𝙫𝙖𝙧𝙞𝙖𝙗𝙡𝙚
Ir al canal en Telegram
عرضی نیست, اشاراتیست ناخوانا . http://t.me/HidenChat_Bot?start=6339280597 💌
Mostrar más290
Suscriptores
Sin datos24 horas
-47 días
-930 días
Archivo de publicaciones
290
ملت آدم میکشن انقدر خودشون رو سرزنش نمیکنند که من با کوچکترین موارد به خون خودم تشنه میشم.
290
این دو ماه و اندی رو جوری با بگایی، یه غم بزرگ و سگ دو زدن زدن گذروندم که هر لحظش فقط با یه مو به زندگی وصل بودم و الان باورم نمیشه بعد این مدتچه پوستکلفتی دارم.
290
ذهنی که مه گرفته
کلماتی که در نوک زبان مهو میشوند
چشمانی که روشنایی خود را از دست میدهند و هر روز کدر تر میشوند
و دلی که تنگ تر و کوچک تر میشود
بغضی که بزرگ تر میشود همانند دستی که گلویی را خفه میکند.
290
اینبار به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست ای که شادمانیم پس از تو گمشد و به قصه پیوست..
پس از پر کشیدنت دلم میخاهد همه بروند،همه چیز باهم خاموش شود، همه ی صدا ها قطع شوند .
میگویند حادثه خبر نمیکند اما من هنوز هم نمیتوامم باور کنم ،از این میسوزم که تو پر از شور زندگی بودی ،عشقی که به زندگی داشتی قابل توصیف نبود .همیشه سر اینکه آنقدر به خودت میرسیدی تو را مسخره ات میکردم.. حق تو این نبود
حق تو زندگی کردن بود ،زندگی کردن آرزو هایی که برایش زحمت کشیدی
کاش بیشتر مراقب خودت میبودی..
کاش بیشتر احتیاط میکردی..
از حال و احوال این روزهایم بگویم :اصلا خوب نیستم! هیچکدممان خوب نیستیم
شب هارا با گریه میخوابیم و صبح با گریه چشمانمان را باز میکنیم
بعد از تو ترس از دست دادن به تمام جانم افتاده و رهایم نمیکند
دیگر از جاده و سرعت هراس دارم
به این فکر میکنم که دیگر کسی نیست که مرا مِنالگه(بچه) صدا کند
راستی!
دیگر اگر کسی اذیتم کرد به کی بگویم؟
امانتی ام را چه
با او چکار کنم؟
اما ای رفیق نگون بخت من
کاش در روزگار دیگری می زیستیم
ما همگی حیف بودیم:))
