es
Feedback
مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه

مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه

Ir al canal en Telegram

شعر، ادبیات و سینمای شاعرانه ما را به دست اهلش برسانید 🌱 کانال دوم ما https://t.me/Distortedhuman کپی برداری با ذکر منبع و بی ذکر منبع بلامانع است ✅

Mostrar más
5 568
Suscriptores
-224 horas
-467 días
+2 35230 días
Archivo de publicaciones
آخرین نوای سازدهنی بهروز رضوی در خانه سازدهنی می‌نوازد، از بی‌وفایی دنیا می‌گوید و در میان یادگاری‌های یک عمر زندگی و خاطره، لبخند می‌زند. این تصاویر از خانه بهروز رضوی، حالا معنای دیگری پیدا کرده‌اند. صدای ماندگار رادیو و رسانه ایران، پس از تحمل یک دوره بیماری، چشم از جهان فروبست؛ اما صدایی که سال‌ها همراه لحظه‌های مردم بود، خاموش نخواهد شد. یادش گرامی.
استاد بهروز رضوی
@Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

چرا هیچ‌کس به ما نگفته است که زمین مدام چیزی را از ما پس‌می‌گیرد و ما فکر می‌کنیم که زمان می‌گذرد. شاید زمین آن سیاره‌ای نیست
چرا هیچ‌کس به ما نگفته است که زمین مدام چیزی را از ما پس‌می‌گیرد و ما فکر می‌کنیم که زمان می‌گذرد. شاید زمین آن سیاره‌ای نیست که ما در آن باید می‌زیستیم و از این رو، چیزی در ما همیشه پنهان می‌مانَد و به این زنده‌گی برنمی‌گردد. از دست‌هایمان بیرون رفته‌ایم از چشم‌هایمان و همه چیزِ این خاک را کاویده‌ایم: ــ ما به همراهِ آب و باد و خاک و آتش به این سیاره تبعید شده‌ایم و این‌جا زیباترین جا برای تنهایی‌ست... #شهرام‌شیدایی @Daar_wag #هنرررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ خانهء شعر و سینمای شاعرانه✅

از تو کبریتی خواستم که شب را روشن کنم تا پله‌ها و تو را گم نکنم کبریت را که افروختم ، آغاز پیری بود گفتم دستان‌ات را به من بس
از تو کبریتی خواستم که شب را روشن کنم تا پله‌ها و تو را گم نکنم کبریت را که افروختم ، آغاز پیری بود گفتم دستان‌ات را به من بسپار که زمان کهنه شود و بایستد دستان‌ات را به من سپردی زمان کهنه شد و مُرد #احمدرضااحمدی @Daar_wag

ای یار جفا کردهٔ پیوند بریده این بود وفاداری و عهد تو ندیده؟ در کویِ تو معروفم و از رویِ تو محروم گرگِ دهن‌آلودهٔ یوسف ندریده ما هیچ ندیدیم و همه شهر بگفتند افسانهٔ مجنونِ به لیلی نرسیده بس در طلبت کوشش بی‌فایده کردیم چون طفلِ دوان در پی گنجشکِ پریده #سعدی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

در هيبت كلاغ وارد شدی پرهای روی سينه‌ات را كنده بودی و قلبت مثل ماهی قرمز آب آب می‌كرد من كجای ماجرا بودم فصل پوست اندازی جيرجيركها؟ من كه هميشه دير رسيدم و سازم را در قبيلهٔ هوسا جا گذاشتم رقص اسكلتی با عروس ارواح خطوط سفيد روی اندام سياه مهرهٔ منجی بودن وسط انگشتر شيطان طلسمم را باطل نكرد درخت نياكان مارو برگزيده بود تا به جای هم زندگی كنيم   #فریبا_ماموریان @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅ #آواز #استاد_شجریان

فکر می‌کنی دردِ من به خاطرِ خورشید است؟ چه فایده بهار بیاید؟ بادام‌ها شکوفه کنند؟ آخرش مگر مرگ نیست؟ هست، اما مگر من می‌ترسم از مرگی که خورشید می‌آوَرَد؟ من که هر فروردین یک سال جوان‌تر می‌شوم، هر بهار عاشق‌تر می‌شوم؛ می‌ترسم؟ آه، دوست من، درد من چیز دیگری‌ست... #اورهان_ولی ‌ @Daar_wag #هنرررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ خانهء شعر و سینمای شاعرانه✅

اللَيلُ تاريخُ الحَنينِ، وَأنت لَيلي شب تاریخِ دلتنگی‌ست، و تو شبِ منی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ خانهء شعر و سینمای شاعرانه✅

بسیار پرندگانی در سرم و بسی زنجیرها بر پاهایم #آدونیس @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه
بسیار پرندگانی در سرم و بسی زنجیرها بر پاهایم #آدونیس @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

با تو سلامی بود که بوی خداحافظی داشت برف می آمد و رنج را سنگین‌تر می‌کرد برف می آمد و می‌دانستم این آدم برفی تا چند بهار بعد آب نخواهد شد... #جواد_گنجعلی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

