es
Feedback
مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه

مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه

Ir al canal en Telegram

شعر، ادبیات و سینمای شاعرانه🌱 کانال دوم ما https://t.me/Distortedhuman برای کسانی که شب را می‌شناسند

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه

El canal مجلهٔ شعر و سینمای شاعرانه (@daar_wag) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 10 908 suscriptores, ocupando la posición 3 505 en la categoría Libros y el puesto 28 813 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 10 908 suscriptores.

Según los últimos datos del 06 octubre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -2 048, y en las últimas 24 horas de -16, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 11.34%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 2.88% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 1 237 visualizaciones. En el primer día suele acumular 314 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 27.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como شعر, داروگ, سینما, خانهء, مجلهء.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“شعر، ادبیات و سینمای شاعرانه🌱 کانال دوم ما https://t.me/Distortedhuman برای کسانی که شب را می‌شناسند”

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 07 octubre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Libros.

10 908
Suscriptores
-1624 horas
-1807 días
-2 04830 días
Archivo de publicaciones
تو ماهی و من ماهیِ این برکهٔ کاشی اندوه بزرگی‌ست زمانی که نباشی!   آه از نفس پاک تو و صبح نشابور از چشم تو و حجرهٔ فیروزه‌تراشی   پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار فیروزه و الماس به آفاق بپاشی!   ای باد سبک سار! مرا بگذر و بگذار! هشدار! که آرامش ما را نخراشی   هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم! اندوه بزرگی‌ست چه باشی.. چه نباشی #علیرضا_بدیع @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

. ما انبوهی از آدم‌های فراموش شده درانتظار معجزه در تصورِ گرمِ آفتاب در تکرارِ غریبانه چشم‌ها ترانه‌ها گفته‌ایم و هیچ‌کس، هیچ‌کس نخواهد فهمید که این انتظار حتی از خودِ زندگی‌ هم طولانی‌تر بود ...! #نیکی_فیروزکوهی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

. مه بود و ماه حامله ده گاو نر دلم را شخم می‌زدند پدر بزرگ برای اجنه دور مجمعه ورد می‌خواند بند رخت گیر کرد به پای باد ملحفه لاجورد افتاد روی صورت من همان شبی که مرده بودم. #جواد_گنجعلی @javadganjali1

عشق ای هوس کلاسیک ... عشق یعنی خواستن کسی یا چیزی با تمام خواسته هایش . امروز همان حکایت معروف شده است که اسم بچه اش را گذاشت رستم و از ترس فرار کرد ؛ یعشق را فقط در بخش خلاقیت های ذهن قابل تقدیر می دانم . و این را هم در مورد آن گفته ام « به جز حضور تو هیچ چیز این جهان بیکران را جدی نگرفته ام حتی عشق را» عشق در واقعیت جامعه ما توهمی شده که دارد به حضور و زندگی ما لطمه می زند. اگر بخواهیم عشق را تصویر کنیم و بدهی به رایانه و به تصویر نهایی برسیم. محال است که در خیابان نظیرش را پیدا کنیم . چرا که دمپایی آن پای یک نفر است، روسری اش سر یک نفردیگر و پیراهنش تن کسی دیگر . عشق به ظاهر یک کلمه است ... حسین پناهی جهان زیر سیگاری من است @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سِکندری داند نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشست کلاه‌داری و آیینِ
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سِکندری داند نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تُند نشست کلاه‌داری و آیینِ سروری داند تو بندگی چو گدایان به شرطِ مزد مکن که دوست، خود روشِ بنده‌پروری داند #حافظ_شیرازی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

آن‌چه را عاشقانه دوست می‌داری، بیاب، و بگذار تو را بکُشد. بگذار خالی‌ات کند، از هرچه هستی. بگذار بر شانه‌هایت بچسبد، سنگینت کند، به سوی یک پوچی تدریجی. بگذار بکشدت و باقیمانده‌ات را ببلعد. زیرا هر چیزی تو را خواهد کشت، دیر یا زود. اما چه بهتر که آن‌چه دوست می‌داری، بکشدت. #بوکوفسکی @Daar_wag

نخستین‌بار است در تاریخم ماه را می‌بینم در خانه‌ام پابرهنه راه می‌رود. بلقیس و عاشقانه‌های دیگر #نزار_قبانی @Daar_wag #هنررا‌
نخستین‌بار است در تاریخم ماه را می‌بینم در خانه‌ام پابرهنه راه می‌رود. بلقیس و عاشقانه‌های دیگر #نزار_قبانی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

به امید داشتن ادامه دادم به صدای مدادرنگی بر کاغذ ادامه دادم ادامه دادم تو را هرشب تا صبح تو را در ترانه‌های امّ‌کلثوم تو را
به امید داشتن ادامه دادم به صدای مدادرنگی بر کاغذ ادامه دادم ادامه دادم تو را هرشب تا صبح تو را در ترانه‌های امّ‌کلثوم تو را در شعرها تو را در گیجیِ گلدانِ علف در بندِ ساعتِ جیبی که به سهِ بعد از نیمه‌شب می‌رسید ادامه دادم تو را در بی‌تفاوتیِ چهره‌ات بر سپیدیِ قمیص ادامه دادم تو را در قبرستان خواجه‌اباصلت عزیزم! اصراری در لبخند تو بود که دوست نداشت با تو بمیرد... #جواد_گنجعلی @Javadganjali1

