. چهار سال از روزی که مرگ او ایران را تکان داد و زخمی را که دهه‌ها وجود داشت، به روی جهان گشود. چهار سال از روزی که زنان به خیابان آمدند، روسری‌هایشان را از سر برداشتند، موهایشان را بریدند و جمهوری اسلامی را در عرصه ایدئولوژیک از یکی از مهمترین جبهه هایش یعنی حجاب اجباری عقب راندند، گذشت؛ با کنشی که ساده بود اما رادیکال  و ادامه دار: ما دیگر آن‌گونه که شما می‌خواهید زندگی نخواهیم کرد. خیزش ژینا هم دستاورد داشت و هم کاستی؛ و قطعا پر تضاد بود و نه یکدست. تضادهایی که در طول مسیر پررنگ تر شدند. بخشی از آن در ۱۴۰۲ در کنار فلسطین و علیه نسلکشی ایستاد و بخشی از آن در ۱۴۰۴ به استقبال بمب های امریکایی بر ایران رفت. جامعه ما بیشتر قطب بندی شد و مصداق «دشمن مشترک» دیگر فقط جمهوری اسلامی نبود: از اپوزیسیون ارتجاعی پهلوی که در دی ماه مردم را به آتش تیر جنایتکاران حاکم دعوت کرد تا اسرائیل و امریکا که سوار بر خون جوانان ما، «جنگ و مرگ و ویرانی» شان را مشروعیت دادند. ما از نیکا شاکرمیِ شانزده‌ساله، که به دست جمهوری اسلامی کشته شد، رسیده‌ایم به امیرعلیِ چهار‌ساله، که در جشن عروسی کوهستک با بمباران آمریکا به قتل رسید: گورها هرآن کوچک تر می شوند... ما همه مردم را فرامی خوانیم تا در برابر این یورش سازمانیافته به زندگی و آزادی چه به وسیله بمب ها و تحریم های جنایتکار شماره یک جهان - امریکا - و چه به وسیله اعدام ها و زندان های حکومت ضد زن جمهوری اسلامی بایستند. این ها وسایل مجازات جمعی اند که قدرت های خارجی و طبقه حاکمه داخلی – هرچند در ابعادی متفاوت - علیه مردم و برای منافع خود به کار می گیرند. هر توهمی به اینکه چیز مثبتی از برنامه های امریکا یا «مقاومت» ارتجاعی جمهوری اسلامی بیرون خواهد آمد، باید دور ریخته شود. امروز ساختن جنبشی با کیفیتی عمیقا رادیکال در ایران به چنین درکی وابسته است. ما کودکان میناب را به یاد داریم، همچنان که کیان، حدیث، سارینا و ژینا را. ما ۳۵۰۰ نفر کشته شدگان جنگ را به یاد داریم همچنان که چند هزار کشته دی ماه را. ما ۳.۲ میلیون نفر آواره شده و ۲ میلیون نفر بیکار شده جنگ در ایران را به یاد داریم، همچنان که هزاران نفری را که بخاطر بلند کردن صدای اعتراضشان زندانی شدند، هر بلوچی را که گلوله خورده، هر کوییری که شکنجه شده، هر کردی را که اعدام شده، هر افغانستانی ای را که اخراج شده، هر بهایی و بی دینی را که حذف شده، به یاد داریم. این ها را به یاد داریم، نه برای اینکه جنایت های امریکا و جمهوری اسلامی را یکسان سازی کنیم بلکه برای آنکه میدانیم این ها در برابر یکدیگر نیستند و همه رنج هایمان ریشه در یک سیستم دارد. ما تاریخ مبارزاتمان را از نخستین روزهای جمهوری اسلامی در برابر حجاب اجباری و سرکوب سیاسی به یاد داریم. ما به زنانی پیوند داریم که در ۸ مارس ۱۳۵۷، در همان نخستین روزهای پس از انقلاب، به خیابان آمدند و علیه تحمیل حجاب اجباری اعتراض کردند. همان زنانی که علیه سلطنت و سلطه امریکا بر ایران مبارزه کرده بودند. آن مبارزه تمام نشده است. در خانه‌ها، محل‌های کار، دانشگاه‌ها، زندان‌ها و خیابان‌ها ادامه پیدا کرده است. هر بار که زنی از تسلیم‌کردن بدن خود به دولت سر باز زده، این مبارزه ادامه داشته است. هر بار که انسانی در برابر سلطه «نه» گفته است، این مبارزه ادامه داشته است.  و امروز نیز ادامه دارد وقتی ما به تجاوز و بمباران «نه» می گوییم، به تحریم و فشار اقتصادی «نه» می گوییم، به له کردن زندگی نود میلیون مردم ایران در میدان رقابت امریکا و چین «نه» می گوییم، به تهدیدهای هسته ای ترامپ فاشیست «نه» می گوییم، به تبدیل شدن به «تلفات جانبی» پروژه های جابجایی قدرت «نه» می گوییم، به سیستم سرمایه داری امپریالیستی که برای اکثریت مردم جهان چیزی جز جنگ مرگ ویرانی در آستین ندارد «نه» می گوییم، ما به اعدام و زندان «نه» می گوییم، به مرد/پدرسالاری، به ستم ملی، به سرکوب اندیشه و بیان و به تمامیت جمهوری اسلامی از جمله مقاومت ارتجاعی اش برای امتیازگیری «نه» می گوییم، به پروپاگاندای «ضد امپریالیستی» اش درحالیکه خود بخشی از همین سیستم است و زندگی ما را به گروگان این سیستم و بحران هایش درآورده، «نه» می گوییم. در چهارمین سالگرد ژینا، تنها «آری» مان به مبارزه ای است که به این دیوانگی پایان دهد، برای آینده ای که توسط خودمان تعیین شود، نه منافع امپریالیست ها – چه چین و روسیه و چه امریکا - و وابستگان شان – چه جمهوری اسلامی و چه اسراییل - برای زندگی، که زندگی، خود ارزش زیستن و مبارزه کردن دارد. @maosyangarim

#بازتاب انتشار نسخه‌ی انگلیسی بیانیه‌ی حمایتی شماری از جمع‌ها و فعالان سیاسی در همبستگی با نامه‌ی سرگشاده‌ی آنجلا دیویس، جودیت باتلر، مومیا ابوجمال، البرتو توسکانو و ... (در روزنامه‌ی گاردین) در نشریه‌ی New Politics 👇🏾👇🏾 https://newpol.org/against-the-hierarchy-of-lives-a-call-for-an-internationalism-from-below/

خاک سرخ: جغرافیا و روزشمار قیام ژینا نویسنده: طه رادمنش اینستاگرام کانون هستان فیس‌بوک کانون هستان تلگرام کانون هستان

War_and_Economic_Surgery_in_Iran_Roud_Farsi.pdf0.93 KB

#تحلیل جنگ و جراحی اقتصادی - ۳ بخش پایانی: از صادق خلخالی تا محسنی اژه‌ای کلکتیو رود ۱۹ شهریور ۱۴۰۵ در کنار گفتارهای تهدیدآمیز فرماندهان نطامی-امنیتی، اخیرا محسنی اژه‌ای، رئیس قوه‌ی قضاییه نیز بار دیگر جامعه‌ی فرودستان را تهدید کرده است که در صورت بروز اعتراضات، «با معترضان شدیدتر و قاطع‌تر از قبل برخورد خواهد شد». اما چنین تهدیدی از طرف عالی‌مقام‌ترین نهاد قضایی کشور، توامان اعترافی‌ست به اینکه کشتار معترضان در دی‌ماه ۱۴۰۴ نتیجه‌ی