شرمگين‌ام‌، هر روز بيش‌تر شرمگين‌ام‌ كه‌ در ژرفنای قرنی كه‌ چنين‌ تيرگی‌ها دارد هنوز بيماری صعبی هست‌ كه‌ نام‌اش‌ «دردِ بی‌درمان‌ِ شعر» است‌. امروز رو با این جمله از #پاسترناک شب کنیم... @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

. بنابر اظهارات #بهمن_محصص در فیلم مستند «#فیفی_از_خوشحالی_زوزه_میکشد » به کارگردانی #میترا_فراهانی ، این هنرمند پیش از خروج از ایران بسیاری از آثارش را با دست خود تخریب کرد و تعدادی محدود از ان‌ها با خودش برد. «مساله حکومت نبود، رفتار مردم برایم غیرقابل تحمل بود…» محصص در قسمتی از این فیلم می‌گوید از راه افرینش هنر نان خوردم و رضایت داشتم و حاصل زحماتش این بود که به راحتی زندگی می‌‌کرد. او تا پایان عمرش اثار کوچکش را برای گذران زندگی می‌فروخت. این هنرمند در پاسخ سوال کارگردان که چرا اثارش را به عنوان ارث برای برادرازده‌هایش نمی‌گذارد می‌گوید «اینها زندگی من هستند و انها را به عنوان ارث برای هیچ کس نمی‌گذارم.» محصص در این فیلم تابلوی «مینوتور در ساحل» را با شکوه توصیف می‌کند و در ادامه می‌گوید که ان را هم از بین برده، این در حالی است که سال گذشته این تابلو در حراج ساتبیز با قیمتی بیش از ۱ میلیون دلار فروخته‌شد! @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

«چنان چشمانش به چشمان من شباهت داشت که ما در آینه یکدیگر را گم می‌کردیم.» #احمدرضا_احمدی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

«حس خارج از جریان بودن دارد خفه‌ام می‌کند. کاش در جای دیگری به دنیا آمده بودم، افسوس که همه عمرم و همه توانایی‌هایم را باید فقط و فقط به علت عشق به خاک و دلبستگی به خاطره‌ها در بیغوله‌ای که پر از مرگ و حقارت و بیهودگی است تلف کنم، همچنان که تا به حال کرده‌ام.» • نامه‌های #فروغ_فرخزاد به #ابراهیم_گلستان @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

دهانی که می گوید دوست‌اَت می‌دارم چه شکلی دارد؟ دست‌هایی که طرحِ آغوش می‌سازند به چه رنگ است؟ آری  هیچ‌چیز و هیچ‌کس یادمان نیست فقط صدایی روشن در شبی زلال را به خاطر می‌آوری صدایی که می‌نواخت صلح و می‌گفت: آزادی..   #یانیس_ریتسوس @Daar_wag #هنرررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ خانهء شعر و سینمای شاعرانه✅

تا قطع نشدیم💔 خیام رو به روایت اسحاق انور گوش کنیم

@Daar_wag #زندگانی زنده‌یاد #اسحاق_انور #شعررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید 🌸 داروگ‌ خانهء شعر 🌸 🎧 بشنوید شب‌تون روشن میشه

در میانسالی با من مهربان‌تر حرف بزن من کودکی‌های خوبی نداشته‌ام، دغدغۀ مرگ، خوابم را پاره کرده است حالِ تازه‌واردی را دارم که به هرطرف نگاه می‌کند، آشنایی نمی‌بیند در میانسالی با من آرام‌تر حرف بزن من سال‌ها آموزگار بوده‌ام ـ مهربان و ساده‌دل با کودکان ـ و توقع دارم با من مهربان باشی وقتی خوب یاد نمی‌گیرم، وقتی در باران می‌آیم و به اشتباه زنگِ خانه‌ات را می‌زنم. #جواد_گنجعلی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ خانهء شعر و سینمای شاعرانه✅

«عزیزم! می‌گویید چگونه فرا بگیریم؟ خیلی آسان است. بخوانید. من باز تکرار می‌کنم: بخوانید. هیچ چیز ما را نجات نمی‌دهد، جز خواندن» • حرفهای همسایه #نیما_یوشیج @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

⫸ خواننده : #الهه قصه عشق ... شعر: #کریم_فکور آهنگ: #فرانسیس_له تنظیم: #واروژان آه من از کجا بیان کنم این قصه را که عالمی خبر شود ز عشق ما من از کجا بیان کنم این ماجرا که دیده را سازد گریان او نور امید افشانده بر دنیای من باشد چو ماه روشن گر شب های من گر نقش او از پرده رویای من گردد فنا دنیای من یابد پایان چون خورشید صبح پاییز قلب و روح ام را سازد لبریز از یک احساس فریاد از این احساس دارم آتش در دل پنهان اشک من باشد قصه گوی این عشق سوزان او نور امید افشانده بر دنیای من باشد چو ماه روشن گر شب های من گر نقش او از پرده رویای من گردد فنا @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

وگر به خشم روی صد هزار سال ز من به عاقبت به من آیی که منتهات منم.. #مولانا @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