es
Feedback
Herman¦حِرمآن

Herman¦حِرمآن

Ir al canal en Telegram

"به امیدِ نور،حتی اگر دور" - 📬: https://t.me/SendHarfBot?start=63f069bc51f7

Mostrar más
1 246
Suscriptores
+224 horas
Sin datos7 días
+730 días
Atraer Suscriptores
agosto '26
agosto '26
+72
en 8 canales
julio '26
+126
en 4 canales
Get PRO
junio '26
+132
en 1 canales
Get PRO
mayo '26
+25
en 1 canales
Get PRO
abril '26
+1
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+4
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+38
en 3 canales
Get PRO
enero '26
+15
en 2 canales
Get PRO
diciembre '25
+139
en 10 canales
Get PRO
noviembre '25
+98
en 14 canales
Get PRO
octubre '25
+92
en 18 canales
Get PRO
septiembre '25
+87
en 16 canales
Get PRO
agosto '25
+179
en 30 canales
Get PRO
julio '25
+175
en 36 canales
Get PRO
junio '25
+154
en 31 canales
Get PRO
mayo '25
+162
en 40 canales
Get PRO
abril '25
+173
en 53 canales
Get PRO
marzo '25
+250
en 40 canales
Get PRO
febrero '25
+242
en 39 canales
Get PRO
enero '25
+249
en 25 canales
Get PRO
diciembre '24
+224
en 26 canales
Get PRO
noviembre '24
+195
en 7 canales
Get PRO
octubre '24
+234
en 19 canales
Get PRO
septiembre '24
+955
en 23 canales
Get PRO
agosto '24
+512
en 24 canales
Get PRO
julio '24
+762
en 28 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
31 agosto0
30 agosto+3
29 agosto+3
28 agosto+3
27 agosto+1
26 agosto+3
25 agosto+3
24 agosto+1
23 agosto+4
22 agosto+3
21 agosto+4
20 agosto+2
19 agosto0
18 agosto+2
17 agosto+1
16 agosto+3
15 agosto+5
14 agosto+1
13 agosto+2
12 agosto+1
11 agosto+7
10 agosto0
09 agosto+2
08 agosto+1
07 agosto+1
06 agosto+3
05 agosto+1
04 agosto+4
03 agosto+5
02 agosto+2
01 agosto+1
Publicaciones del Canal
2
-
-
234
3
نمی‌شناسم و پستارو کامل نخوندم ولیییی از وایبی که گرفتم عکسای بالاست؛ حس می‌کنم توی واقعیت به چنین شکلی نزدیک باشید و خب احسا+1
نمی‌شناسم و پستارو کامل نخوندم ولیییی از وایبی که گرفتم عکسای بالاست؛ حس می‌کنم توی واقعیت به چنین شکلی نزدیک باشید و خب احساس استقلال و جدیت حین احساساتی بودن آدم می‌گیره. https://t.me/HHeerrmaann
59
4
-🙂‍↕️
58
5
"باعث میشی دلم نخواد بمیرم"
30
6
Sin texto...
31
7
عزیزمن ؛ هر آنچه مقدر است، خواهد آمد و خواهد شد.. آرام بمان.. كه اضطراب، هيچ سرنوشتى را دگرگون نمی‌كند...
31
8
برگشتنی در کار نیست، قدر همه‌چیو همون لحظه بدون.
30
9
این بوکمارک های خوشگل رو می تونید تو هر تعداد سفارش بدین همینطور اگه طرحی دوست داشتید بهمون بگید، تا براتون اجرا کنیم🥰 #نمون+1
این بوکمارک های خوشگل رو می تونید تو هر تعداد سفارش بدین همینطور اگه طرحی دوست داشتید بهمون بگید، تا براتون اجرا کنیم🥰 #نمونه #بوکمارک
33
10
من دَوام آوردم؛ باز هم دَوام می‌آوَرم، اما دلم می‌خواست معنی زندگی‌ چیزی بیشتر از دَوام آوَردن باشَد.
24
11
رک بگویم از همه رنجیده‌ام از غریب و آشنا ترسیده‌ام بی خیالِ سردی آغوش‌ها من به آغوش خودم چسبیده ام. • فریدون مشیری
25
12
بعضی از آدمای دورم اصلا با کانسپت نون و نمک آشنایی ندارن.
27
13
Sin texto...
30
14
"درد‌‌‌ های بزرگ را، کلمات تسکین نمی‌دهند." جلد ۵| ص ۲۵۳🦋✨
37
15
"آدم‌های عمیق، کمتر حرف می‌زنند؛ امّا هر جمله‌شان ردّی از فکر، تجربه و احساس دارد."
38
16
هزاران چو لبنانو چون آن و این فدای یکی خشت ایران زمین
39
17
دلم می‌خواهد تمام غم‌هایت را نقاشی کنم و بعد آن تابلو را بسوزانم، چون هیچ تصویری از درد تو زیبا نیست، مگر آنکه به لبخند ختم شود، آن هم کنار من. -ونگوگ.
41
18
کیارستمی در یکی از نامه‌هایش به همسرش می‌نویسد: “باوجودی‌ که خیلی بی‌حوصله‌ام ولی در نامه نوشتن برای تو خیلی راحتم.” به این فکر می‌کنم که تمام بهانه‌ها برای همین است، برای پیدا کردن یکی که زورش از بی‌حوصلگی ما بیشتر باشد. یکی که همراهی‌اش و همصحبتی‌اش نیاز به حوصله نداشته باشد، یکی که حوصله‌ی آدم را هیچ‌وقت سر نبرد. همه‌ی داستان همین است.
38
19
گفت: «عزیزِ من، غم چشم‌هایت حکایت از کدام زخم عمیق تو دارد؟»
36
20
آن یار کز او خانهٔ ما جایِ پَری بود سر تا قدمش چون پَری از عیب بَری بود دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش بیچاره ندانست که یارش سفری بود تنها نه ز رازِ دلِ من پرده برافتاد تا بود فلک، شیوهٔ او پرده دری بود منظورِ خردمندِ من آن ماه که او را با حُسنِ ادب شیوهٔ صاحب نظری بود از چنگِ مَنَش اختر بَدمِهر به در برد آری چه کنم؟ دولتِ دورِ قمری بود عُذری بِنِه ای دل، که تو درویشی و او را در مملکتِ حُسن سَرِ تاجْوَری بود اوقاتِ خوش آن بود که با دوست به سر رفت باقی همه بی‌حاصلی و بی‌خبری بود خوش بود لبِ آب و گل و سبزه و نسرین افسوس که آن گنجِ روان رهگذری بود خود را بکش ای بلبل از این رشک که گُل را با بادِ صبا وقتِ سحر جلوه گری بود هر گنجِ سعادت که خدا داد به حافظ از یُمنِ دعایِ شب و وِردِ سَحَری بود
48