es
Feedback
درخت‌نشین

درخت‌نشین

Ir al canal en Telegram

گذرگاه پیره جادوگری کلاغ بر دوش که با دایناسور شخصی خویش تردد می‌کرد. در پی نجات ستارگان. این‌جا، برای من آیندست. @GrandmotherWillow_bot https://t.me/harfmanrobot?start=5502300261

Mostrar más
Irán232 375La categoría no está especificada
Buy Ad
183
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-1230 días
Archivo de publicaciones
حرفی ندارم، ولی به رسم همیشه اینارو داشته باشید از روز اول و دوم دانشگاه.
+1
حرفی ندارم، ولی به رسم همیشه اینارو داشته باشید از روز اول و دوم دانشگاه.

تایپ؟ تایپ فقط مردانی مثل علی مصفا. دیگر صحبتی ندارم.

There's a new revolution, a loud evolution that I saw Born of confusion and quiet collusion of which mostly I've known A modern day woman with a weak constitution, 'cause I've got Monsters still under my bed that I could never fight off A gatekeeper carelessly dropping the keys on my nights off I've been tearing around in my fucking nightgown 24/7 Sylvia Plath Writing in blood on your walls 'Cause the ink in my pen don't look good in my pad They write that I'm happy, they know that I'm not But, at best, you can see I'm not sad But hope is a dangerous thing for a woman like me to have

دیروز که داشتم یه خورشید کاغذی درست می‌کردم، این یهویی پخش شد! عزیزم، جدی جدی قسمت شده که خورشید و برات بدزدم فردا بزنم به موهات.

Bomrani _ Khorshid Dozd.mp35.01 MB

تازه اون هنوز دستبند بابونه‌ای که براش بافتم رو دستش می‌کنه. :) نمی‌دونم چطوری توصیف کنم وقتی که دیدم چه حسی‌های روشنی بهم دست داد ولی به‌جای جمله‌ها، یه کلمه می‌تونم بگم، دوستی!

:(((((((( Today the co_star told me the most important people are the ones who care about you.
:(((((((( Today the co_star told me the most important people are the ones who care about you.

Marjan Farsad - Badeh Paeezi.mp34.84 MB

تو اون سه سالی که دبیرستانی بودم و غیر از درس خوندن نمی‌تونستم کار دیگه‌ای بکنم، پاییز برام پوشیدن یه لباس گرم، درست کردن یه
تو اون سه سالی که دبیرستانی بودم و غیر از درس خوندن نمی‌تونستم کار دیگه‌ای بکنم، پاییز برام پوشیدن یه لباس گرم، درست کردن یه لیوان چایی و باز کردن پنجره تا نسیم خنک و صدای قورباغه‌ها و جیرجیرک‌ها رو به اتاقم دعوت کنم، شمع روشن کنم و بعد بشینم اینجا، پشت میزم و با نور چراغ مطالعه و آهنگ‌هام تا نیمه شب درس بخونم. بینش هم مامان برام میوه می‌آورد و بهم تذکر می‌داد که بسه برم بخوابم، اما چطور می‌تونستم از روح پیر و مهربون شب‌های پاییزی خداحافظی کنم وقتی این چنین مراقبم بود تا احساس تنهایی نکنم و من رنجور و فرسوده روز رو التیام می‌بخشید؟ اون حتی شاپرک‌های کوچولویی رو هم برام فرستاده بود تا همراهم باشند الان هم یکی از اون‌ها دوباره برگشته، جیرجیرک‌ها دوباره آواز می‌خونند و مامان برام هندونه آورده و باد دوباره من رو نوازش می‌کنه. سلام روح شب‌ِ عزیزم، خوش اومدی؛ دلتنگت بودم!

شاید نتونم دوباره تو مسیر تدریس قرار بگیرم، ولی تو زندگی، قطعا.

Repost from آداجیو
بهش گفتم:«یکی از هدفام اینه که تو مسیر تدریس، یه معلم مثل جان کیتینگ باشم.»

خیلی گوگولی‌های نمکین و باهوشی هستید، بغل براتون. 😭💘

ری‌اکت نهنگ برای ما درخت‌نشین‌ها یه نماده(اگر می‌دانید، می‌دانید🤭)، خوب موقعی یاد‌آوری کردی، باریکلا. :»

نمیر تا وقتی که از بند رویاها، آرمان‌ها، حسرت‌ها آزاد نشدی. نمیر تا وقتی نفس راحت بابا رو ندیدی. نمیر تا وقتی که زندگی نکردی. بمون زن، بمون و مثل یه زن از پسش بر بیا. بمون.

دوست دارم آزاد بمیرم.

اینجا خونه سیمین دانشور و جلال آل احمده. سارینا برام فرستاده و در ادامه‌ش ضمیمه کرده که هر اتاقی که می‌رفته وایب من رو داشته.
+1
اینجا خونه سیمین دانشور و جلال آل احمده. سارینا برام فرستاده و در ادامه‌ش ضمیمه کرده که هر اتاقی که می‌رفته وایب من رو داشته. سارینا همیشه قشنگ‌ترین چیزها رو می‌فرسته برام و می‌گه شبیه منن. و من هر بار چشمام پر از اشک می‌شه و دوباره به زندگی برمی‌گردم. این مثل معجزست که آدم کسایی رو داشته باشه که قشنگ ببیننش حتی اگر خودش اینطوری فکر نمی‌کنه و هر بار بهش یادآوری بشه که قشنگ، عزیز و دوست‌داشتنیه. این مثل معجزست که دوست‌هام همچنان من رو سبز می‌بینند اگرچه در سیاه‌ترین روزهای زندگیمم. اگر خدایی وجود داره، دوست دارم ازش تشکر کنم بابت معجزه‌ها، دوستی‌ها.

برای غرق شدن تو سیاهی شب و خیره شدن به ماهی که امشب زیباترین لباس‌هاش رو بر تن کرده.

Marjan Farsad - Abi.mp37.13 MB

So leave my broken bones...

photo content
+4