مرحله‌ی قبلی «شدت و قاطعیتِ» برخوردهای دولتی با معترضان بوده است؛ و این خود ابطالی‌ست بر افسانه‌ی دولتیِ به رگباربستن معترضان از سوی عوامل دشمن خارجی (پنهان‌شده در صفوف معترضان) یا سناریوی «کشته‌سازی». محسنی اژه‌ای البته بلوف نمی‌زند. دستگاه قضایی تحت فرمان او، به‌عنوان ضمیمه و زایده‌ای بر دستگاه امنیتی، تاکنون همین «شدت و قاطعیت» را در جریان تشدید موج اعدام زندانیان و اعدام یا صدور حکم اعدام برای معترضان خیزش‌های ۱۴۰۱ یا ۱۴۰۵ اثبات کرده است. با این حال، مصاف آنتاگونیستی دولت و ستمدیدگان چنان ژرف است که نه‌تنها ماشین جنگی امپریالیسم، بلکه ماشین اعدام‌های دولتی هم نتوانسته است مردم را به سکوت و تمکین بکشاند. این جریان بی‌وقفه‌ی مقاومت، بیش از آنکه خاستگاهی ایدئولوژیک داشته باشد، از جوشش زندگی و مطالبه‌ی سازش‌ناپذیر حق زندگی برمی‌آید. و ژرفای مبارزه برای زندگی همان دلیلی‌ست که رهبر جدید جمهوری اسلامی را بر آن می‌دارد تا در کوران‌ حوادث شرایط جنگی، دوره‌ی ریاست خونین محسنی اژه‌ای بر قوه‌ی قضائیه را تمدید کند تا جبهه‌ی مرگ تقویت شود. اگر برپایی نظام ضدانقلاب پس از قیام ۵۷ نیازمند خدمات خالصانه‌ی آدمخواری به‌نام صادق خلخالی بود تا برای تطهیر نظام ضدانقلابی خمینی جنایت‌های ضدانقلاب را به‌نام‌ خود سند بزند (شخصی‌سازی ستم‌های ساختاری)، سالهاست که حفظ نظام جمهوری اسلامی در کوران بحران‌ها و شکنندگی‌های داخلی‌اش نیازمند خدمات قصابی بنیادگرا به نام‌ محسنی اژه‌ای‌ست تا آموزه‌های مرگ‌بنیاد مدرسه‌ی حقانی را با ستاندن «جان جوانان‌ وطن» محقق کند. وقتی محسنی اژه‌ای انبوه توده‌های گرسنه و درمانده را علنا تهدید به مرگ می‌کند (به‌مصداق: یا به مرگ تدریجی تمکین می‌کنید یا - تحت عنوان‌ مباشر دشمن‌ خارجی - مستحق قتل دولتی هستید)، به‌واقع همان لحظه‌ای را بازسازی می‌کند که ترامپ رو به دوربین رسانه‌ها جمعیت ایران را به «بازگرداندن به عصر حجر» تهدید می‌کند. رئیس قوه‌ی قضائیه‌ی ایران هنگامی که معترضان آتی را به قتل دولتی و قانونی تهدید می‌کند، از همان‌ توحشی پرده برمی‌دارد که در رویکرد دولت آمریکا نسبت به جان شهروندان ایران مشهود است، زمانی که ترامپ و وزیر خزانه‌داری‌اش با افتخار از عملیات تازه برای خفه‌کردن اقتصادی "ایران" سخن می‌گویند، حال آنکه تنها مردمان فرودست آماج اصلی این خفه‌سازی هستند (آنها حتی پنهان نمی‌دارند که بخشی از مردمان فرودست ایران باید خفه شوند تا بقیه‌ی آنان علیه حکومت به پا خیزند). درباره‌ی چپ‌گرایانی که ارزش جان انسان‌ها معیاری بی‌وقیدوشرط برای کنش سیاسی‌شان نیست، تاریخ قضاوت سختی خواهد کرد؛ فارغ از سوابق سیاسی و نیت‌هاشان. اما در این‌جا همین‌قدر ناگفته نگذاریم که آنانی که به‌نام مبارزه با امپریالیسم پرولتاریای ایران را فرامی‌خوانند تا بین قاتلان‌شان