es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

گردهمایی‌جملات‌فراموش‌شده

گردهمایی‌جملات‌فراموش‌شده

Ir al canal en Telegram
320
Suscriptores
Sin datos24 horas
+67 días
+330 días
Atraer Suscriptores
nov '26
noviembre '26
+4
en 0 canales
octubre '26
+9
en 0 canales
Get PRO
septiembre '260
en 0 canales
Get PRO
agosto '260
en 0 canales
Get PRO
julio '260
en 0 canales
Get PRO
junio '260
en 4 canales
Get PRO
mayo '260
en 0 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+1
en 0 canales
Get PRO
enero '26
+5
en 4 canales
Get PRO
diciembre '25
+7
en 1 canales
Get PRO
noviembre '25
+13
en 3 canales
Get PRO
octubre '25
+14
en 3 canales
Get PRO
septiembre '25
+31
en 11 canales
Get PRO
agosto '25
+54
en 18 canales
Get PRO
julio '25
+32
en 12 canales
Get PRO
junio '25
+76
en 11 canales
Get PRO
mayo '25
+72
en 15 canales
Get PRO
abril '25
+39
en 10 canales
Get PRO
marzo '25
+20
en 7 canales
Get PRO
febrero '25
+30
en 12 canales
Get PRO
enero '25
+32
en 10 canales
Get PRO
diciembre '24
+13
en 3 canales
Get PRO
noviembre '24
+161
en 6 canales
Get PRO
octubre '24
+9
en 1 canales
Get PRO
septiembre '24
+166
en 22 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
05 noviembre+1
04 noviembre0
03 noviembre+1
02 noviembre+1
01 noviembre+1
Publicaciones del Canal
Mordab Googoosh.mp34.60 MB

2
Sin texto...
301
3
Sin texto...
141
4
امروز ما کمتر از دیروزیم، اما صدایمان نه. میفهمی اسماعیل؟ صدایمان نه. صداها را بریدند، پژواکش در تاریخ و گلوی ما را نه. کفش هایی را بی صاحب کردند، گام های بند گره زده به انتقام دیگر را نه. مغزها را کف خیابان ریختند، نفرت ذهنی جمعی‌مان‌ را نه. یک زن را کشتند، همه‌مان را نه. خواهان زندگی‌‌ را کشتند، زندگی را نه. آزادی‌خواه را کشتند، آزادی را نه.
217
5
مرد میهن آبادی
296
6
زن زندگی آزادی
306
7
ماهیِ آن حوض، سال‌ها بود که جان داده بود. آب اما هنوز هم می‌رقصید. می‌ترسید از رقص بایستد، از اینکه پولک‌های تن ماهی، آرام بگیرند در حوض، و حوض بماند، بی ماهی‌ای که حوض‌ترش کند. سال‌ها بود این حوض و ماهی‌اش، و این ماهی بود که آب را می‌رقصاند. امروز اما، نه حوضی مانده، نه ماهی‌ای. حوض زیر خاکستر پاییز دفن شده، و حالا این آب است، که ماهی‌ها را می‌رقصاند.
327
8
Sin texto...
276
9
بچه تر که بودم، گرگم به هوا بازی نمی‌کردم. می‌ترسیدم از بالا و پایین پریدن. می‌ترسیدم زمین فرو بپاشد. قل بخورد و همه‌ ما بیرون بیوفتیم از رویش. بزرگ‌تر که شدم، فهمیدم نه! این خبر ها هم نیست. محکم تر از آن چنگ و دندان آویخته‌ایم بر جان این بیچاره. اما هنوز هم از پریدن می‌ترسیدم. امروز من خواب بودم، اما زمین بیدار. تکانم داد و تکانم داد و تکانم داد. خوابم را دزدید. بیدار که شدم زمین بود، آسمان بود، تو اما نبودی. خانه‌ات هم نبود. گلی که شبش از دست من به دست تو پرواز کرد هم نبود. آن روز من بیدار نشدم. منِ سالیان پیش جای من بیدار شد. منِ ترسان از سستی زمین. از همان موقع ها می‌دانستم روزی زمین فرو می‌ریزد، تو و گل را باهم می‌بلعد. من اما هیچوقت گرگم به هوا بازی نمی‌کردم. کس دیگری بود. تصمیم گرفت بپرد. آنقدر بپرد و بپرد و بپرد تا زمین فرو بپاشد. آنقدر محکم که تو بروی. ولی نه آنقدر محکم که من هم با تو بیایم. امروز من اینجا ایستاده‌ام. و به تو نگاه میکنم. که چقدر زیر آوار هم زیبایی. قدم از قدم برنمی‌دارم اما. زمین سست تر از همیشه است. نکند که من گام بردارم و جای تو تنگ شود آن زیر...
488
10
Sin texto...
683
11
Siah o Sepid سیاه و سپید ONEDAM Ali Karim.m4a
464
12
Sin texto...
647
13
در خیابان‌ها راه می‌روم، دست به خاک می‌کشم. منتظرم چیزی بروید. سبزه‌ای سر زند. خاک سر باز کند و قصه‌ای بیرون تراود. سردتر از همیشه‌ست اما. ولع بلعیدن دارد انگار. قصه هایمان را خورد. غصه هایمان را نه. بذر کاشتیم و بذر کاشتیم و بذر کاشتیم. آروزوهایمان را، جوانی‌مان را، عزیزانمان را. همه چیز بذر شد و به زیر خاک رفت. سال‌هاست می‌کاریم و می‌کاریم و می‌کاریم، سبزه‌ها در کدام جهان می‌رویند پس؟ خاک‌مان خاکستری‌ست، خانه هایمان، شهرمان، آنقدر زیر این خاک آدم دفن کرده‌اند، همه چیز بوی یاد می‌دهد. گندم‌ها بوی یاد سپهر، انار‌ها بوی یاد رها. انگورها هم مست نمی‌کنند دیگر، شیره‌شان خشکیده، به درون خشت خشت دیوارهایمان رفته. شهر مست‌تر از همیشه‌ست. خیابان‌ها تلو تلو می خورند. کوچه ها به هم تنه می‌زنند. خانه‌ها با هم یکی می‌شوند. همه سر یک سفره‌ایم انگار. مادر برای من کمتر غذا می‌کشد، تا سهمی برای مرده‌های زنده‌تر از زندگان زیر خاک هم باقی بماند. و من هر روز به خاک دست می‌کشم، منتظرم چیزی بروید. سبزه‌ای سر زند. خاک ثمر نداده را، چطور ز مشت رها کنم؟
507
14
Sin texto...
856
15
3bf7e419_8344_4e2e_a9c5_80f3c55529e6Giso_Parsihan_140_audio_on.m4a
489
16
در این سرزمین هم خاک سرخ بود، هم زن؛
در این سرزمین هم خاک سرخ بود، هم زن؛
869
17
Hotel California Eagles.mp3
474
18
Sin texto...
616
19
عزادار دیده‌ها باشید، نه شنیده‌ها.
1 284
20
CrazyCello – -مهرداد مهدی-آکاردئون.mp3
592