Where the whales die .
Ir al canal en Telegram
The July that he left me. The blue whale of my cloudy springs has slipped from my hands. https://t.me/Ffaaiirryybot
Mostrar más320
Suscriptores
-124 horas
Sin datos7 días
-230 días
Archivo de publicaciones
اینکه بعد متنی که برات نوشتم این آهنگو بذارم یعنی تایید بنده بر اینکه این آهنگ برایِ توعه
آهنگها وقتی منو یاد کسی بندازن ناخوآگاه تعلق پیدا میکنن به اون شخص
حالا فرض میکنیم تو از آدمی که قراره با این آهنگ یادش بیوفتی متنفری
مغزت یه دلیل بهت میده که با هربار شنیدنش بری توی خودت
سلام به موهای ایستاده روی پوست
لب عمیقترین دره نزدیک
هیچوقت برای پریدن دیر نیست
هیچوقت دیر نیست
تو یه داستان واقعی بهم بدهکاری.
یه جایی باید برمیگشتی؛ برمیگشتی و میدیدی من انگار نود ساله که منتظرتم.
خیلی گذشته، من اما همهجا صورتتو میبینم، صداتو میشنوم، زمینی که قدماتو روش گذاشتی میبوسم...
خیلی گذشته، اما باید برمیگشتی. باید برمیگشتی که بهم بگی: «متأسفم که نتونستم مراقبت باشم.» بگی: «چقدر بد زخمی شدی وقتی که یه موجود کوچولوی آسیبپذیر بودی.» بگی: «ببخشید که همهی زخمهای روی تنت کارِ دست منه.» «ببخشید که من هیچوقت بهتر از تو برای اینکه ترکش کنم ندیدم.» «ببخشید، من دیوار کوتاهتر از تو برای پریدن از روش پیدا نکردم.» «ببخشید، من ظرف نازکتر از تو برای شکستن جلوی دستم نبود.»
دلم میخواست یکبار، فقط یکبار، یه عذرخواهی ازت بشنوم. یکبار ازت بشنوم که صدای منو شنیدی وقتی که داشتی پشت سرت جام میذاشتی. بدونم برای فقط یکبار به من فکر کردی؛ که ازت یه زخم به جا مونده، یه خراش، یه درد که هنوز خونریزی میکنه.
دلم میخواست یکی از همین شبا بودی. صدای رعدوبرق که میاومد، سمت اتاقت میدویدم و بهت میگفتم: «نگاهم کن. صدا که توی اتاق پخش میشه، گوشامو میگیرم، چشمامو میبندم؛ چون تو نیستی که بهم بگی نترس. نیستی که جلوی لرزیدن تنم، جلوی یخ شدن دستام، جلوی سردردامو بگیری.»
من میخوام هزاربار نبودنتو، رفتن بیموقعتو داد بزنم. شاید یکی از همین فریادام اونقدر بلند باشه که بشنویش.
خیلی از رفتنت گذشته؛ تا الان احتمالاً باید فراموشت میکردم.
بودنتو یادم رفته، اما قرار نیست اون بچه فراموش کنه که چطور از جلوی چشمهاش بردنت.
الان برگردی، عذرخواهی کنی، این چشمها اون چشمهایی نیستن که موقع رفتنت دیدیشون.
تو باید به حداقل ده سال قبل برگردی، از اون بچهی هشتساله عذرخواهی کنی.
باید خیلی عذرخواهی کنی.
باید به اندازهی تموم این سالها عذرخواهی کنی.
باید عذرخواهی کنی...
خانم مالی-
