وَصْفْ
Ir al canal en Telegram
وصف میکنم چون وصف کردن، دیدنِ دوباره اشیا و معانیست.
Mostrar más4 070
Suscriptores
+424 horas
-67 días
+49630 días
Archivo de publicaciones
4 065
رحمت خدا هم مانند بارش باران است
آنکه گل باشد، بوی خوش میدهد و آنکه زباله باشد بوی بدتر! 🩵
4 065
من حتی در اوج غمم راهم را گم نکردم اتفاقا همان روزهایی که همهچیز میتوانست مرا از مسیرم دور کند بیشتر به راهی که انتخاب کرده بودم ایمان آوردم.
گویی رنج، بهجای آنکه مرا به تردید بکشاند پرده از حقیقتی برداشت که پیشتر به آن باور داشتم.
4 065
جسم را از روح جدا کردند و دنیا را از آخرت. حال آنکه حقیقت در پیوند این دو بود نه در وانهادن یکی به پای دیگری.
4 065
امروز دقیقا به این پرسش فکر میکردم این انسان مدرن چه نوع انسانی است؟ و زندگیای که برای او تعریف و تعیین کردهاند چه نوع زندگیای است؟
در جهان مدرن دنیا بیش از هر چیز دیگری پررنگ شده است. انگار تمام حقیقت زندگی در همین چند دهه حضور ما در دنیاست. همهچیز حول محور داشتن، مصرف کردن، پیشرفت مادی، رفاه، موقعیت اجتماعی و بیشتر به دست آوردن میچرخد. در میان اینهمه تعریف از زندگی کمتر پرسیده میشود پس دنیای دیگر انسان چه میشود؟ برای آخرت او چه پاسخی داریم؟ آیا هنوز جایی در این تعریف مدرن از زندگی برای آخرت باقی مانده است؟
اسراف و مصرفگرایی، که به یکی از برجستهترین ویژگیهای جهان مدرن تبدیل شدهاند. انسان باید بیشتر بخرد، بیشتر داشته باشد، بیشتر تجربه کند و مدام سطح زندگیاش را بالاتر ببرد. گویی هیچ نقطهای برای رضایت وجود ندارد. هر سطحی که به آن میرسد، بهسرعت به سکوی رسیدن به سطحی بالاتر باید تبدیل میشود.
اما این تعریف از زندگی چه بر سر انسان آورده است؟
بهویژه درباره مردان، فکر میکنم باید تأمل بیشتری کرد. مردانی که در گذشته در بسیاری از عرصههای زندگی از خانواده و جامعه گرفته تا کار، تولید و روابط انسانی، مشارکت و نقش مستقیم داشتند. امروز در برابر تعریفی از زندگی قرار گرفتهاند که رسیدن به معیارهای آن تمام عمرشان را میطلبد.
مردی که باید خانه داشته باشد، ماشین داشته باشد، درآمدی فراتر از نیازهای معمول فراهم کند، موقعیت اجتماعی مشخصی داشته باشد و همواره در مسیر ارتقای سطح زندگیاش حرکت کند. گاهی تمام عمر یک مرد صرف رسیدن به ابتداییترین معیارهایی میشود که جهان مدرن برای یک زندگی قابل قبول تعیین کرده است. او میدود، تلاش میکند مسئولیت میپذیرد و شاید در پایان عمر نیز احساس کند هنوز به اندازه کافی نرسیده است.
البته مسئله این نیست که داشتن خانه، ماشین، رفاه و آسایش بد است؛ مسئله این است که چرا این داشتهها به معیار ارزشگذاری انسان تبدیل شدهاند؟
در حالی که از منظر اسلام، ممکن است انسان با وجود نداشتن بسیاری از امکانات مادی در مسیر رستگاری قرار داشته باشد.
در نگاه دینی، دنیا تمام زندگی نیست…دنیا گذرگاهی برای رسیدن به مقصدی بزرگتر است. انسان فقط برای ساختن یک زندگی مرفه و برخوردار نیامده است؛ او مسئول ایمان، کردار، انتخابهای خویش هست.
اما در بسیاری از روایتها، آخرت تقریبا از معادله حذف شده است. انگار انسان فقط همین موجودی است که امروز میخورد، میخرد، کار میکند، رقابت میکند.