دست به اولویت‌بندی بزنند، گویا هیچ‌گاه نشنیده‌اند که سرمایه می‌تواند از حنجره‌های مختلف سخن بگوید؛ حال آنکه اغلب آنها مدعی مبارزه‌ی ضدسرمایه‌داری و آشنایی با نقد اقتصادسیاسی مارکسی‌اند. ----------------------- پانوشت: اخیرا بسیاری از این طیف چپگرایان - بر پایه‌ی همین منطق - مبارزه با ماشین اعدام جمهوری اسلامی را نیز مصداق حمایت از امپریالیسم توصیف کرده‌اند. مشخصا وقتی که به شیوه‌های مختلف و با بهانه‌های واهیْ نامه‌ی سرگشاده‌ی دیویس، باتلر، ابوجمال، توسکانو و ... (که افزایش حاد اعدام‌ها در ایران و مبارزات زندانیان علیه اعدام را برجسته می‌کرد) را تخطئه کردند؛ نه اینکه آنها به‌طور کلی موافق اعدام باشند، بلکه از آن رو که طرح «ناهنگام» این مساله را موجب تضعیف جمهوری اسلامی در جنگ نابرابر آن با امپریالیسم تلقی می‌کنند! #درهم‌تنیدگی_استبداد_امپریالیسم ----------------------- @roudcollctive

ادامه از پست قبلی☝️🏿☝️🏿 جنگ و جراحی اقتصادی ادامه‌‌ی بخش ۲ در این‌ میان، به‌موازات تشدید اثرات اقتصادی محاصره‌ی دریایی و نیز قطعی‌شدن طرح جراحی اقتصادی (افزایش قیمت بنزین)، میدان کنش اعتراضی توده‌ها پیشاپیش به تسخیر نیروهای ارتجاعی متعارض درآمده است: از یک‌سو دولت آمریکا به‌هیچ رو پنهان‌ نمی‌کند‌ که از طریق تشدید تحریم‌ها و منزوی‌سازی حداکثری اقتصاد ایران ازجمله در پی دامن‌زدن به نارضایتی‌های عمومی و برانگیختن اعتراضات توده‌ای‌ست؛ و در سوی دیگر، قوه‌ی قضاییه و مقامات امنیتی سپاه به مردم هشدار می‌دهند که با هرگونه «اغتشاش خیابانی» (که لاجرم به تحریک دشمن انجام می‌شود) به شدیدترین وجه برخورد خواهند کرد. در همین راستا، سازمان اطلاعات سپاه پاسداران از دستگیری گروهی خرابکار خبر می‌دهد که «اقدام به تهیه‌ی سلاح و برنامه‌ریزی برای کشته‌سازی در اعتراضات احتمالی» آینده کرده است؛ یعنی دولت ایران پیشاپیش (در اقدامی پیش‌دستانه) سناریوی پنهان‌سازی کشتارهای دولتی در پس انگاره‌ی «کشته‌سازی» را کلید زده است. و این تصویر شوم زمانی تکمیل می‌شود که همزمان با این پویش‌ها، سازمان مجاهدین خلق نیز با برگزاری برخی مانورهای خیابانی ظاهرا متهورانه (ولی مضحک) تلاش می‌کند ازطریق بزرگنمایی در میزان نفوذ داخلی و جایگاه مردمی‌اش، اعتراضات محتمل آتی را به نام خود سند بزند (ظاهرا ملهم از کارنامه‌ی قبلی سلطنت‌طلبان یا در رقابت با این‌ جریان). بی‌آنکه - به‌واسطه‌ی عطش قدرت و فرصت‌طلبی بی‌مرز - توجه کند یا وقعی بگذارد که چگونه چنین اقدامی صرفا زمینه‌ی امنیتی‌سازی فضای سیاسی کشور و تشدید سرکوب‌های حکومتی را تسهیل می‌کند و به‌واقع زمینه‌ی کشتار خیابانی و اعدام‌های معترضان آتی را فراهم می‌کند (کما اینکه پس از دستگیرشدن فعالان مربوطه، رسانه‌های امنیتی سپاه پاسداران مانور وسیعی حول آن انجام دادند).

