es
Feedback
Riyan's Arcadia

Riyan's Arcadia

Ir al canal en Telegram

دیلی: @Riyaniol ناشناس: @Riyanie_bot

Mostrar más
354
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-730 días
Archivo de publicaciones
حق بخدا حق

چرا انقد کوچیکی بیون
+1
چرا انقد کوچیکی بیون

چقدر کاورش خوشگله بنظر میاد یه آدم جذاب درستش کرده خودم

فنجونِ بیستم اسپرسو اینجاست بخونید تا خوابتون بپره☕️ خلاصه: "بکهیون هیچ وقت فکر نمی‌کرد که یک روز دنیای آروم و بی‌دغدغه‌اش تغ
فنجونِ بیستم اسپرسو اینجاست بخونید تا خوابتون بپره☕️
خلاصه: "بکهیون هیچ وقت فکر نمی‌کرد که یک روز دنیای آروم و بی‌دغدغه‌اش تغییر کنه. تا اینکه با پسری ساکت و از نظر خودش عجیب روبه‌رو میشه و اون پسر احساسی که هیچ وقت تجربه نکرده بود رو درونش بیدار میکنه که زندگی ساده‌اش رو تبدیل به یک داستان پر از عشق و احساسات ناشناخته عوض میکنه."  ═══════════════ ☕️نام فیکشن: 𝑬𝒔𝒑𝒓𝒆𝒔𝒔𝒐• ☕️کاپل ها: چانبک• ☕️ژانر: درام.رمنس.روزمره.فلاف• ☕️نویسنده: 🥀𝑹𝑶𝑺𝑬# ☕️روز های آپ: چهارشنبه ها و جمعه ها بین ساعت 9تا 12شب•
NC+18
═══════════════ 🍓چنل آپلودッ ღ 🥀چنل دِیلی نویسندهッ ღ 🍰پیج واتپدッ ღ 🌼ویدئو تیزرッ ღ 🍻گروه نظراتッ #espresso

لینکارو برداشتم، میتونین پاک کنین حداکثر تا پس فردا میذارم

بچه ها وضعیت ووتای پارت آخر اصلا خوب نیستا-

خاک ب سرم
+1
خاک ب سرم

یک لحظه غفلت از اکسو = یک عمر لوزری🗿

گرمه چون دوست پسر هاتت با فاصله چند متری تو داره تمرین میکنه

‌― ⋅⋅ یول‌بابل 🍒 ”امروز خیلی گرمه، مگه نه..“ ”به‌زودی میبینمتون!“ ‹ @egzonews | #bubble

صبحت بخیر اری
+1
صبحت بخیر اری

اکسو داره قیامت می‌کنه، تو کجای کاری اکسوال؟

Repost from N/a
🌑 به آخرالزمان خوش آمدید 🫨 اکسو پلنت در تخیلی‌ترین رویاهاش هم باورش نمیشد همچین روزهایی رو ببینه!!
🌑 به آخرالزمان خوش آمدید 🫨 اکسو پلنت در تخیلی‌ترین رویاهاش هم باورش نمیشد همچین روزهایی رو ببینه!!

~چالش~ ♧این پیامو فور کن چنلت تا با توجه به وایب چنلت یه سناریوی فانتزی تقدیم کنم. کاپلی که دوست داری رو هم بنویس لطفا. جوابارو سعی میکنم تا جمعه شب بذارمپرایوتا

• 𝐇𝐚𝐥𝐥𝐨𝐰 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭𝐬 • 𝐖𝐚𝐭𝐭𝐩𝐚𝐝 𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 32 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐛𝐚𝐞𝐤 𝐒𝐢𝐝𝐞: 𝐊𝐚𝐢𝐬𝐨𝐨_𝐇𝐮𝐧𝐡
• 𝐇𝐚𝐥𝐥𝐨𝐰 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭𝐬 • 𝐖𝐚𝐭𝐭𝐩𝐚𝐝 𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 32 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐛𝐚𝐞𝐤 𝐒𝐢𝐝𝐞: 𝐊𝐚𝐢𝐬𝐨𝐨_𝐇𝐮𝐧𝐡𝐨 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞_𝐂𝐫𝐢𝐦𝐢𝐧𝐚𝐥 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: #Lennondrn (𝔻𝕒𝕚𝕝𝕪) #chanbaek دنیایی که دور بکهیون ساخته شده یکم غیر واقعیه‌. ولی اون دوست پسر جنتلمنش چانیولو داره، فقط یه مشکلی وجود داره... چانیول یه پلیسه و اینو به بکهیونش نگفته. تا کی این راز پنهان میمونه؟
اینبار توی ذهنش دیگه مقاومتی نکرد اما با حرکت لب های مرد و بوسه ای که روی انگشتش گذاشته بود شوکه انگشتشو کشید کنار‌. -عه بیداری...یه ..یه سوسک داشت میرفت تو دهنت. بکهیون که شوکه فاصله گرفته بود با وحشت گفت و منتظر این بود که چان باور کنه. -سوسکه رو چال لپم و دماغمم بود؟ موهامو هم کنار زد؟عجب سوسکی بود..چه قدر دوست داشتنی. -------- کنار هر جسد یه نقاشی باقی میگذاره، پلیس نمیدونه چه خبره اما حدس هایی هست، مردی دیوانه ی نقاشی.. جسد هایی بی نام و انگشت هایی که قطع شدن، قاتل حتما دچار اختلالات روانی بوده و حالا که به تولد یکی از اعضای پلیس، پارک چانیول اشاره میکرد همه چیز عجیب تر شد. قاتل چانیول رو میشناخت؟

یکم دیگه آپ میکنم

این جملات حاوی صحنه های خشونت و عوضی بودن این قاتله پس اگه روحیات نازمگولی ای دارین اشکال نداره، نزنین روی این و نخونین حاجی انداختن جسد توی اسید واقعا ایده جالب انگیزیه، جدی فکرشم نمیکردم انقدر علاقه زیادی به نگهداری اجسادش داشته باشه فکر کن پلیس یهویی بریزه خونت و همونجا ۵ تا جسد و گوشت انسان رو پیدا کنه و مشخص شه طرف حتی یه تیکه هاییم ازشونو خورده، ماشالله. منو یاد سریال ماوس میندازه...با یه سری تفاوتای دیگه ولی خب‌...فکر کن از جسدای کشته شده عکس میگرفت یا حتی به گوشت زنده دست میزد و تحریک میشد. بخدا که منحرف جنسیه. یه پسر چهارده ساله رو بعد از اینکه داداششو کرد برد خونش و گفت دوست پسرمه جلوی پلیسا و اره...۱۹ سالشه...عوضی بازم میگم ایده جسد رو دوست دارم. شاید چون خودمم جنایی مینویسم

[طرف یه قاتل گیِ...اصلا....یه وضعی...پسرارو میکشته]

درگیر جفری دامر شدم و خدایا کمکم کن-

Octave - Faramosh Mishi 128.mp34.00 MB