es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

بازمانده‌‌ای از یکم دسامبر

Ir al canal en Telegram

فراموش کرده بود که انسان در نهایت به همه چیز عادت میکند"

Mostrar más
149
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-730 días
Archivo de publicaciones
ریکشن باز کنم صبر کنید

حمایتی بذاریم؟!

پس به نظرتون

من چنلم ممبر‌های زیادی نداره، اما همگی آدم‌های دوست داشتنی‌ای هستند

معمولا ثنا از اون دسته آدم هاست که وقتی درمورد چنلم نظر میده خیلی خوشحال میشم

ثنایِ عزیزم💕💕💕💕

من هر دو هفته یکبار:

کدوم تکست اینجارو‌ بیشتر دوست دارید؟! و چرا؟

یک سوالی ذهنم رو درگیر کرد

آهنگ بفرستید که حتما خوشحالم کردید

از احوالاتتون بگید سوالی هست بفرمایید انتقادی، پیشنهادی، نظری

می‌خوام ناشناس بذارم و صحبت کنیم

چنل بسیار زیبایی دارید و مطالبی که به اشتراک می‌ذارید اغلب بسیار دوست‌داشتنی هستند✨

او دخترِ مهربانی است، چشمانش می‌خندند، برای آدم‌ها دلسوزی میکند، پرحرف و خوش تعریف است، زودجوش و پر از نگرانی است، با صدای بلند میخندد، ساعت‌ها حرف برای گفتن دارد، در داستان‌ها و قصه‌ها غرق می‌شود، عاشق هنر است، فلسفه را می‌ستاید، شعر‌ها را دوست دارد، برای کتاب‌ها همیشه وقت دارد، عشقش را با رفتارش نشان‌ می‌دهد، از آدم‌ها به راحتی دل می‌کَند و بدترین اتفاقات را به زیباترین حالت تعریف می‌کند و همیشه حرفی برای جواب دادن در آستین دارد؛ اما همیشه مادر بزرگ به او می‌گوید که در نهایت مردی عاشقش می‌شود که آرام و سر به زیر است، آرام صحبت میکند، خشم برایش تعریف نشده، قلبش آسوده است، از سخن گفتن خجالت می‌کشد، شنونده‌ی خوبی است، سخن گفتن از خودش برایش دشوار است، عشقش را با اشعار بروز می‌دهد، نگران چیزهای بیهوده نمی‌شود، با قلبش می‌خندد، حرف دلش را به سختی می‌زند، عاشق نوشتن است، وابسته‌ی آدم‌های موردعلاقه‌اش می‌شود و هر روز صبح هنگامی که می‌خواهد برود با نامه‌هایی که بر روی آیینه می‌چسباند عشقش را بروز می‌دهد..

عزیزِ من؛ برایم بگو که چه بر تو می‌گذرد که این‌گونه زیبا لبخند میزنی"

قضاوت آدم‌ها همیشه باعث آزارم میشه، وقتی من حرفای زیادی برای گفتن داشتم و اونا هیچ‌وقت نشنیدنش چون من احساس می‌کردم احساسات‌شون بابتش آسیب میبینه و بخاطرش سکوت کردم، چون دوستشون داشتم و بخاطرش سکوت کردم، چون دلم نیومد و بخاطرش سکوت کردم، من هیچ وقت دلم نیومد حرفایی که شنیدم رو حتی بهشون برگردونم چون دوستشون داشتم اما اونا راحت بهم میگفتن که آدم خوبی نیستم، اونا به راحتی میتونستن احساساتمو لگد کنن، اونا به راحتی از روی حال خوبِ من رد میشدن و اونا براشون اهمیت ندادن آسون بود. توی کل اون مدت دلم میخواست بگم که من واقعا با تمام شرایطم سعی می‌کنم برای شما آدم خوبی باشم اما شما در نهایت اون بخشی از من رو می‌بینید که در حال فروپاشی هست و اصلا دوست داشتنی نیست. راستش آخرین امیدم همیشه همین آدم‌هایی بودن که الان از همشون ناامید شدم، همیشه فکر می‌کردم اونا تنها آدم‌هایی هستن که واقعا فرق بین جدی و شوخی، خوب و بد، آروم و عصبی و جدی و شوخ منو متوجه میشن اما دیدم نه اوناهم حتی منو با یه چشم و توی یه لحظه میبینن و حتی متوجه‌ی حرف‌هام هم نمیشن چه برسه متوجه‌ی سکوت و طرز نگاهم؛ شایدم حق باهاشون بود من هنوز هم عین بچگیم زودرنج‌م اما خب هرچی بود اونقدر عمیق بود که شاید تا مدت‌های زیادی دیگه بهش فکر کنم؛

از قطع ارتباط با خیلیاتون پشیمونم، کاش زودتر اینکارو انجام داده بودم.✨

این دیگه فاجعه‌اس