56
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
Repost from N/a
تیر غمزه
دل میبری و روی نهان میکنی چرا خود میکشی مرا و فغان میکنی چرا بر تیر غمزهات دل و جان هر دو منتظر تیری دریغ از دل و جان میکنی چرا گر در کمین کشتن عشاق نیستی تیر کرشمه را به کمان میکنی چرا گر در خیال مرهم دلهای خستهای آن تار طره مشکفشان میکنی چرا تا کی کشد میان تو بار سرین تو تحمیل موی، کوه گران میکنی چرا تا چند روی خویش نشان میدهی به خلق راز مرا ز پرده عیان میکنی چرا چون چشم التفات تو بر حال دیگری است اشک مرا ز دیده روان میکنی چرا
کسانی که احساس بدبختی میکنند، حتی لای پر قو نیز همین احساس را دارند. در تمام تاریخ، خوشبختی به سراغ کسانی آمده است که در هر شرایطی، مسئولیت و وظیفه خود را به دوش کشیدهاند.
صـ۱۶۹ــ
شادی، مسری است؛ یعنی با شاد کردن دیگران از آنها شادی میگیریم.
صـ۱۷۶ــ
خب یک صفحه از دفترچم مونده و میخوام آخرین صفحه رو یک چیییییییی بکشمممممم کهههههه......
