روان درمانگرِ ٫آینده٫
Ir al canal en Telegram
دانشجوی مشاوره هستم. مینویسم، عکس و فیلم ثبت میکنم؛ درواقع دارم یک کاری میکنم، زندگی رو واقعا زندگی کنم؛)) t.me/RedChtBot?start=1282148986
Mostrar más547
Suscriptores
+124 horas
+17 días
+8130 días
Carga de datos en curso...
Atraer Suscriptores
julio '26
julio '26
+115
en 9 canales
junio '26
+51
en 7 canales
Get PRO
mayo '26
+4
en 1 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+8
en 5 canales
Get PRO
enero '26
+7
en 1 canales
Get PRO
diciembre '25
+51
en 6 canales
Get PRO
noviembre '25
+45
en 3 canales
Get PRO
octubre '25
+44
en 10 canales
Get PRO
septiembre '25
+17
en 4 canales
Get PRO
agosto '25
+86
en 13 canales
Get PRO
julio '25
+35
en 9 canales
Get PRO
junio '25
+20
en 5 canales
Get PRO
mayo '25
+69
en 3 canales
Get PRO
abril '25
+6
en 0 canales
Get PRO
marzo '25
+295
en 5 canales
Get PRO
febrero '250
en 4 canales
Get PRO
enero '25
+39
en 4 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 31 julio | +1 | |||
| 30 julio | 0 | |||
| 29 julio | 0 | |||
| 28 julio | 0 | |||
| 27 julio | +1 | |||
| 26 julio | +3 | |||
| 25 julio | +3 | |||
| 24 julio | 0 | |||
| 23 julio | 0 | |||
| 22 julio | +1 | |||
| 21 julio | +3 | |||
| 20 julio | 0 | |||
| 19 julio | +1 | |||
| 18 julio | +2 | |||
| 17 julio | +1 | |||
| 16 julio | +45 | |||
| 15 julio | +1 | |||
| 14 julio | +21 | |||
| 13 julio | +9 | |||
| 12 julio | +1 | |||
| 11 julio | 0 | |||
| 10 julio | 0 | |||
| 09 julio | +1 | |||
| 08 julio | +7 | |||
| 07 julio | 0 | |||
| 06 julio | +1 | |||
| 05 julio | 0 | |||
| 04 julio | +1 | |||
| 03 julio | +2 | |||
| 02 julio | +3 | |||
| 01 julio | +7 |
Publicaciones del Canal
| 2 | روزایی که آدم صبح زود بیدار میشه، زندگی، زندگیتره. | 59 |
| 3 | یکسری آدمها دست میگیرن دور شعلهی وجودت تا خاموش نشه،
و بعد باعشق کنارت میمونن تا روشنایی و گرمات رو ببینن. | 67 |
| 4 | مبتلا باش. به ورزش، به لبخند، به کتاب،
به بوی خوب، به کار و رویا...
-Leila | 82 |
| 5 | وقتی میرم جلو پنجره باد میخوره به تمام اجزای صورتم، دلم میخواد پرواز کنم برم برم تو آسمون، از خدا تشکر کنم. | 94 |
| 6 | خلاصهی این روزام:
خوشحالم بابت اینکه میتونم نفس بکشم و قدردان نفسهای عزیزام هستم.
خوشحالم بابت اینکه میتونم زندگی رو زندگی کنم:) و خیلی چیزا رو تجربه کنم.
خیلی لحظات ممکنه عمیقاً غمگین بشم ولی اینم یک احساسه و میدونم میگذره.
سعی میکنم از لحظهها تموم استفاده رو ببرم و قدر بدونم تا بعد دلتنگشون نشم(حتی وقتی غمگینم و ناراحتم).
گاهی مسیر خیلی مهآلود میشه؛ سخت میتونم پیدا کنم راه رو ولی مثل هر بار خدا کمکم میکنه. | 96 |
| 7 | آرزوی امشب و هر شبم:
خدایا هیچکسرو اسیر و آوارهی
بیمارستان، کلانتری، دادگستری و زندان
نکن :) | 105 |
| 8 | حق داری خسته بشی، حق داری گاهی شک کنی بین مسیر، اما کوتاه نیا. استراحت کن؛ اما کوتاه نیا؛ باشه؟ | 109 |
| 9 | درحالی که جمعه داشت منو میبلعید، بعد از خواب عصر راهیِ دفتر شدم.
[۹ مرداد ۴۰۵] | 115 |
| 10 | با رشدِ تو، همه خوشحال نمیشن. | 89 |
| 11 | یکی از قشنگترین چیزایی که چشمام میتونه ببینه اینکه دخترا با یک دسته گل تو دستشون دارن راه میرن و چشما و قلبشون میخنده.
بهبه عزیزم؛ تا باشه از این خندهها❤️ | 114 |
| 12 | امروز یک آدمی که فکرشو نمیکردم رو رندوم دیدم(میشناختمشون از قبل). نشستیم و معاشرت کردیم و اولین بار بود باهاش هم صحبت شده بودم. چهل و خوردهای سن شون بود.
در برخورد اول بین حرفاش از من توصیفی کرد که حقیقتاً این ویژگیها رو اخیراً راجب خودم فراموش کرده بودم.
گاهی اینقدر تو تلهی ذهنم گیر میوفتم که یادم میره یک سری چیزا رو.
و قسمت مهمش اینکه فکر میکنم در نگاه دیگران هم همون چیزی هست که من راجب خودم فکر میکنم. واقعا امان از وقتایی که ذهن عیبجو میشه. | 132 |
| 13 | شبا همش ذهنم میخواد بگه:
رئیس منم. | 137 |
| 14 | دیشب قبل از خواب با خودم گفتم یعنی دیگه قرار نیست هیچوقت زن عمو مو ببینم؟
اومد تو خوابم:)🤍 | 138 |
| 15 | چقدر خدا مهربونه، چقدر همه چیو درست میچینه، نورِ قلب منه❤️ | 146 |
| 16 | خوشم میاد وقتی به خودت و بدنت نگاه میکنی، از خدا تشکر میکنی بابت این همه قشنگی. | 142 |
| 17 | از جزئیات تکراری روزام خوشم میاد.
از اینکه میتونم هر روز دوباره همونا رو زندگی کنم واقعا ممنونِ خدام. | 148 |
| 18 | زندگی گاهی کاری میکنه که تو بهش بگی: ایول، الان وقتش بود. | 150 |
| 19 | امروزمو خیلی نازنازی شروع کردم🎀
[۸ مرداد ۴۰۵] | 151 |
| 20 | بزرگترین هدیهی رنج، شاید اینه که دیگه نمیتونی به زندگی نیمهجون قبلی برگردی. مجبوری آدم جدیدی بشی و جور جدیدی زندگی کنی. | 118 |
