زنِ جوان غزلی با ردیفِ آمد بود.
Ir al canal en Telegram
2 918
Suscriptores
-424 horas
-197 días
+9230 días
Archivo de publicaciones
چشم من بیتو طلسمیست بههم بسته ز عالم
این معمای تحیر تو مگر بازگشایی
#بیدل
ز بس محو است نقش آرزوها در کنار من
بهشتی رنگ میریزد ز پرواز غبار من
#بیدل
هرجا محبّت رو نهد خاصیّت وحدت دهد
خون از رگ مجنون جهد، لیلی اگر نشتر زند
#صحبت_لاری
به کمال عجز گفتم:
که به لب رسید جانم
به غرور و ناز گفتی:
تو مگر هنوز هستی؟
#فروغی_بسطامی
جان چیست؟ غم و درد و بلا را هدفی
دل چیست؟ درون سینه سوزی و تفی
القصه پی شکست ما بسته صفی
مرگ از طرفی و زندگی از طرفی
#ابوسعید_ابوالخیر
(شما فرستادید)
جوانیام به خطا رفت و موسمِ پیریست
من از بهار چه دیدم که از خزان بینم؟
#طغرا_مشهدی
یک قطره باده در تهِ خُمخانهام نماند
از بس که محتسب به لبِ امتحان چشید
#طغرا_مشهدی
غمنامهی عاشق را ناخوانده مکن پاره
بیچاره رقم کرده از خون جگر چیزی
#کلیم_کاشانی
بر دیدهٔ من خندی کاینجا ز چه میگرید
خندند بر آن دیده کاینجا نشود گریان
#خاقانی
سوزی که در آسمان نگنجد دارم
وان ناله که در دهان نگنجد دارم
گفتی ز جهان چه غصه داری آخر؟
آن غصه که در جهان نگنجد دارم
#خاقانی
مجنون به ریگ بادیه غمهای خود شمرد
یاد زمانهای که غم دل حساب داشت!
#صائب_تبریزی
نرمی ز حد مبَر که چو دندان مار ریخت
هر طفل نیسوار کند تازیانهاش
#صائب_تبریزی
اظهار عجز پیش ستمگر روا مدار
اشک کباب موجب طغیان آتش است
#صائب_تبریزی
خوشم که ذوق شکارم نرفت از دل تو
که چندبار مرا بستی و رها کردی
#عاشق_اصفهانی
تغافل کرد تا در آرزوی دام ِاو بودی
کنون کز گوشهی بامش پریدی دانه میریزد
به هیچ آهنگ عرض مدعا صورت نمیبندد
چو مضمون بلند افتادهام در خاطر لالی
#بیدل_دهلوی
هرگز لبِ من، چاشنیِ خنده ندانست
چون غنچهی آفتزده نشکفتم و رفتم!
#پیامی_کرمانی
بیم از وفا مَدار و بده وعدهای که من
از ذوقِ وعدهی تو به فردا نمیرسم
#پیامی_کرمانی
