For the hell of it!
Ir al canal en Telegram
در میان مُوقّت ها… t.me/HidenChat_Bot?start=7307459494
Mostrar másIrán128 935La categoría no está especificada
327
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-430 días
Archivo de publicaciones
مامانم بخاطر اینکه تو لیست شِیر اینستام نفر دوم بود ناراحت شد.
چقدر نازی تو زن.🥲🫂💘
به چشم های خود نگاه کنید و اجازه دهید عشق جاری شود:
با چشم هایی برخورد کردم که امن ترین و البته غمگین ترین نگاه جهان را داشت.امن چون همیشه منتظرم بوده و غمگین از گمشدگیِ طولانی اش.
تو را دیدم که چگونه با صبر و امیدواری تا اینجا را ادامه داده ای.
دوام می آوردی،درست همان زمان هایی که فکر می کردم هیچ ادامه ای وجود نخواهد داشت.
شاهد بودم که چگونه با اینکه نادیده ات می گرفتم،تلاش می کردی دیده شوی و به من بگویی: ((درد هم عبور می کند،من کنارت هستم)).
اما من سال ها صدایت را نشنیدم و سال ها با انکارِ حضورِ تو واردِ رابطه ها شدم و فقط تو میدانی که حتی در رابطه ها چقدر تنها بودم.
برای تمام این سال ها از تو ممنونم.
برای تمام لحظاتی که دوام آوردی و در گوشِ من زمزمه می کردی که ((این نیز می گذرد))
اما این بار این تغییرات،لحن سرزنش نخواهد داشت.صبور تر خواهم شد و راحت تر با نقص ها کنار خواهم آمد.
تو با تمام ضخمی بودنت و با تمام گذشته ای که داشته ای و با تمام تصمیم ها،هنوز وجود داری و خوشحالم که در جایی در مسیرِ مرورِ خودم و خاطراتم،پیدایت کردم.
کنارت خواهم ماند.این بار صبور و امیدوار.
با هم عبور خواهیم کرد از درد ها و بحران ها.
با هم عبور خواهیم کرد از تغییراتی که لازم است انجام دهیم.
با هم گذر خواهیم کرد از هر لحظهٔ این زندگیِ غیر قابل پیش بینی.
ممنونم((خودم)).
“تکه هایی از یک کل منسجم” فصل دوم، دوست داشتن خودمان و شروع تغییرات
اون دختر گاهی وقتا به مزخرفات اهمیت میده،
گاهی وقتا بلند میخنده...
گاهی وقتا زندگی رو نمیفهمه گریه میکنه و ساعت ها تو رختخوابش مچاله میشه،
یه روز ساکته انگار همچیز لعنتیه،اما روز بعد با غمگین ترین آهنگ هام میرقصه.
اون دختر...
میدونه که زندگی همینه.
بدون هدایت،بدون نقشه،بدون هیچ چیز ثابتی...
هیچ دستورالعملی وجود نداره.
میدونه که لبخند ها میان و میرن.
و نمیتونه و قرار نیست چیزیو نگه داره.
در آخر، میدونه هیچی باقی نمیمونه،جز احساسی که تجربه کرده.
اون دختر...طوری زندگی میکنه که انگار فردایی وجود نداره...
اگه طبق قول و قراری که با خودم گذاشتم تا قبل از ساعت ۲ بخوابم،تقریبا کل کارای امروزم به فنا میره و قاعدتا به هیچ کاریم نرسیدم!
ولي اگه بخوام اون بیل بیلکای گرد همشون تیک بخورن باید امشبو قانون شکنی کنم و تا هر وقت که کارام تموم بشه بیدار بمونم!
پ ن: میدونم این اتفاق دوباره تکرار میشه ولی تا جای ممکن سعی میکنم که نشه.🤡🤌🏻
بیدار شدن و بوس بوسی شدن تو خواب صبح جمعه توسط بابا به صرف صبحونه و سنگگ تازه>>>>>🫠✨🦋🌱🌼☁️🌞🥞
امشب بعد از مدت ها قبل ساعت ۲،۳،۴ دارم میخوابم و خوشحالم.
امیدوارم فقط ادامه دار باشه🦦
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