#تحلیل جنگ و جراحی اقتصادی بخش ۲ کلکتیو رود ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ پیامدهای مصیبت‌بار فضای جنگی نارضایتی توده‌ها را به‌طرز چشمگیری افزایش داده است. چون با تداوم جنگ و افزایش پیامدهایش، به‌طور روزافزونی نفس بقای فیزیکی برای بخش هرچه بزرگتری از جامعه به یک چالش حیاتی مستمر بدل شده است. تمایزگذاری ببن مردن ناگهانی در اثر اصابت بمب و موشک و مردن تدریجی از گرسنگی یا نبود دارو برای بسیاری هرچه دشوارتر می‌شود. در نتیجه، به‌رغم برپایی وضعیت اضطراری جنگی از جانب دولت، که هدف اصلی‌اش ارعاب و مهار توده‌هاست، باز هم نشانه‌های اعتراض و مقاومت در همه‌جا به چشم می‌خورد. دولت با تمام قوا ازطریق ارجاع به اقدامات خصمانه‌ی دشمن خارجی بر طبل امنیت ملی (امنیت ملت) می‌کوبد تا در وهله‌ی نخست امنیت و ثبات خودش را تامین کند. در متن همین شرایط ملتهب، حاکمان آشکارا و مکررا از امکان تکرار اعتراضات خیابانی‌ ابراز نگرانی کرده‌اند. آنها از دیرباز تا امروز اعتراضات توده‌ای را به دستکاری و مهندسی سیاسی دشمنان غربی نسبت داده‌اند و با امنیتی‌سازی فضای سیاسی، هزینه‌ی کنش سیاسی را به‌طرز هولناکی بالا برده‌اند تا امکان مهار توده‌های ناراضی را پیدا کنند. با این حال، در موارد متعددی مثل امروز، که در تدارک جراحی اقتصادی دیگری هستند، دچار لغزش زبانی می‌شوند و اعتراف می‌کنند که ریشه و رانه‌ی اعتراضات توده‌ای معضل معیشت است (و بوده است). طی هفته‌های گذشته حاکمان ایران به‌کرات اعلام کرده‌اند که نرخ بنزین باید افزایش بیابد؛ اما به‌گونه‌ای حساب‌شده تا به خیزش توده‌ای دیگری منحر نشود. در عین حال، چون هم در پیشبرد سیاست «آزادسازی اقتصاد» مصمم‌اند و هم نگران تاثیرات اقدامات‌شان در برانگیختن جرقه‌ای اعتراضات توده‌ای بعدی هستند (خواه بنا به تجربه، و خواه با نظر به سطح کنونی فلاکت معیشتی توده‌ها) با صریح‌ترین کلام توده‌ها را تهدید می‌کنند و پیشاپیش به تمکین فرامی‌خوانند. در حالی که تاثیرات جنگ امپریالیستی جاری عمدتا در موج بیکارسازی مزدبگیران و تشدید فشارهای معیشتی نمایان شده است، دولت جمهوری اسلامی پایان‌دادن به این جنگ بدون امتیازگیری کلان (از حریف آمریکایی) را شکستی استراتژیک تلقی می‌کند؛ و‌ بر همین اساس، اولویت‌های راهبردی دیگری دارد. بنا به تجارب تاریخی متعدد از جایگاه حیات مردم یا نیازهای حیاتی مردم در محاسبات و اولویت‌بندی‌ راهبردی دولت ایران، می‌دانیم که در تنگنای مالی ناشی از تشدید تحریم‌ها و محاصره‌ی دریایی آنچه از آن‌ چشمپوشی می‌شود مواردی مثل بودجه‌ی داروهای خاص است (که اخیرا ۸۰۰ میلیون دلار کاهش یافته است)، نه هزینه‌های نظامی-تسلیحاتی و هزینه‌های روغن‌کاری دستگاه سرکوب. وانگهی، دولت نظامی پساجنگ (سپاه پاسداران)، که توامان بزرگترین سرمایه‌دار و‌ کارفرمای اقتصادی کشور هم هست، مصمم است تا فرصت موجود برای کاربست مجدد دکترین شوک (و اجرای گام بعدی جراحی اقتصادی) را از دست ندهد. اما مشکل اینجاست که ابعاد واکنش مردم به این اقدام نامعلوم است. از این رو، حاکمان که از برانگیختن اکسیر ناسیونالیسم‌ جنگی در میان توده‌ها ناامید شده‌اند، و کارکرد ارعاب‌آور موج اعدام‌ها را نیز ناکافی یافته‌اند، در اقدامی پیش‌دستانه به تهدید مستقیم توده‌ها روی آورده‌اند. (ادامه دارد) #درهم‌تنیدگی_استبداد_امپریالیسم ----------------------- @roudcollctive

