حوالیغرب'
Ir al canal en Telegram
«در پی راهی برای زنده ماندن.» -متن های که اسم نویسنده آخرش نیست رو خودم مینویسم. پس خواهشا،کپی نکنید و اگر که دوست داشتید فور بزنید.
Mostrar más512
Suscriptores
-224 horas
-287 días
-9630 días
Archivo de publicaciones
512
Repost from دویستوچند تکه استخوان.
و در این روزها میفهمی تمام روزهایی که خیال میکردی غمگین بودهای، تنها یک نسخهی ضعیف از غم و اندوه بوده است.
512
Repost from •نقاب•
دوستان من دیگه خجالت میکشم بهتون بگم امید داشته باشید چون خودمم دیگه این حرفو باور ندارم.
512
هر وقت سعی میکنم لبخند بزنم،
احساس میکنم به آنچه رخ داده است،
خیانت میکنم..!
-داستایفسکی؛جنایات و مکافات
512
مرد رو به در خروجی دوید: «من از این خانه میروم.»
قهرمان یونس روی صندلی جابهجا شد: «کجا میروی؟ از خودت فرار میکنی؟ همه جا آسمان همین رنگ است.»
-خانه ادریسیها؛ غزاله علیزاده
512
آدم حیران است که پس این رویاها کجا رفتند؟آدم از خود میپرسد که تو با این سال ها که گذشت چه کردی؟بهترین سال های عمرت را کجا در خاک کردی؟زندگی کردی یا نه؟
با خود گویی نگاه کن ، ببین این دنیا چه سرد میشود .
-شب های روشن؛داستایوفسکی
512
بله دوستان من یادم رفته قبلا چطوری نظم داشتم،چطوری درس میخوندم،چطوری بیرون میرفتم،چطوری همه چی رو انجام میداد.من زندگی کردن رو یادم رفته.
512
Repost from 13
قبلا نمیشد توی پابلیک گریه کرد؛
الان میشه. کسی هم سوال نمیپرسه؛
همه میدونن چرا گریه میکنیم.
