es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

Ir al canal en Telegram

فراموش کرده بود که انسان در نهایت به همه چیز عادت میکند"

Mostrar más
149
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-730 días
Archivo de publicaciones
Repost from N/a
- عصر شنبه خیلی وقته دارم سعی می کنم از یه نفر بنویسم اما نمی تونم...

Repost from N/a
اومد، به زندگی وصلم کرد و دوباره رفت .

Repost from N/a
- بامداد جمعه «از زن نوشتن زیباست، چون زن ، خود تجسم زیبایی‌ست؛ زیبایی‌ای که در سکوت و صدا، در نگاه و لبخندش جاری است.»

کای پسرای زیادی داره ولی هیچ کدوم مثل سان وایب کای رو نمیدن

بعضی وقتا واقعا حس میکنم کای و سان پدر و پسرن

پدر و پسر هر دو عاشق اینن که از پشت یکی رو بغل کنن مخصوصا اگر اون شخص سهون یا وویونگ باشه
+1
پدر و پسر هر دو عاشق اینن که از پشت یکی رو بغل کنن مخصوصا اگر اون شخص سهون یا وویونگ باشه

📌صدام کن هونگجونگ چون﹙هر فکری میخوای راجبم بکن ولی متأسفانه هیچ اهمیتی نمیدم﹚

📌صدام کن بکهیون چون﹙هر فکری میخوای راجبم بکن ولی متأسفانه هیچ اهمیتی نمیدم﹚

Repost from N/a
یک روز او خواهد خندید، بدون احساس عذاب و گناه.

Repost from N/a
اگر پایی برای فرار داشتی، لحظه‌ای اینجا کنارِ او با میل خودت می‌ماندی؟

Repost from N/a
More meaning, ofc.
More meaning, ofc.

Repost from N/a
She's barely holding on.

Repost from N/a
راهی پیدا خواهی کرد، تصمیمی خواهی گرفت، زندگی‌ای که بیشتر به روحت نزدیک باشه رو بلاخره پیدا خواهی کرد حتی اگه این جهان برات ک
راهی پیدا خواهی کرد، تصمیمی خواهی گرفت، زندگی‌ای که بیشتر به روحت نزدیک باشه رو بلاخره پیدا خواهی کرد حتی اگه این جهان برات کافی نباشه.

Repost from °دُژَم°
تو روشناییِ منی ستاره‌م؛ لطفا روشناییم رو ازم نگیر..

Repost from °دُژَم°
دور هم نشسته بودن، قرار شد همه حرفایی که میخوان رو به کسی که دوستش دارن بگن نوبت به اون رسید، نفس عمیقی کشید و شروع کرد به حر
دور هم نشسته بودن، قرار شد همه حرفایی که میخوان رو به کسی که دوستش دارن بگن نوبت به اون رسید، نفس عمیقی کشید و شروع کرد به حرف زدن: دردونم شاید نتونم داشته باشمت، ولی این دلیل نمیشه دوست نداشته باشم، دلیل بر این نمیشه مراقبت نباشم و حواسم پیشت نباشه، ستاره، دوست داشتنت خورشید نیست که دم صبح طلوع کنه و غروب بره پی کار و زندگیش؛ حتی مثل ماه‌ام نیست که شبامو درگیر خودش بکنه، تو و دوست داشتنت واسه من مثل آسمونه، همیشه سر جاشه؛ حتی اگه یه وقتایی تاریک باشه و یه وقتایی آبی روشن؛ کاملن فهمیدم که بدون تو نمیتونم نفس بکشم ولی حتی اگه از چشام بارون بیاد و قلبم از سردیِ تو بزنه... به پسر روبه‌روش نگاه کرد و ادامه داد: بازم از اینکه نورِ زندگیمی چیزی کم نمیشه☆

Repost from °دُژَم°
I close my eyes and all i see is you.

Repost from °دُژَم°
پیدات میکنم و باهم میمیریم.