#تحلیل جنگ و جراحی اقتصادی بخش ۱ کلکتیو رود ۱۷ شهریور ۱۴۰۵ در آستانه‌ی یک جراحی اقتصادی دیگر ایستاده‌ایم: افزایش مجدد قیمت بنزین که از مدتی پیش در دستور کار دولت قرار گرفته بود و با گفتارهای ضدونقیض مسئولان دولتی (بازی رسانه‌ای) زمینه‌سازی می‌شد، بالاخره رسمیت یافت. اعلام دو برابرشدن قیمت بنزین از جانب سخنگوی دولت، توامان اعلام رسمی این واقعیت بود که گام دیگری در امتداد رویه‌ی قدیمی و آرزوی دیرین حاکمان ایران برای «آزادسازی» حداکثری قیمت‌ها برداشته شده است. توصیف این اقدام به‌سان مرحله‌ی تازه‌ای از جراحی اقتصادی از آن روست که حاکمان بیش از همه واقفند که در پی افزایش قیمت بنزین سایر قیمت‌ها نیز زنجیروار افزایش خواهند یافت و هزینه‌های معیشتی پایه‌ای (برای بقای زیستی صرف) از وضعیت‌ وخیم کنونی به مرز وخیم‌تری خواهند رسید. در حال حاضر، حتی بدون تبعات این جراحی اقتصادی، میانگین نرخ تورم برای بسیاری از کالاهای مصرفی روزمره - در مقایسه با قیمت‌های سال گذشته - بالای ۱۰۰ درصد اعلام شده است. ضمن اینکه طی دوازده سال‌ گذشته نرخ رسمی تورم سالانه (اعلام‌شده توسط بانک مرکزی) همواره رقمی بین ۳۰ تا ۵۰ درصد بوده است. اینکه دولت ایران، به‌رغم همه‌ی پیامدهای اجتماعی-معیشتی و تنش‌های سیاسیِ قابل پیش‌بینی، درست در بطن شرایط جنگی حاضر این جراحی اقتصادی جدید را کلید زده است، درست به‌دلیل کارکردهای تسهیل‌گر شرایط جنگی‌ست. چون جنگ جاری به‌میانجی برپایی وضعیت اضطراریْ فرصتی «مساعد» برای کاربست‌ تازه‌ی دکترین شوک در اختیار دولت ایران قرار داده است. اما‌ روند «آزادسازی قیمت‌ها» در ایران، به‌سان سیاست اقتصادی دیرین و راهبردی دولت ایران، چیزی جز روند ارزان‌شدن مفرط نیروی کار نبوده است. اکنون این روند، به‌مدد پیامدهای سیاسی-اجتماعی و اقتصادی جنگ، افق رویایی حاکمان برای «ادغام‌ موفق» در اقتصاد جهانی را دسترس‌پذیرتر کرده است. چرا که اینک بازار کار ایران هرچه بیشتر به یکی از بهشت‌های سرمایه‌دارانه‌ی معاصر تبدیل شده است: «خرید کارگر ارزان، فقط با ۸۳ دلار در ماه!» (کارگری که برای فروش نیروی کارش چنان در تنگناست که ماه‌ها دستمزد معوقه را نیز تحمل می‌کند) از این منظر، جنگ و تحریم امپریالیستی موانعی را که نولیبرالیسم تحمیلیِ دولت قادر به عبور از آنها نشده بود از پیش پای حاکمان برداشته‌اند تا از استخوان‌های کارگران ایران مسیر سودآور تازه‌ای سنگفرش شود: مسیری که اولیگارش‌های نظامی حاکم بر ایران امید دارند به جایی مشابه با خاستگاه‌های جهش اقتصادی چین راه ببرد. این واقعیت که جراحی اقتصادی کنونی در ایران بازیگرانی ملی و فراملی دارد، بازتابی‌ست از درهم‌تنیدگی جهانی مناسباتی که بازتولید سلطه‌ی سرمایه‌داری را تامین می‌کنند. به‌بیان دیگر، بازیگران متخاصم این جنگ ژئوپولتیک، همزمانْ خویشاوندی مهم‌تری در سپهر اقتصادی دارند؛ جایی که طبقات حاکم بر جوامع مختلفْ - در تحلیل نهایی - اعضای خانواده‌ی بزرگ بورژوازی جهانی‌اند. ----------------------- @roudcollctive

photo content