آیا قرار است در پایان عمر، فقط فهرستی از داشتهها، خریدها، موفقیتهای شغلی و امکانات مادی از خود به جا بگذاریم؟ یا قرار است پاسخ این پرسش را نیز داشته باشیم که در این فرصت کوتاه، چه انسانی شدیم؟
شاید لازم باشد یکبار دیگر درباره معنای پیشرفت، رفاه، موفقیت و حتی مدرن بودن فکر کنیم.
شاید مدرن بودن بهتنهایی نشانه تعالی انسان نباشدهمانطور که نداشتن امکانات مادی نیز نشانه شکست او نیست.
بزرگترین غفلت انسان مدرن این است که برای آباد کردن تمام جزئیات زندگی دنیاییاش برنامه دارد، اما برای ابدیت خود کمتر میاندیشد.
4 065
وقتی گمان میکردید که این پایان است، اما این آغاز بود...
ابلیس از تبعید آدم از بهشت خوشحال شد، بدون اینکه بداند که غواصی که در عمق دریا شنا میکند، به سطح آب باز میگردد، و حتی با مروارید.
-ابنقیم
4 065
(﴿وَإِذَا مَا غَضِبُواْ هُمۡ يَغۡفِرُونَ﴾) و هر گاه خشمگین شوند، میبخشند؛ یعنی به اخلاق خوب و عادات نیک خوی گرفتهاند، پس بردباری خوی آنهاست و اخلاق خوب، طبیعت و سرشت آنها میباشد. حتی اگر کسی آنها را با گفتار یا کردار خود خشمگین کند، آنها خشم خود را فرو میخورند و آن را اجرا نمیکنند، بلکه آن فرد را میبخشند و در مقابلِِ فردی که بدی کرده است جز نیکویی و گذشت و بخشیدن کاری دیگر انجام نمیدهند. و این بخشیدن و گذشت؛ منافع زیادی به بار میآورد و مفاسد زیادی را از آنها دور میکند. همانطور که خداوند متعال فرموده است: ﴿ٱدۡفَعۡ بِٱلَّتِي هِيَ أَحۡسَنُ فَإِذَا ٱلَّذِي بَيۡنَكَ وَبَيۡنَهُۥ عَدَٰوَةٞ كَأَنَّهُۥ وَلِيٌّ حَمِيمٞ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ٱلَّذِينَ صَبَرُواْ وَمَا يُلَقَّىٰهَآ إِلَّا ذُو حَظٍّ عَظِيمٖ﴾ با شیوهای که بهتر است پاسخ بده؛ پس آن کسی که میان تو و او دشمنی بوده است چنان میشود که گویا دوستی صمیمی است. و این را فرا نمیگیرد مگر کسانی که بردباری کردهاند، و آن را فرا نمیگیرد و نمیپذیرد مگر کسی که دارای بهرهای بزرگ است.
4 065
{وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذَٰلِكَ لَمِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ}
(﴿وَلَمَن صَبَرَ وَغَفَرَ﴾) و هرکس در مقابل اذیّت و آزاری که از سوی مردم به او میرسد، صبر و بردباری ورزد و آنها را ببخشد؛ و از آنچه از آنها سر زده است، گذشت کند، (﴿إِنَّ ذَٰلِكَ لَمِنۡ عَزۡمِ ٱلۡأُمُورِ﴾) این از کارهایی است که خداوند آدمی را بر انجام آن تشویق نموده، و بر آن تاکید کرده و خبر داده است که این را جز بردباران و آنهایی که بهرهای بزرگ دارند، نمیپذیرند؛ و فقط کسانی به آن توفیق مییابند که دارای همّت والا و دارای خرد و بینش باشند؛ زیرا انتقام نگرفتن، دشوارترین امر بر نفس آدمی است، و بردباری در برابر اذیّت و آزار، و گذشت در مقابل تعامل نابهنجار دیگران، و نیکی کردن در برابر آنان بسی دشوارتر و دشوارتر است. ولی این کار برای کسی آسان است که خداوند آن را بر وی آسان گردانده، و در مسیر اتصاف نفس خویش به این صفت، با نفس خود مبارزه کرده و در این مسیر از خداوند استعانت طلبیده باشد.
تفسیر عبدالرحمن السعدی
4 065
{فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ}
(پس هر کس عفو کند و اصلاح نماید، پاداش او بر عهده الله است.)
[شوری: ۴۰]
