آزفَنداک
Canal cerrado
هنر را برگزیدم تا جنایتکار نشوم! جنایت کار نشدنم؛معنایش احترام نیست احترام من به شما؟سوتفاهم است http://t.me/BluChtBot?start=63a6ad03beddaa8c8e41
Mostrar más209
Suscriptores
Sin datos24 horas
-137 días
-1330 días
Archivo de publicaciones
209
شنيدم مصرعی شيوا، كه شيرين بود مضمونش
«منم مجنون آن ليلا كه صد ليلاست مجنونش»
به خود گفتم تو هم مجنون يک ليلای زيبایی
كه جان داروی عمر توست در لبهای ميگونش
بر آر از سينهی جان شعر شورانگيز دلخواهی
مگر آن ماه را سازی بدين افسان افسونش!
نوايي تازه از ساز محبت، در جهان سركن،
كزين آوا بياسايی ز گردشهای گردونش
به مهر آهنگ او روز و شبت را رنگ ديگر زن
كه خود آگاهی از نيرنگ دوران و شبيخونش
ز عشق آغاز كن، تا نقش گردون را بگردانی،
كه تنها عشق سازد نقش گردون را دگرگونش
به مهر آويز و جان را روشنایی ده كه اين آيين
همه شادی است فرمانش، همه ياری است قانونش
غم عشق تو را نازم، چنان در سينه رخت افكند
كه غمهای دگر را كرد از اين خانه بيرونش!
غرور حسنش از ره میبرد، ای دل صبوری كن!
به خود باز آورد بار دگر شعر فريدونش
-فریدون مشیری