نیلوفر رویید، ساقه اش از ته خواب شفافم سر کشید. من به رویا بودم، سیلاب بیداری رسید. چشمانم را در ویرانه خوابم گشودم: نیلوفر به همه زندگی‌ام پیچیده بود. در رگ‌هایش، من بودم که می‌دویدم. هستی‌اش در من ریشه داشت، همه من بود. کدامین باد بی‌پروا دانه این نیلوفر را به سرزمین خواب من آورد؟ #سهراب_سپهری خوانش : #احمدرضا_احمدی @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

و گفت: سی سالست که استغفار می‌کنم از یک شکر گفتن. گفتند: چگونه؟ گفت: بازار بغداد بسوخت. اما دکان من نسوخت. مرا خبر دادند. گفت
و گفت: سی سالست که استغفار می‌کنم از یک شکر گفتن. گفتند: چگونه؟ گفت: بازار بغداد بسوخت. اما دکان من نسوخت. مرا خبر دادند. گفتم: الحمدالله! تذکرة الاولیاء عطار نیشابوری ذکر سری سقطی قدس الله روحه #تدکرة_الاولیا @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

من با شكنجه شاعر شدم وقتي تو اين همه شعری چه‌كار كنم ؟ وقتی جیغ بنفش هستی ته تابلوی تاریکی و دوستت دارم تجسم مسخره‌ایست در قی
من با شكنجه شاعر شدم وقتي تو اين همه شعری چه‌كار كنم ؟ وقتی جیغ بنفش هستی ته تابلوی تاریکی و دوستت دارم تجسم مسخره‌ایست در قیاس با لبانت مرا طوری ببوس كه مارك آنتوني كلوپاترا را نه به جوراب‌های قرمزم نگاه كن نه به موهايم كه لانهٔ پرنده‌ها شده #فریبا_مأموریان @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

تو عشق بودی این را از بوی تن‌ات فهمیدم شاید هم خیلی دیر به تو رسیدم خیلی دیر.. اما مگر قانون این نبود که هر آنچه دیر می‌آید عاقبت روزی به خانه‌ی ما خواهد رسید؟ عادت کرده‌ایم به نداشتن‌ها و شاید به اندوه آری تو عشق بودی این را از رفتن‌ات فهمیدم وگرنه استانبول هرگز این چنین سرسنگین نبود! #جمال_ثریا @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

آن روزها شما هم گندم‌ها را در انبارهایتان، خروار خروار احتکار کردید شماهم فرصت فشرده‌تری برای چاپیدن مردم ناچار و نادار به دست آوردید که شما هم آن روزها به تنها موضوعی که فکر نمی‌کردید سربازهای ما بودند سربازهای ما آن روزها بی‌پناه شده بودند آن‌ها مثل یتیم‌ها مثل حرامزاده‌ها مثل فرزندانی که انگار در این خاک نزاییده‌اند جلوی دکان‌های نانوایی سرگردان و گرسنه بودند سرکرده‌هایشان به محض شنیدن خبر متفین پست‌های خود را رها کرده و گریخته بودند آن‌ها که ترسوتر و در عین حال رذل‌تر بودند، خودشان دست به چپاول پادگان‌ها زده و آذوقه را بار کامیون‌ها کرده و برای خانواده و خویشان خود برده بودند. #محمود_دولت‌آبادی کلیدر .@Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

من بی می ناب زیستن نتوانم بی باده کشید بار تن نتوانم من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم #خیام @Distorted
من بی می ناب زیستن نتوانم بی باده کشید بار تن نتوانم من بنده آن دمم که ساقی گوید یک جام دگر بگیر و من نتوانم #خیام @Distortedhuman 🌷هنر هشتم؛ آشفتگی‌های شاعرانه🌷

🌙 برای "حسین منزوی" (۱ مهر ۱۳۲۵ - ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۳) : [تصویر: بُرشی از فیلمِ مستندِ «نهنگی در تُنگ» ساخته‌یِ "ناصر قهرمانی" - ۱۳۹۵] مستند #چندفریم‌فیلم @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

پاییز مبارک🍂

من از جدال زندگی بازمی‌گردم و پاییز می‌داند درختی که بر لبهٔ دنیا ایستاده است، تکیه‌گاه مطمئنی نیست #جواد_گنجعلی @Javadganjal
من از جدال زندگی بازمی‌گردم و پاییز می‌داند درختی که بر لبهٔ دنیا ایستاده است، تکیه‌گاه مطمئنی نیست #جواد_گنجعلی @Javadganjali1

هر چه می‌نویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در این روزها نبشتم همه آن است که یقین ندانم که نبشتنش بهتر است از نانبشتنش. چون احوال عاشقان نویسم نشاید. چون احوال عاقلان نویسم نشاید. هر چه نویسم هم نشاید و اگر هیچ ننویسم هم نشاید و اگر گویم نشاید و اگر خاموش گردم هم نشاید. نامه ها #عین‌القضات‌همدانی بخشی از نامه‌ی هشتادوپنجم @Daar_wag #هنررا‌به‌دست‌اهلش‌برسانید ✅داروگ‌ مجلهء شعر و سینمای شاعرانه✅

نشان عاشق آن باشد که شب با روز پیوندد تو را گر خواب می‌گیرد نه صاحب درد عشاقی #سعدی

"کاشکی یکبارگی نادان شدمی تا از خود خلاصی یافتمی" #عین‌القضات @Daar_wag
"کاشکی یکبارگی نادان شدمی تا از خود خلاصی یافتمی" #عین‌القضات @Daar_wag